شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[29 / 4 / 1398] گزارشی از شب خاطره قطعنامه ۵۹۸ در دوره آموزشی ا ...
[29 / 4 / 1398] فرزند شهید رمضانعلی ایراندوست؛
[29 / 4 / 1398] در گفت‌وگوی با همرزم شهید «ملا» مطرح شد؛
[30 / 4 / 1398] انتشارات شهید کاظمی به زودی کتاب «در جست‌وجوی م ...
[30 / 4 / 1398] وحشت منافقین از شهید ادیبان؛

 

کدخبر: 66531
تاریخ انتشار: 4 تیر 1398 _12:20:17
چگونگی شهادت شهید «روح‌الله سلطانی» به روایت یک سردار
یکی از رزمندگان مدافع حرم گفت: تنها مجروح صحنه درگیری با قاچاقچیان «روح‌الله سلطانی» بود که از ناحیه پهلو و کتف به شدت مجروح شد و خونش بر خاک ارتفاعات «گرده‌سور» ریخته شد.
 تا شهدا: سردار «حمیدرضا رستمیان» فرمانده سابق لشکر عملیاتی 25 کربلای مازندران و رزمنده مدافع حرم به ذکر خاطره‌ای از نحوه شهادت شهید «روح الله سلطانی» پرداخت که از نظرتان می‌گذرد:
 
از نیمه شب ۲۳ خرداد ۹۴ تا صبح روز ۲۴ خرداد، چند ساعتی بیش نبود. رزمندگان لشکر عملیاتی ۲۵ کربلا با برنامه ریزی و طراحی خوب، بر سر راه اشرار مسلح و قاچاقچیان عملیات کمین منطقه‌ای را اجرا کرده بودند. در عملیات کمین اجرا شده، تلفات قابل ملاحظه ای به کاروان قاچاقچیان و اشرار مسلح پژاک وارد شده بود.
 
تنها مجروح آن صحنه درگیری «روح الله سلطانی» بود که از ناحیه پهلو و کتف سخت مجروح شد و خونش بر روی خاک‌ ارتفاعات گرده سور ریخته شد. روح الله به سرعت با آمبولانس به پایگاه شهری و بیمارستان انتقال داده شد.
 
میزان جراحت، عمیق و سخت بود. همه فکر می‌کردیم، روح الله در مقابل این جراحت مقاوم خواهد بود. ولی تقدیر بر این بود که روح الله باید به خدا می‌پیوست تا جاودانه بماند. در این چند ساعت به ظاهر کوتاه، به مجموع یگان به اندازه سالی گذشت تا باور کنیم «روح الله سلطانی» آسمانی شده است.
 
تازه به سخنانش فکر می‌کردیم که دائم از شهادت پس از شهید سید جلال می‌گفت و خودش را آماده کرده بود. جایش برای همیشه در لشکر ۲۵کربلا خالی ماند و ثلمه ای در لشکر ایجاد شده بود.
 
یار دیرینه اش محمود رادمهر را پس از شهادت «روح الله سلطانی» صدا کردم و جلسه ای ویژه تشکیل شد. گفتم: محمود جان، روح الله به آرزویش رسید. انتظار شهادت را همیشه در جلسات و محافل بیان می‌کرد. بالاخره عاقبت بخیر گشت.
 
محمود گفت: بله خدا رو شکر. خوش بحالش که خداوند شهادت را نصیبش کرد. گفتم: محمود، نباید در این شرایط حساس ماموریت، پرچم عملیات لشکر برافراشته نباشد. یگان لطمه خواهد خورد. باید جای شهید روح الله سلطانی را پرکنی.
 
محمود گفت: حاج آقا، دلایلی دارم مرا از مسئولیت مدیر معاف کنید ولی در کنار هر مسئول انتخاب شده با تمام توان کار خواهم کرد. اصلا نگران عملیات نباشید. هرچه گفتم و اصرار دوستانه می‌کردم، گوش و زبان «محمود رادمهر» آرمانش را دنبال می‌کرد نه خواسته بنده و سازمانش را. محمود حدود یک ماه به‌عنوان سرپرست معاونت عملیات لشکر بود تا اینکه به پیشنهاد خودش، برادر رامین به‌عنوان مسئول عملیات لشکر منصوب شد.
 
حال امروز، روح الله، محمود و رزمندگان مجری کمین آن شب، همچون محمدتقی سالخورده، علیرضا بریری و... نیز به کمال انسانیت درجه شهادت نائل آمده اند و جایشان در بین همرزمان‌شان خالی ولی جاوید و ماندگار است.

ابزار هدایت به بالای صفحه