شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[29 / 5 / 1397] شهید مدافع حرم مصطفی نبی‌لو؛
[29 / 5 / 1397] نامه دانش‌آموز نهضت سوادآموزی به امام خمینی (ره)؛
[29 / 5 / 1397] به روایت آزاده سردار سعید فرجیان‌زاده؛
[29 / 5 / 1397] مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران خراسان رضوی؛

 

کدخبر: 53019
تاریخ انتشار: 20 دی 1396 _19:11:22
نامه‌ای که هیچ وقت به فرمانده نرسید

زمانی که شهید حسن اقارب‌پرست در خطوط نبرد علیه دشمن بعثی بود، همسرش نامه‌ای برای او نوشت و این نامه هیچ گاه به دست شهید نرسید زیرا قبل از ارسال نامه خبر شهادت به خانواده داده شد.

تا شهدا؛ سرلشکر شهید «حسن اقارب‌پرست» در اردیبهشت 1325 در شهر اصفهان به دنیا آمد؛‌ او در سال 1343 دیپلمش را در رشته ریاضی گرفت و سپس وارد دانشکده افسری ارتش شد. حسن در سال 1350 با بهترین یار زندگی‌اش آشنا شد و با او پیوند مقدس ازدواج بست که حاصل این ازدواج 4 پسر بود.
با پیروزی انقلاب حیاتی دوباره به رگ‌های اقارب‌پرست جاری شد و به سالم‌سازی ارتش جمهوری اسلامی ایران پرداخت؛ در ادامه جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران راهی جبهه‌های نبرد شد و سرانجام در 25 مهر ماه 1363 در جزایر مجنون بر اثر اصابت خمپاره بر پیکرش، به شهادت رسید.
نوشته‌هایی که پیش روی شماست، متن نامه خانم کلاهدوز - همسر شهید حسن اقارب‌پرست- که برای همسرش در خطوط نبرد علیه دشمن بعثی نوشته شده است. این نامه که برای اولین بار منتشر می‌شود هیچ گاه به دست شهید نرسید زیرا قبل از ارسال نامه خبر شهادت به خانواده داده شد.

بسمه تعالی
هو القدیر
ربنا اتنا فی ‌الدنیا حسنه و فی‌الاخره حسنه و قنا عذاب‌النار و جعلنا من الذین لا خوف علیهم و لا هم یحزنون و اجعلنی من الذین صبروا و علی ربهم یتوکلون.
خداوندا در این پر پیچ و خم راه
ندارم من نوایی غیر الله
مرا یا رب تو درس عشق آموز
چراغ فکرتم یا رب برافروز
کلامت جان من مخمور دارد
دل از حسان و لطفت نور دارد
تو عصیان مرا بخشایش آور
وجودم را بیاور در سجودت
مپرس از من چه داری بنده من
بزیر افتد سر شرمنده من
قبولم کن زخیل پاک بنیان
بدارم از صف خلوت‌نشینان
فسرده جان من را تازه گردان
بفردایم بلند آوازه گردان
نمی‌خواهم کنم یادت فراموش
تو ای جان مرا هم فکر و هم هوش
من از عهد بلایت را شکستم
ولی با توبه باز آن عهد بستم
شفایم ده تو از درد جدایی
که غیر از تو مرا نبود خدایی
زجام وصل خود پیمانه‌ام ده
شراب خاص از خمخانه‌ام ده
هدایت کن مرا سوی سعادت
رسان عبدت تو در کوی شهادت
مبین مسکن گدا و ناتوان است
ببین او را ترا از بندگان است

سلام مرا بعد از این مناجات بپذیر. عزیز دلم، شوهر خوبم ان شاء الله که حالت خوب و سرحال هستی. بعد از حرف زدن با خدا و این شعر را با محبوب خود خواندن. عزیزم باز نیاز پیدا کردم که حرف‌هایی را که از دور و بر شنیدم برایت بنویسم. یکی اینکه زن‌ها در جنگ‌ها شرکت می‌کردند.
زنی به نام ام‌سلمه در جنگ‌ها همیشه همراه پیغمبر بوده و در یکی از جنگ‌ها وقتی حضرت صف‌ها را مرتب می‌کردند رسیدند به ام سلمه، دیدند خنجری در دست دارد. فرمودند ام سلمه این خنجر چیست، گفت: یا رسول الله این را در دست گرفتم اگر در سر راه به دشمنی برخورد کردم آن را در شکمش فرو برم حضرت او را تحسین کردند. در صورتی که کار او پرستاری از مجروحین بوده.

دیگر اینکه حسن جان حال اینکه حرف‌های مرا بخوانی داری یا نه؟ در هر صورت: سه چشم است که در قیامت عذاب خدا را نمی‌بیند:

1- چشمی که در سنگر بیدار بماند و پاسداری کند از اسلام.
2- چشمی که در نیمه شب بیدار شود با خدا حرف بزند و از خوف خدا گریه کند.
3- چشمی که از نامحرم از صحنه حرام چشم بپوشد و نگاه نکند.
که این سه چشم به یاری خداوند و با اراده قوی خودت در تو پیدا می‌شود. خوش به سعادتت و خوش به حالت. آخرین صحبت هدایت کننده‌ای که شنیدم. اینکه انسان تا میل نداشته باشد دنبال کاری نمی‌رود و کاری انجام نمی‌دهد تا میل نباشد کشش هم نیست.
میل در انسان هست که دنبال کاری می‌رود. اگر گرسنگی حس نکند میل به غذا نداشته باشد دنبال غذا و پول و درآمد برای خوراک نمی‌رود. تا میل نباشد حوری با چهار بچه و آن همه زحمت مسافر، بلند نمی‌شود به هوای گرم اهواز به آنجا بیاید، میل هست. میل به صحبت‌های حسن آقا، میل به نفس حسن آقا، میل به فرمان‌های حسن آقا، میل به رهبری‌های حسن آقا، میل به نگاه‌های حسن آقا، میل به شب انتظاری‌های حسن آقا، میل به وجود حسن آقا.
بله از خودمان بیرون برویم اگر میل نباشد کاری صورت نمی‌گیرد. حسن آقا خوشا به حال آن کسی که نسیم توبه به میل بخورد. خداوند می‌فرماید او محبوب ما می‌شود. امیدواریم که این سعادت قسمت تو و من بشود که خداوند ما را عاشق خود قرار دهد و قبولمان کند و اجازه بدهد که ما عاشق او بشویم و از گناهانی که باعث این کار می‌شود به بزرگی و کرم و لطف و مهربانی و محبت خودش ما را بیامرزد و ببخشد.
حسن آقا از اینکه وقت عزیزت را می‌گیرم ببخشید. موضوع دیگر اینکه خوبست انسان همیشه حق بگوید و اگر حقی مال دیگری است نه اینکه برای خود آن حق را بداند بلکه برود و به آن شخص بگوید که این حق شماست و اینقدر فروتن باشد.

باز استفاده می‌کنیم که این حق شما است ک همین باید شما را دوست داشته باشم. اول اینکه چون شوهر من هستی و دوم اینکه چون بسیار خوبی و سوم اینکه چون معشوق منی.
حسن جان قربانت شوم از خداوند می‌خواهم که به تو و بقیه رزمندگان قوت کامل و ایستادگی بدهد تا با این دشمن خوار به خوبی بجنگید. حسن جان وضع روحی من امسال خیلی خوب است و (...) از این موضوع خیلی خوشحالم و خوشحالی دیگرم رسیدن به زندگی است.
عزیز دلم هر کاری می‌کنم که جای خالی ترا در قلبم مقداری پرکنم نمی‌شود بیشتر و بدتر می‌شود. هر کاری می‌کنم جای وجودت را خالی می‌بینم و بیشتر نیاز به وجودت در منزل حس می‌کنم (...) عزیزم، محبوب من، چه امتحانی را خدا در دنیا برای من بنده گنهکارش انتخاب کرده. نمی‌دانم چه مصلحتی می‌داند که من بعد از دو ماه زندگی با تو تا به حال به مدل‌های مختلف در فراقت سوختم، کاش یک ماه لااقل در فراق خدا می‌سوختم چقدر وضعم عالی می‌شد برایم دعا کن از خدا می‌خواهم همیشه سالم و موفق

ابزار هدایت به بالای صفحه