شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[29 / 2 / 1397] شهید مدافع حرم شعبان نصیری؛
[29 / 2 / 1397] شهید مدافع حرم نوید صفری؛
[29 / 2 / 1397] شهید مدافع حرم حسن قاسمی دانا؛
[30 / 2 / 1397] سردار شهید محمد بروجردی؛
[30 / 2 / 1397] از خرمشهر تا خونین‌شهر؛
[31 / 2 / 1397] سرهنگ ثامر چنعانی مطرح کرد؛
[29 / 2 / 1397] شهید مدافع حرم مصطفی عارفی؛
[30 / 2 / 1397] در 15 استان کشور صورت می‌گیرد؛
[29 / 2 / 1397] از خرمشهر تا خونین شهر؛
[29 / 2 / 1397] شهید ابراهیم هادی؛
[29 / 2 / 1397] نامه فیلمبردار شهید عبدالرضا مصلی‌نژاد؛
[29 / 2 / 1397] مسئول سازمان ادبیات دفاع مقدس استان کردستان خبر ...
[29 / 2 / 1397] مدیرکل حفظ آثار دفاع مقدس قزوین خبر داد؛

کدخبر: 57140
تاریخ انتشار: 25 ارديبهشت 1397 _21:27:22
ساعت به وقت خان طومان

اینجا مازندران است و ساعت به وقت عبور عاشقانه رزمنگان لشکر عملیاتی 25 کربلا در کربلای «خان طومان».

تا شهدا؛ اینجا مازندران است؛ ساعت به وقت دلهای عاشقی که عاشقانه در شب عملیات دل به دل دشمن زدند و حماسه آفریدند.

اینجا مازندران است و ساعت به وقت عبور عاشقانه رزمنگان لشکر عملیاتی 25 کربلا در کربلای «خان طومان».

و اینجا مازندران است و هوای عاشقی در لحظه لحظه فضای عطرآگین کوچه پس کوچه های اردیبهشتی اش جاری است.

اردیبهشت که می آید دل ها اردیبهشتی می شود در هوای «اردیبهشت مقاومت».

همان اردیبهشتی که 13 کبوتر عاشق حرم در هوایش بال و پر گشودند و آسمانی شدند.

آری! 13 آلاله سرخ از خطه همیشه سبز مازندران؛ همانان که پا در رکاب بانوی عشق سر از سوریه درآوردند و «خان طومان» شد سکوی پروازشان.

و حالا این دومین اردیبهشتی است که یاد و خاطره دلیرمردان عاشق این خطه در جای جای سرزمین مان گرامی داشته می شود.

و اینجا مازندران، ساری، مرکز فرهنگی و موزه دفاع مقدس، شامگاه دوشنبه 24 اردیبهشت ماه، ساعت نزدیک به آغاز برنامه ای باشکوه و حماسی در جوار هشت شهید گمنام دفاع مقدس.

لحظه لحظه به تعداد جمعیت عاشق و مشتاق افزوده می شود. انبوه جمعیتی که از جای جای این استان لاله خیز و لاله پرور در فضای روحانی، معنوی و شهدایی این استان حضور پیدا می کنند خود بیانگر عشق و ارادتی است که ریشه در اعتقادات این مردم دارد.
  همه می آیند تا بگویند هر آنچه دارند به برکت خون پاک شهدایی است که سر از پا نشناخته در آغوش خدا آرمیدند.

و من مات و مبهوت از این همه دلدادگی به مزار هشت شهید گمنام آرمیده در این مکان می رسم. جمعیت عاشق دورتا دور حرم نشسته و ایستاده اند. یکی زیارت نامه می خواند و آن یکی دردو دل هایش را با شهدا را نجوا می کند.

در گوشه ای از حرم به دو دختر محجبه می رسم. معصومیت نگاه شان مرا به سمتشان می کشاند. از آنها می خواهم درباره شهدای مدافع حرم برایم حرف بزنند.

یکی از آنها خود را اینگونه معرفی می کند: «فاطمه زهرا بالویی» هستم اهل ساری و در کلاس ششم مدرسه رفیعی درس می خوانم.

این دانش آموز ساروی ادامه می دهد: شهدای مدافع حرم برای نجات حرم حضرت زینب (س) و هموطنان خودمان رفتند.

 وی داعش را یک گروه وحشی می داند که جز قتل و ناامنی در کشورها چیز دیگری بلد نیستند.

«فاطمه زهرا بالویی» از میان شهدای مدافع حرم اسم شهیدان «محمود رادمهر»، «محمدتقی سالخورده» و «حسین مشتاقی» را نام می برد و می گوید: داعش تحت حمایت اسرائیل، عربستان و آمریکاست. و ما شعار «مرگ بر آمریکا» می گوییم تا آمریکایی ها بدانند ما ضد آنها هستیم.

«فاطمه زهرا رضایی» که از دوستان «فاطمه زهرا بالویی» است، می گوید: از مدافعان حرم درس عبرت زیادی گرفتم. مدافعان حرم کسانی هستند که جان شان را در راه اسلام فدا کردند و داعش یک عده آدمهایی هستند که می خواهد امنیت کشورها مخصوصا ایران را از بین ببرند.

کمی آن طرف تر پسر بچه ای را می بینم که سربند «کلنا عباسک یا زینب(س)» به سر بسته و در حال بازی است. به او رسیدم و علت حضورش را در این مکان پرسیدم. خودش را «سید سجاد رسولی» 6 ساله از ساری معرفی کرد و با افتخار گفت: من در روز بسیج به دنیا آمدم. پدر و مادرم هر دو فرمانده پایگاه بسیج محله مان هستند و مرا دو بار به اینجا آوردند. من شهدا را دوست دارم و امشب برای مراسم شهدا آمدم.

از سید سجاد خواستم اسم چند تا از شهدای مدافع حرم استان را برای من بگوید: با شور و اشتیاق خاصی اسم شهید «محمود رادمهر»، «سیدجواد اسدی» و شهید «سعید کمالی کفراتی» را گفت.

مادرش می گوید: زمانی که شهید رادمهر به شهادت رسید. سید سجاد خانه را پر از عکس این شهید کرد و مدام می گفت به من اجازه بدهید به سوریه بروم و داعشی ها را بکشم. تا اینکه بیانات مقام معظم رهبری در خصوص نابودی اسرائیل در 25 سال آینده را که شنید، گفت: پس من منتظر می شوم تا به جنگ با اسرائیل بروم و به شهادت برسم.

حرفهایم با سید سجاد تمام نشده بود که صدای اذان از مناره مسجد فاطمه الزهرا (س) بلند شد. جمعیت با صدای اذان برای اقامه نماز آماده شدند. نماز جماعت در مسجد فاطمه الزهرا (س) اقامه شد.

پس از اقامه نماز جماعت مراسم آغاز شد. تعزیه خوانی «قاسم رجبی کیاسری» و «علی عظیمی» دو هنرمند بسیجی عضو سازمان بسیج هنرمندان استان مازندران یکی از بخش های باشکوه آغاز این مراسم بود. تعزیه ای که با موضوع شهدای مدافع حرم به اجرا درآمد و چقدر مورد توجه و عنایت مردم واقع شد.

کمی بعد از اجرای تعزیه، مانور عملیاتی «خان طومان» با گفتن رمز عملیات توسط یکی از سرداران استان آغاز شد. مردم که پا به پای مجری برنامه در فضای شبیه به منطقه عملیاتی واقع در مرکز فرهنگی و موزه دفاع مقدس در حرکت بودند، شور و اشتیقاق خاصی برای دیدن بخش های مختلف این رزمواره از خود نشان می دادند.

صدای مارش عملیاتی فضای منطقه را پر کرده بود و هر لحظه دل آدم را به روزهای حماسه و آتش و خون در کربلای ایران می برد.
 عملیات داعش هم در فضای رودخانه تجن در میان نیزارها برگزار شد و من همراه با جمعیت به محل اصلی برنامه رسیدم.

فضایی در منطقه هفت تپه این مرکز فرهنگی آماده شد تا راویان به روایتگری بپردازند.

و کمی بعد با حضور جمعیتی بالغ بر 4 هزار نفر برنامه آغاز شد و بخش های مختلفی چون پخش کلیپ هایی از لحظه خداحافظی شهدای مدافع حرم از خانواده در برابر چشمان مردم عاشق به نمایش درآمد.

یکی از بخش های فوق العاده و تاثیرگذار اجرای نمایش جنایت داعش و به شهادت رسیدن شهدای مدافع حرم توسط گروه نمایش فریدونکناری ها بود که مورد استقبال واقع شد.
 برنامه در حال اجرا بود که من از میان جمعیت در حال تماشای برنامه به چادر ایستگاه مهد کودک رسیدم. دختر بچه ای را دیدم که در ورودی ایستگاه روی صندلی ایستاده بود و با چشم های زیبای خیره کننده اش عکس های شهدا را می پایید.
آنقدر محو تماشای عکس شهدا بود که متوجه حضور من نشد. وقتی چشمش به من افتاد که مات نگاهش هستم کمی خجالت کشید و از صندلی پایین آمد.
دوباره از او خواستم بالای صندلی بایستد تا با هم حرف بزنیم. مادرش که صدایش کرد، فهمیدم اسمش فاطمه است. گفتم فاطمه خانم یک سوال بپرسم جوابم را می دهی؟ با کنجکاوی گفت: اول سوالت را بگو. گفتم: بین این همه عکس شهدا کدام عکس توجهت را جلب کرد که زل زدی نگاهش می کردی؟ گفت: عکس شهید «محمد بلباسی». از او خواستم با اشاره دست به من نشان دهد.
با اشاره دست عکس شهید بلباسی را نشان داد و گفت: عکس شهید حججی را هم می شناسم. فاطمه دختر باهوشی بود تا متوجه شد ضبطم روش است، گفت: شما دارید مصاحبه می گیرید؟ و بعد مرا به «سید حلیمه یوسفی» مدیر موسسه قرآنی قرآن و عترت «نورالبشارت طبرستان» معرفی کرد و گفت: خانم یوسفی خیلی خوب صحبت می کند.

 مدیر موسسه قرآنی «نورالبشارت طبرستان» که در این مراسم مسئول ایستگاه مهد کودک بود، هدف از برپایی ایستگاه را آرامش دادن به کودکان و نونهالان مراسم عنوان کرد و گفت: از آنجا که مانورهای عملیاتی همراه با ترس و استرس برای کودکان همراه است، تصمیم گرفتیم این ایستگاه را راه اندازی کنیم و بچه ها را سرگرم نقاشی وبازی های کودکانه کنیم.

وی از استقبال خانواده ها و کودکان از این ایستگاه خبر داد و گفت: اینجا خیمه گاهی است برای حفاظت از بچه هایی که قرار است درس استقامت و صبوری را از مکتب حضرت زینب (س) بیاموزند.
 باد سردی در محوطه شروع به وزیدن کرد. نگاه به ساعتم انداختم. عقربه های ساعت 11:30 شب را نشان می داد. اما مردم همچنان روی صندلی ها نشسته بودند و با اشتیاق محو تماشای برنامه بودند. مجری برنامه با شور خاصی حماسه مدافعان حرم را بازگو می کرد. دکلمه «مهدیه رجایی فر» دختر شهید مدافع حرم «حسن رجایی فر» آخرین بخش مراسم بود و پس از آن نوای دلنشین مداح اهل بیت مهمانان شهدا را بدرقه می کرد.

با دوستان خبرنگار از روی پل بعثت که عبور می کردیم تنها صحبتی که از جمعیت به گوش می رسید رضایتمندی از برنامه ای بود که سخنران نداشت و روایت محور بود.

«کوروش خواجه وندی» خبرنگار صدا و سیما همچنان در حال ضبط برنامه بود. دوربین را خاموش کرد و گفت: از اینکه امشب شهدا مرا به این مراسم دعوت کردند خیلی خوشحالم چرا که خستگی یک روز سخت کاری از تنم ریخت.
 
از اینکه همه راضی به خانه هایشان می رفتند همه احساسم بر این بود که شهدا هم راضی هستند.

پس از خداحافظی با دوستان خبرنگار به سمت اداره می آمدم که چشمم به خانم رضوانفر و همکاران فیلمسازش افتاد که در حال جمع کردن وسایل ضبط برنامه بودند. «فاطمه رضوانفر» که تجربه ساخت فیلم شهدای مدافع حرم را در کارنامه هنری اش دارد، با احساس رضایت از برگزاری این مراسم، گفت: تنها مراسمی بود که در آن احساس خستگی نکردم و بسیار فوق العاده بود.

«امیرحسین کاوان» رئیس مجلس شورای دانش آموزی کشور است که در حال حاضر با گروه فیلمسازی خانم رضوانفر همکاری می کند. از او درباره مراسم پرسیدم. گفت: به نظر من سخنرانی باید از مراسم معنوی حذف شود و مردم را به سوی مانورهای عملی بیاوریم که تاثیرگذاریش بیشتر است.

وی ادامه داد: شهدای خان طومان سرگل شهدای دفاع مقدس و انقلاب هستند.

کاوان افزود: شهدا نیاز به تعریف و تمجید من و امثال ما ندارند چرا که جایگاه شهدا بسیار رفیع و بالاست.

رکابی برادر سه شهید و کارگردان و تهیه کننده فیلم های دفاع مقدس نیز گفت: هرگاه مسائل سیاسی قاطی مسائل مذهبی شود مخاطب خود را از دست می دهد.

وی ادامه داد: در کارهایی که سیاسی کاری باشد کار مذهبی خوب پیش نمی رود.

رکابی اجرای تعزیه را انتقال مفاهیم مذهبی سینه به سینه دانست و افزود: نگذاریم رسالتی که از شهدا روی دوش ماست با سیاسی کاری خراب شود.با این سه هنرمند جوان خداحافظی کردم. ساعت لحظه صفر عاشقی را نشان می داد و نسیم خنکی در حال وزیدن بود و «اردیبهشت مقاومت» رو به پایان. اما نه، این اردیبهشت مقاومت در تاریخ ثبت و جاودانه خواهد شد چرا که نام شهدای مدافع حرم «محمد بلباسی»، «رحیم کابلی»، «حسین مشتاقی»، «علی جمشیدی»، «رضا حاجی‌زاده»، «حسن رجایی‌فر»، «سید رضا طاهر»، «سیدجواد اسدی»،«سعید کمالی کفراتی»،«محمود دادمهر»، «علیرضا بربری»، «علی عابدینی»، «یدالله قنبری» بر تارک اردیبهشتی ایران می درخشد./دفاع پرس

ابزار هدایت به بالای صفحه