شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[31 / 5 / 1398] شهیدی که آیت‌الله حق‌شناس به حال و روزش غبطه می ...
[31 / 5 / 1398] قلب‌هایی که برای امام (ره) می‌تپید؛
[2 / 6 / 1398] نگاهی به کتاب «انتخابی دیگر» یادنامه شهید سیدعل ...
[2 / 6 / 1398] تکلیف‌مداری در فرهنگ دفاع مقدس؛
[2 / 6 / 1398] همسر شهید یدالله سلیمانی؛
[2 / 6 / 1398] یک فرمانده دفاع مقدس؛
[2 / 6 / 1398] یک آزاده دوران دفاع مقدس روایت کرد؛

 

کدخبر: 65035
تاریخ انتشار: 20 فروردین 1398 _12:28:06
به امام(ره) قول دادم تا پای جان در عملیات بمانم

سپهبد علی صیاد‌ شیرازی در لحظات حساس عملیات بدر به همرزمان خود گفت: خدای من و امام من گواه باشند، من به امام قول دادم تا پای جان درعملیات بدر بمانم.

 

تا شهدا؛ علی صیاد شیرازی سال ۱۳۲۳ در روستای «کبود گنبد» از توابع درگز متولد شد. پس از دریافت دیپلم ریاضی در تهران، توانست در سال ۱۳۴۲ در آزمون دانشکده افسری پذیرفته شود که بعد از طی دوران تحصیل در دانشکده افسری در رسته توپخانه فارغ التحصیل شد.

در سال ۱۳۵۰ با دختر عمویش ازدواج کرد و در سال ۱۳۵۱ برای گذراندن دوره تخصصی توپخانه به آمریکا اعزام شد. او دوره سه ماهه تخصص «هواسنجی بالستیک» را در شهر «فورت سیل» ایالت «اوکلاهما» با احراز رتبه اول از میان ۲۰ افسر آمریکایی و ایرانی به پایان رساند. شهید صیادشیرازی از ابتدای پیروزی انقلاب تا مهرماه ۱۳۵۸ در اصفهان با تشکیل گروهی ۳۰ نفره، از پادگان خود حراست کرد.

یکی از مهم ترین اقدامات شهید صیاد شیرازی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تهیه طرح‌های عملیاتی بود که این طرح‌ها منجر به شکستن حصر شهرهای سنندج و پادگان‌های مریوان، بانه و سقز شد. پس از این اقدام موفق شهید صیاد ۲ درجه ارتقاء پیدا کرد و با درجه سرهنگ تمامی به فرماندهی عملیات غرب کشور منصوب شد. وی در آخرین ماه‌های ریاست جمهوری بنی‌صدر توسط او عزل شد و به دعوت شهیدیوسف کلاهدوز در ستاد مرکزی سپاه به خدمت پرداخت. پس از خلع بنی صدر، شهید صیاد شیرازی برای پایان دادن به ناهماهنگی ارتش و سپاه در آن دوران، قرارگاه مشترک عملیاتی سپاه و ارتش را راه اندازی کرد و به عنوان فرمانده ارشد آن، مشغول به فعالیت شد.

مسلم بهادری یکی از همرزمان شهید صیاد شیرازی می‌گوید: یک روز در یکی از قرارگاه‌ها، شهید صیاد از من پرسید؛ میزان شرکت رزمنده‌ها در نماز جماعت به چه صورت است؟ گفتم؛ اکثر رزمنده‌ها در نماز جماعت ظهر و عصر و مغرب و عشاء شرکت می‌کنند، ولی تعداد شرکت‌کنندگان در نماز جماعت صبح کم است. شهید صیاد گفت؛ به همه اعلام کنید که فردا قبل از اذان صبح در حسینیه حاضر باشند و من این کار را کردم.

وی ادامه داد: صبح همه در حسینیه حاضر شدند و شهید صیاد بلند شد و گفت؛ برادران! شما به دستور من که یک سرباز کوچک جبهه اسلام هستم، قبل از اذان صبح در حسینیه حاضر شدید، ولی به امر خدایی که هر روز صبح با صدای اذان، شما را به نماز جماعت می‌خواند، توجه نمی‌کنید! این کار خیلی حاضران را تحت تاثیر قرار داد.

علی آراست یکی دیگر از همرزمان شهید صیاد شیرازی بیان می‌کند: پیش از عملیات بدر، شهید صیاد نظرش را صریحاً اعلام کرد و گفت؛ من مخالف اجرای این عملیات هستم. وقتی طرح اجرای عملیات بدر ابلاغ شد، صیاد گفت؛ از این لحظه که دستور صادر شده، من از آنهایی که این طرح را دادند، محکم‌تر خواهم ایستاد و هیچ تخطی را نیز نخواهم بخشید.

وی ادامه داد: شهید صیاد حقیقتاََ آخرین نفری بود که صحنه عملیات بدر را ترک کرد. می‌گفت؛ می‌خواهم خدای من و امام من گواه باشند که من فقط نظر کارشناسی‌ام را دادم، اما در اجرا محکم‌تر از دیگران بودم. برادر رحیم صفوی خودش شاهد است. لوله تانک‌های عراقی دیده می‌شد و گلوله‌هایش جلوی پاهایمان می‌خورد. در چنین موقعیتی، بچه‌های سپاه ۲ تا قایق تندرو آورند، به آقا رحیم و صیاد و جمعی که آنجا بودند، گفتند سوار شوید، بروید. الان تانک‌ها می‌رسند. شما باید بروید، وگرنه اسیر می‌شدند. شهید صیاد گفت؛ من نمی‌آیم، من جواب امام را چه بدهم؟ من به امام قول دادم تا پای جان در این عملیات بایستم.

همرزم شهید صیاد شیرازی یادآور شد: زمانی که با تصمیم شهید صیاد روبرو شدند و مطمئن شدندکه شهید صیاد حاضر به بازگشت نیست، فانسقه شهید صیاد را سه نفری گرفتند، جثه‌اش هم کوچک بود؛ ورزیده بود؛ ولی وزن سنگینی نداشت بلندش کردند، انداختندش توی قایق تندرو و قایق حرکت کرد. قایق ۲۰ متر توی آب پیش رفت، که شهید صیاد خودرا به آب انداخت و گفت؛ بروید، نگران من نباشید. در این شرایط بود که سه نفر از اطرافیان او هم مجبور شدند به آب بزنند و شهید صیاد را برای بازگشت سوار قایق کنند، نمی‌شد تنهایش بگذارند. خلاصه با مصیبتی بسیار زیاد شهید صیاد شیرازی به عقب برگردانده شد.

گفتنی است؛ امیر سپهبد علی صیاد شیرازی در تاریخ ۲۱ فروردین ۱۳۷۸ توسط فردی ناشناس در پوشش رفتگر محله، مورد تهاجم قرار گرفت و از ناحیه سر و صورت با شلیک گلوله به شدت مجروح شد. پیکر غرق به خون شهید صیادشیرازی ابتدا به بیمارستان فرهنگیان و سپس به بیمارستان ۵۰۵ ارتش منتقل شد؛ اما سرانجام براثر شدت جراحت به‌شهادت رسید.

ابزار هدایت به بالای صفحه