شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[21 / 9 / 1396] شهید احمد بختیاری؛
[21 / 9 / 1396] شهید سید عبدالحسين موسوی نژاد؛
[22 / 9 / 1396] شهید مدافع حرم روح‌الله صحرایی؛
[22 / 9 / 1396] مدیر‌کل حفظ آثار دفاع مقدس استان همدان؛
[21 / 9 / 1396] شهید منصور عطشانی؛
[21 / 9 / 1396] شهید محمد غفاری؛
[22 / 9 / 1396] وصیت‌نامه شهید محمدحسن بنی‌اسدی؛
[22 / 9 / 1396] شهید مهدی کروبی؛
[21 / 9 / 1396] رزمنده دوران دفاع مقدس؛
[22 / 9 / 1396] شهید مجیدرضا حمکت‌ پور؛
[21 / 9 / 1396] با محوریت شهید «محمد عبداللهی» برگزار می‌شود؛

کدخبر: 50876
تاریخ انتشار: 21 آبان 1396 _10:49:07
دلتنگ پدری هستم که درس از مدرسه عاشورا آموخت

دختر شهید نواب نوشت: دلتنگ پدری هستم که درس از مدرسه عاشورا آموخت و به من هم درس شهامت، استقامت و ایثار در راه حق را آموخت. من نیز به رسم پدر وقتی به تاریخ عاشورا می‌نگرم تمام دلتنگی‌هایم تبدیل به پرتوی از امید می‌شود، امید برای شبیه شدن به عاشوراییان و امید برای آینده سبزی به نام ظهور.

تا شهدا؛ مطهره نواب دختر شهید «مهدی نواب» به مناسبت سالروز شهادت وی دل‌نوشته را در اختیار خبرگزاری دفاع مقدس قرار داد. در ادامه می‌خوانید:

بسم رب الشهدا و الصدیقین

سلام علی آل یاسین

سلام ای امام زمانم، سلام ای وعده‌ی انتقام الله که انتقام همه‌ی مظلومان تاریخ را خواهی گرفت.

و سلام ای باب الله که باب هدایت ما زمینیان هستی و سلام بر تو ای التیام الهی بر همه رنج‌های مقدس مومنان جهان و سلام بر تو ای غریبه آشنا و سلام بر تو ای صاحب «لا سیف الا ذولفقار» و سلام بر تو ای گل نرگس زهرا (س) می‌خواهم کمی برایتان درد و دل کنم، کمی از غم های دل کوچکم بگویم. دلم تنگ پدر است. دلتنگ آغوشی که امن ترین پناهگاه زندگی‌ام بود.

دل تنگ خاطرات پدری هستم که وقتی در ذهنم آنها را ورق می‌زنم، احساس غرور و شعف می‌کنم از وجودش، دل تنگ خنده‌ها و چشم‌هایی که هنوز هم امید به زندگی می‌بخشند. دلتنگ پدری هستم که در معرکه نور و ظلمت، آخرین منزل عشق را انتخاب کرد و «ابن سبیل» اين دنيا نشد.

دلتنگ پدری هستم که در هیاهوی اين دوران که مردم اهداف حیات‌الهی خویش را فراموش کرده‌اند، ندای هل من ناصر ینصرنی اربابش را شنید و پاسخ امام شهیدش را تا آخرین نفس و با اربا اربا شدنش داد. دلتنگ پدری هستم که در کارش اهل تلاش و صدق و امانت داری بود و در خانه اهل عشق و وفاداری و عطر نان حلال برکت زندگي اش بود و هست.

و دلتنگ پدری هستم که درس از مدرسه عاشورا آموخت و به من هم درس شهامت، استقامت و ایثار در راه حق را آموخت. من نیز به رسم پدر وقتی به تاریخ عاشورا می‌نگرم تمام دلتنگی‌هایم تبدیل به پرتوی از امید می‌شود، امید برای شبیه شدن به عاشوراییان و امید برای آینده سبزی به نام ظهور.

خدا را شکر می‌کنم که خلعت شهادت را بر قامت استوار پدر من نیز پسندید و درد و غربت و دلشکستگی ما را هم در مسیری الهی قرار داد؛ مسیر عزت اسلام و مسیر ظهور حضرت حجت (عج).

یا صاحب الزمان! یقینا اين اتفاقات لطف الهی هست که می‌خواهد ما زمینیان قطره‌ی کوچکی شبیه به شما دریاهای بی‌کران شویم.

یا صاحب الزمان! شما را قسم به یاران شهیدتان که عاشوراهای کوچک آفریدند تا مبادا شيعه عزادار عاشورایی جدید شود. برای ما در هنگام قنوت نمازهای شبانگاهی‌تان دعا کنید تا ما نیز همچون پدران آسمانیمان سربازی در راه ولایت باشيم و قدم کوچکی در آن حکومت جهانی‌تان برداریم.

همچنان کاروان شهدا از عاشورا تا ظهور در راه هست الهی به حرمت خون شهدا ما را نیز جز اين کاروان قرار ده.

آمین یا رب العالمین

تقدیم به ساحت مقدس امام زمان (عج)

و تقدیم به سه پدر شهید اسطوره‌ای

شهید حسن طهرانی مقدم، شهید محمد قاسم سلگی و شهید مهدی نواب در ششمین سالگرد عروج خونینشان

مهدی نواب در سال 65 وارد سپاه پاسداران شد. سال ۷۱ از سپاه استعفا داده تا بتواند در مغازه نجاری خدمت پدر باشد. مهدی پس از سالها دوستی با محمد قاسم سلگی بر اثر آشنایی اتفاقی با خواهرهمسرسلگی به خواستگاری رفت، اما جواب منفی شنید.

پس از تکرار چندین بار خواستگاری و جواب منفی شنیدن، ایام شب قدر در سجده به حضرت علی (ع) میگوید «یا مهر این دختر را از دلم بیرون کن و یا اینکه اگر قسمتم هست او را نصیبم کن.» پس از این که از سجده بلند میشود محمد سلگی به او میگوید که مادرهمسرم اجازه داده است که به خواستگاری بیاند. او در سال 74 ازدواج کرده و حاصل این ازدواج یک دختر است.

اواخر سال ۷۷ با دعوت شهید تهرانی مقدم به کار بازگشت و در سال 79 مجددا به عضویت سپاه درآمد. شهید نواب سالها در پادگان شهید مدرس و در جهاد خودکفایی مشغول به تحقیقات موشکی بود. همچنین مشاور و مسئول آزمایشگاه پژوهشکده و تست سوخت پادگان شهید مدرس، مسئول سمعی بصری جهاد خودکفایی و مسئول کوهنوردی را بر عهده داشت.

ابزار هدایت به بالای صفحه