شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[4 / 4 / 1398] خاطره‌ای از یک جانباز دفاع مقدس؛
[4 / 4 / 1398] برشی از زندگی شهید «مهدی قدیری»؛
[4 / 4 / 1398] گزارش خبرنگار از دیدار و گفت‌وگو با پدر شهید غل ...
[4 / 4 / 1398] روایت علی اصغر گرجی زاده از قرارگاه خاتم۴؛
[5 / 4 / 1398] مدیرعامل سابق کانون جهادگران جهاد سازندگی یزد:
[4 / 4 / 1398] حمید داوودآبادی؛
[4 / 4 / 1398] برگزیده جشنواره عمار؛
[4 / 4 / 1398] سالروز شهادت «علی هاشمی»؛

 

کدخبر: 63238
تاریخ انتشار: 20 دی 1397 _07:47:31
آمادگی شهید فغانی برای عاشورایی شدن

شهید فغانی در روز عاشورا با خواندن نوحه‌ای جانسوز شور و هیجان عجیبی در عزاداران ایجاد کرد.

 

تا شهدا؛ شهید عبدالعلی فغانی در سال ۱۳۳۳ در شهرستان طبس به دنیا آمد. دوران تحصیل را در طبس و سبزوار پشت سر گذاشت و در سال ۱۳۵۳ پس از دریافت دیپلم علوم طبیعی، در دانشکده افسری پذیرفته شد. در سال ۱۳۵۵ در قسمت ارتباطات و الکترونیک فارغ‌التحصیل شد و برای ادامه خدمت به جزیره کیش منتقل گردید. در همین ایام همراه با حضور در ارتش، در نهضت انقلابی مردم علیه رژیم شاه نیز حضوری فعالانه داشت. پس از انقلاب اسلامی، به تهران آمد. در بهمن ۱۳۵۸ در قالب انجمن اسلامی نیروی هوایی ارتش به دیدار امام خمینی (ره) مشرف شد.

با شروع جنگ تحمیلی، او که از نیروی هوایی به نیروی زمینی منتقل شده بود در اوایل آذر ۱۳۵۹ به جبهه میمک اعزام شد. این شهید سربلند ارتش جمهوری اسلامی ایران، سرانجام در هجدهم بهمن ۱۳۵۹ در همین منطقه به شهادت رسید. وی اولین شهید شهرستان طبس در دوران دفاع مقدس محسوب می‌شود. خاطره کوتاه زیر از کتاب «عاشورائیان» نوشته عزیزالله ذبیحی و به نقل از برادر این شهید بزرگوار نقل شده است:

علی ارادت و علاقه خاصی به مراسم عزاداری حضرت سیدالشهدا (ع) داشت. در اوایل محرم سال ۱۳۵۹ از جبهه نامه نوشته بود که به هر طریق که باشد روز عاشورا خودم را به مراسم روضه‌خوانی و نوحه‌سرایی امام حسین (ع) می‌رسانم. روز عاشورا شد؛ یک دفعه دیدم که با همان لباس خاکی و بدون اینکه حتی به خانه بیاید و خبر آمدنش را بگوید، در میان دسته‌های سینه‌زنی حاضر و نوحه زیر را می‌خواند:

کفن بدوز بهر تنم مادرم، مادرم

 به فرمان خمینی آن رهبرم، مادرم، مادرم

مگر که بهتر ز علی‌اکبرم، مادرم، مادرم

خواندن نوحه شور و هیجان عجیبی در عزاداران ایجاد کرد به طوری که همه اشک ریختند. مراسم تمام شد. به او گفتم: تو که می‌دانی مادر مریض است چرا این نوحه را انتخاب کردی؟ گفت: می‌خواستم آمادگی روحی و روانی در مادرم ایجاد کنم. از شما نیز می‌خواهم که مادر را برای خبر شهادت من آماده کنی، چون خواب دیدم و به یقین شهید می‌شوم. روز آخر هم محل دفن خود را در منطقه زیرک‌آباد مشخص کرد و باز نوحه‌های دیگری خواند که آن را در متن وصیت‌نامه‌اش هم نوشته است.

ابزار هدایت به بالای صفحه