شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[20 / 9 / 1396] شهید مدافع حرم محرمعلی مرادخانی؛
[20 / 9 / 1396] شهید آیت الله عبدالحسین دستغیب؛
[20 / 9 / 1396] امام جمعه پردیسان در مراسم بزرگداشت آیت الله دس ...
[20 / 9 / 1396] شهید مدافع حرم محمودرضا بیضایی؛
[20 / 9 / 1396] شهید غلامعلی پیچک؛
[20 / 9 / 1396] عمليات مطلع‌الفجر؛
[20 / 9 / 1396] تحولات فلسطین؛
[20 / 9 / 1396] مصاحبه با همسر شهید سیدرضا حسینی؛
[20 / 9 / 1396] فرمانده ناحیه مقاومت بسیج خرم‌آباد خبر داد؛
[20 / 9 / 1396] وصیت‌نامه شهید محمدصادق اکبرزاده‌هارمی؛
[20 / 9 / 1396] معاون تبلیغات اسلامی آستان قدس رضوی؛

کدخبر: 51718
تاریخ انتشار: 14 آذر 1396 _23:17:38
به یاد کاک سعید ...

قلم دوان دوان درپی قدم‌های استوارش می‌رود تا لحظه‌ ای غبار خستگی از دوش فرمانده و لشگرش بگیرد و تسکین دردهایشان باشد ... .

تا شهدا؛ قلم دوان دوان درپی قدم‌های استوارش می‌رود تا لحظه‌ ای غبار خستگی از دوش فرمانده و لشگرش بگیرد و تسکین دردهایشان باشد ... .
اما انگار فرمانده قصد قربت دارد و نماز اول وقت و قلم نیز مشتاق به تصویر کشیدن آخرین نماز سردارمی شود. 
عجیب است و باورش سخت که فرمانده لشگر پیش قراول باشد و پیشاپیش نیروهایش تن به تن با دشمنان وطن بجنگد. عجیب است اما واقعی اصلا 'پیش قراول جنگ' ویژگی این سردار قهار است. 
چهارمین روز اسفند 85، برف ارتفاعات 'جهنم دره' واقع در منطقه خوی و سلماس را سفید پوش کرده و هیچ موجود زنده ای این سرما را تاب نمی آورد.
اذان ظهر از روستایی نزدیک ارتفاعات به گوش می رسد؛ سرما از چند لایه لباس ضخیم زمستانی و اورکت نظامی و کلاه گرم عبور کرده و تا مغز استخوان فرمانده و لشگرش را می سوزاند. 
الله اکبر! فرمانده لشگر چه اراده‌ای دارد. آستین‌ها را بالا زده و با آب یخ زده وضو می گیرد. سردار مصمم و آرام به روی یخها به نماز می ایستد و بر سنگ های سرد جهنم دره سجده می کند و اشک می ریزد، نجواهای لشگریان را می شنود 'گویی که بر بال فرشته سوار شده، انگار که نماز آخرش را می خواند، بچه ها حاجی رفتنی است!' 
پس از ادای فریضه نماز سردار و همرزمانش وارد نبردی تن به تن با گروه پژاک می شوند و در مبارزه ای سخت و نفس گیر با گلوله دشمن به درجه رفیع شهادت نایل می شوند و خستگی و درد از تن و جان فرمانده و لشگریانش در زلال نگاه های فیروزه ای و لبخند رضایت خداوند رنگ می بازد و قلم مات و گنگ می ماند و نمی داند چگونه بیان کند عزای ملت ایران را و سیه پوش شدن دیار آذریایجان غربی، کردستان، ایلام، کرمانشاه و همدان را ... .
کردهای شیعه و سنی رخت عزای 'کاک سعید' برتن می کنند و گونه هایشان از اشک نمناک می شود و تا مدتها شادی را برخود و خانوده اشان حرام می کنند بی آنکه نسبت خویشاوندی با او داشته باشند. 
به راستی سعید قهاری برای کردها برادر بود و یاور و چه زیبا در بین غیورمردان این خطه نام و نشان گرفته بود. هنوز هم شیارهای منطقه آذربایجان، کردستان و اورامانات از قدم های استوار او می لرزد.
او که از اولین روزهای جنگ تا لحظه شهادت کمربند و گره پوتین هایش در راه مبارزه با کومله و دموکرات و پژاک هرگز شل نشده بود. 
امروز در اسدآباد زادگاه این سردار قهرمان محفلی به نام یادواره شهید شاخص استان همدان در مسجد جامع برپا شد. همه دوستداران کاک سعید نه تنها از کردستان بلکه از سراسر ایران گردهم آمدند و یاد و نام مقدس شهید 'سعید قهاری سعید' این گل پرپر شده ایران زمین را با هم زمزمه کردند. یادت بخیر کاک سعید ... .

ابزار هدایت به بالای صفحه