شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[19 / 8 / 1398] یادی از شهدای ایرانی جنگ بوسنی و هرزگووین؛
[20 / 8 / 1398] نگاهی به زندگی برادران شهید عبدالرضا و عبدالحسن ...
[20 / 8 / 1398] برگرفته از وصیت‌نامه شهید آقایی؛
[20 / 8 / 1398] فرمانده سپاه نینوا استان گلستان؛

 

کدخبر: 66392
تاریخ انتشار: 29 خرداد 1398 _16:45:24
روایت آخرین دیدار «الله‌کرم» با شهید ابراهیم هادی
حاج حسین الله کرم که مدتی است در اثر تصادف سخت مصدوم شده است. او در جمع دوستانش که برای عیادتش رفته بودند خاطره آخرین دیدار خود با شهید ابراهیم هادی را روایت کرد.
تا شهدا: جعفر طهماسبی از رزمندگان تخریبچی لشکر 10 سیدالشهدا در مطلبی نوشت: با جمعی از دوستان بیت الشهدا برای ملاقات حاج حسین الله‌کرم رفتیم.
 
ایشان چند روز پیش در اتوبان امام علی (ع) در حالیکه سوار بر موتور سیکلت بود تصادفی کرده و سخت مصدوم شده بود. الحمدلله حالش خیلی خوب شده و در خانه استراحت می‌کند.
 
چون شب وفات حضرت عبدالعظیم و حضرت حمزه (ع) بود ذکر توسلی خوانده شد و بعد از آن حاج حسین خاطره‌ای از عملیات والفجر مقدماتی بیان کرد. وی گفت: من در عملیات والفجر مقدماتی مسوولیت داشتم و قرار بود سه تا یگان شامل تیپ سیدالشهداء (ع)، لشکر27 و لشکر نصر از یک جناح به دشمن حمله کنند اما به علت تنگی مکان، منطقه خیلی شلوغ شده بود.
 
قرار بود ما هم از جناح راست عملیات با تعداد زیادی دستگاه مهندسی خاکریزی را بعد از رفتن گردان‌ها شروع کنیم. وقت رفتن رزمنده‌ها دیدم شهید آقا ابراهیم هادی هم همراهشان هست، با دیدن او خوشحال شدم، گفتم: آقا ابراهیم بیا امشب با ما همراه شو و به ما کمک کن. گفت: «حاج حسین من با تو بیام نمی‌گذاری توی عملیات جلو برم.» هرچه اصرار کردم نپذیرفت.
 
در آخرین دیدار ساعتش را که شاید آخرین تعلق دنیایی‌اش بود از دستش باز کرد و به من داد، بعد هم گفت: «حاج حسین! خیلی دوست دارم شهید بشم و یا اگر شهادت قسمتم نشد لااقل اسیر بشم و در اسارت ذره‌ای از آن چه حضرت زینب سلام الله علیها کشید من هم احساس کنم.»
 
ابراهیم این رو گفت، رفت و دیگر برنگشت. او حتی به اندازه محل دفنش جایی رو روی زمین اشغال نکرد. ابراهیم هادی آسمانی بود و در روی زمین جایی نداشت. او بی نام رفت و گمنام شهید شد اما امروز نامش شهره در همه شهر و دیار است. روحش شاد.

ابزار هدایت به بالای صفحه