شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[30 / 4 / 1398] وحشت منافقین از شهید ادیبان؛
[30 / 4 / 1398] انتشارات شهید کاظمی به زودی کتاب «در جست‌وجوی م ...
[29 / 4 / 1398] فرزند شهید رمضانعلی ایراندوست؛
[29 / 4 / 1398] گزارشی از شب خاطره قطعنامه ۵۹۸ در دوره آموزشی ا ...
[29 / 4 / 1398] در گفت‌وگوی با همرزم شهید «ملا» مطرح شد؛
[29 / 4 / 1398] روایت یک جانباز از لحظه مجروحیتش؛
[29 / 4 / 1398] مروری بر علل پذیرش قطعنامه ۵۹۸؛
[30 / 4 / 1398] گفت‌وگویی با فرزند شهید سردار حاصل احمدی؛

 

کدخبر: 65822
تاریخ انتشار: 30 ارديبهشت 1398 _10:57:27
شهیدی که در مقابل تیرهای بی امان دشمن سر خم نمی کرد

در هیچ عملیاتی سنگر نمی گرفت؛ هیچگاه در مقابل تیرهای بی امان دشمن سر خود را خم نمی کرد گویی نامریی بود و دیده نمی شد؛ از موقعیت هایی می رفت که کمتر کسی جرات رد شدن از آنها را داشت. 

تا شهدا؛ وقتی که اسم شهید عثمان فرشته در میان کسانی که او را می شناختند و با او آشنایی داشتند آورده می شود همه آنها به شجاعت و زیرکی او اعتراف می کنند، این شهید بزرگوار بیش از اندازه شجاع و نترس بود؛ رفتار بسیار عجیبی داشت از هیچ چیزی نمی ترسید؛ می شد او را ضرب المثل شجاعت و جرات دانست.
وقتی حرکات و سکنات بسیار عجیب او را می دیدی می گفتی که او واقعا فرشته است چرا که وقتی همرزمان او سنگر می گرفتند اما باز مورد اصابت تیر دشمن واقع می شدند.
واقعا شگفت می نماید کسی در برابر تیرهای حساب شده قناسه که مو را هم از زمین برمی داشت به سلامت بگذرد و یکی از آن تیرها هم به او اصابت نکند، فرشته است.
یکی از همرزمان شهید می گوید یک روز با شوخی به او گفتم که کاک عثمان شما چه دعایی را با خود حمل می کنید که تیر دشمن به شما اصابت نمی کند ایشان در حالیکه می خندید گفت: من از خدای خود خواسته ام که بدست ضد انقلاب نیفتم و با تیر مستقیم آنها کشته نشوم.
او شجاعت را با خون و رگ خود عجین می ساخت و ذره ای ترس و واهمه را در وجود خویش راه نمی داد، شهید فرشته علاوه بر شجاعت سرشاری که داشت تیرانداز ماهری هم بود.
به گفته یکی از همرزمان شهید؛ او حتی سکه پولی را که در آسمان پرتاب می کردند هنوز به زمین نرسیده مورد هدف قرار می داد.
** نیروهای ضد انقلاب از شنیدن نامش به لرزه می افتادند
نیروهای ضد انقلاب از شنیدن نام فرشته به لرزه می افتادند بطور یقین می توان صلابتی را که بدست آورده بود حاصل شجاعت و از خود گذشتگی او دانست. 
شجاعتی که سرشار از اخلاص و عاری از تظاهر بود؛ شجاعتی که توقع و ادعایی را در پی نداشت و از مردانگی و غیرت آکنده بود.
وقتی که دستور عقب نشینی را دریافت می کرد بسیار ناراحت می شد چرا که دوست داشت همیشه رو به دشمن داشته باشد و کوچکترین ضعفی را بدست او ندهد، توکل عجیبی به خداوند یکتا داشت و در آغاز هر کاری خدایا به امید تو می گفت.
به همرزمان خود توصیه می کرد با وضو به درگیری بروند و در زمان درگیری آیه الکرسی بخوانند؛ قبل از پاکسازی روستاها به نیروهای خودی گوشزد می کرد مراقب مردم باشند و از کشتن افراد بی گناه دوری کنند.
با نیروهای ضد انقلاب بسیار قاطعانه رفتار می کرد و حتی کوچکترین حرکتی را که دلیل نرمش او در مقابل آنها باشد انجام نمی داد. 
در همه عملیات ها پیشتاز بود؛ جلوتر از همه حرکت می کرد؛ سعی داشت به جای همه نیروها بجنگد و بیشترین ایثار و مردانگی را انجام دهد.
او برای نیروهای غیر بومی احترام بیشتری قایل می شد و آنها را مهمان های عزیز خطاب می کرد، بسیار سخی و بخشنده بود؛ به دلیل آنکه خود طعم تلخ فقر را چشیده بود درد فقرا را می دانست و یکی از توصیه های مکرر خود را رسیدگی به محرومان و تهیدستان منطقه قرار می داد. 
به گفته یکی از همرزمان وی، روزی که شهید مقداری از مایحتاج خود را تهیه کرده بود در راه با پیرزنی برخورد می کند و وقتی که از او می پرسد به کجا می رود پیرزن در جواب می گوید به روابط عمومی سپاه می روم تا مقداری وسایل بگیرم، در این هنگام روحیه سخاوت و بخشندگی شهید جوش می آید و به همرزم خود می گوید دست پیرزن را بگیر و سوار ماشین کند پیرزن را تا نزدیک منزلش می برند و شهید همه وسایلی را که برای خانه خودش خریده بود به او می دهد.
** بیوگرافی شهید
شهید عثمان فرشته در سال 1332 در روستای دله مرز سروآباد به دنیا آمد، بدلیل آنکه خانواده او از امکانات مالی مساعدی برخوردار نبود چند کلاس بیشتر درس نخواند و مجبور شد که در کنار پدر و برادر خود کار کند.
در سال 1351 به خدمت سربازی رفت و در باشگاه افسران قوچان مشغول انجام خدمت شد، در سال 1352 پدر بزرگوار خود را از دست داد و یکسال بعد خدمت را تمام کرد؛ سپس به اهواز رفت و در یک شرکت مشغول بکار شد. 
در همانجا بود که به جمع حامیان انقلاب پیوست و در حد توان خود برای به ثمر رسیدن آن تلاش کرد، او از درآمد خود یک قبضه تفنگ برنو خرید و در کنار سایر همرزمان کُرد با عمال رژیم منفور پهلوی جنگید.
آنها با یاری یکدیگر، شهربانی رژیم شاه را در شهرستان مریوان محاصره کردند و به تصرف خود درآوردند در این حادثه شهید گرانقدر عبدالله طرطوسی هم حضور داشت.
بعد از پیروزی شکوهمندانه انقلاب اسلامی به روستای دله مرز مراجعه کرد و مدتی را در آنجا ماند بخاطر نا امنی منطقه کردستان و حضور نیروهای ضد انقلاب در آن، به کرمانشاه رفت و به عضویت سپاه درآمد. 
با لیاقت و کارآیی شایسته ای که از خود نشان داد طولی نکشید که از سوی سردار سرافراز سپاه اسلام شهید محمد بروجردی به سمت مسئول گروهان سپاه منصوب شد، سپس به پاوه رفت و فرماندهی عملیات آنجا را پذیرفت. 
بعد از پاکسازی منطقه پاوه به سنندج آمد و در پی آن به سپاه مریوان پیوست، مدت دو ماه در روستاهای تیش تیش و شویشه بود بعد به مریوان رفت و به فرماندهی سپاه آنجا منصوب شد. 
در آن سمت بود که به پاکسازی روستاهای مریوان از لوث نیروهای ضد انقلاب پرداخت و موفق شد با یاری همرزمان غیور خود بسیاری از روستاها را پاکسازی و تعداد زیادی از نیروهای ضد انقلاب را که در آنها مقر داشتند به هلاکت برسانند. 
به هر روستایی که می رفت ماهیت پلید گروهک ها را افشا می کرد و اهالی را برای پیوستن به پیشمرگان مبارز کُرد دعوت می کرد بطوریکه تعداد زیادی از آنها دعوت شهید فرشته را پذیرفته و در جمع مجاهدان نور علیه ظلمت قرار می گرفتند.
بعد از آنکه روستاهای مریوان پاکسازی شد از سوی فرمانده سازمان پیشمرگان مسلمان کُرد ماموریت یافت به منطقه کامیاران برود و به پاکسازی آنجا اقدام کند. 
شهید فرشته زمانی گریوه کامیاران را که مرکز اصلی تجمع دمکرات بود آزاد ساخت و در همین راستا هم تعداد زیادی از آنها را به هلاکت رسانید، تا اینکه در 25 خرداد سال 61 بر اثر انفجار توپ خودی به شهادت رسید. 
از شهید فرشته یک فرزند دختر و یک فرزند پسر به یادگار مانده است، مزار مطهر شهید در روستای دله مرز قرار دارد. 
** نحوه شهادت 
در 25 خرداد ماه سال 61 گروهی از همرزمان شهید فرشته که در پایین کوهی به نام تفین قرار داشتند از طریق بی سیم با شهید تماس می گیرند و موقعیت خطرناک خود را برای او گزارش می دهند. 
شهید فرشته بعد از یک ساعت در همان محل حاضر می شود و در پشت توپ 106 که بر روی جیپ مخصوص شهید قرار داشت، مستقر می شود.
اما بعد از یکبار شلیک کردن به طرف قله کوه که مقر نیروهای ضد انقلاب بود، توپ گیر می کند و دیگر عمل نمی کند. 
در این هنگام شهید فرشته به پشت توپ می آید و موقعی که می خواهد نقص توپ را برطرف کند توپ عمل می کند و آتش عقبه آن شهید فرشته را در بر می گیرد و پیکر مطهر او را تکه تکه می کند. 
آری همانطور که شهید بارها آرزو می کرد تکه تکه شد و جنازه او در درون کیسه ای قرار گرفت، روحش شاد و یادش گرامی. 

ابزار هدایت به بالای صفحه