شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[20 / 9 / 1396] شهید مدافع حرم محرمعلی مرادخانی؛
[20 / 9 / 1396] شهید آیت الله عبدالحسین دستغیب؛
[20 / 9 / 1396] امام جمعه پردیسان در مراسم بزرگداشت آیت الله دس ...
[21 / 9 / 1396] شهید احمد بختیاری؛
[21 / 9 / 1396] شهید سید عبدالحسين موسوی نژاد؛
[20 / 9 / 1396] شهید مدافع حرم محمودرضا بیضایی؛
[20 / 9 / 1396] شهید غلامعلی پیچک؛
[20 / 9 / 1396] عمليات مطلع‌الفجر؛
[20 / 9 / 1396] مصاحبه با همسر شهید سیدرضا حسینی؛
[20 / 9 / 1396] تحولات فلسطین؛
[21 / 9 / 1396] شهید محمد غفاری؛
[21 / 9 / 1396] رزمنده دوران دفاع مقدس؛
[21 / 9 / 1396] شهید منصور عطشانی؛
[20 / 9 / 1396] فرمانده ناحیه مقاومت بسیج خرم‌آباد خبر داد؛

کدخبر: 49748
تاریخ انتشار: 18 مهر 1396 _21:14:21
فانوس حرم به بازار نشر آمد

کتاب «فانوس حرم» با محوریت زندگی شهید مدافع حرم محسن فانوسی توسط گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی منتشر شد.

تا شهدا؛ کتاب «فانوس حرم» با محوریت شخصیت شهید محسن فانوسی شهید مدافع حرم به تازگی توسط گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی منتشر و راهی بازار نشر شده است.

شهید فانوسی از شهدای همدانی مدافع حرم بود که کتاب پیش رو، خاطرات و گفته‌های مربوط به وی را بر اساس زندگینامه‌اش در بر می‌گیرد.

در قسمتی از این کتاب می خوانیم:

«بالاخره با بغض عجیبی سر صحبت را باز کرد خیلی تلاش می‌کرد پیش ما گریه نکند می‌گفت: کنار هم بودیم، سه دقیقه نشده بود از هم جدا شدیم. من رو صدا زدن عقب، کار داشتن.

بعد گفت: سمیرا، قرار نبوده من برم، باز هم جا موندم. اگه فقط سه دقیقه دیرتر میرفتم، اگه بیات یا کیانی جای من میرفتن، اگه منو صدا نمیزدن...! نمیدونم چی شد که من رو صدا زدند!
 
چرا باید من بمونم! چرا باید بدن تکه تکه شده دوستانم رو جلوی چشمانم ببینم. دوستانی که سال‌ها با آن‌ها زندگی و کار کرده‌ام. اما حالا من مانده‌ام و داغ این عزیزان..

سمیرا، مگه نگفتم دعا کن خدا من رو هم قبول کنه. دعا کن من لیاقت شهادت پیدا کنم. دعا کن از دوستام جا نمونم.

سمیرا مهدی رو یادته، من و مهدی با هم رفتیم تو سپاه، با هم قرار گذاشتیم بریم تو رسته‌ای که با روزهای قشنگ زمان جنگ ارتباط داشته باشیم، تا زندگی مون با شهدا عجین باشه و شهادت رو همیشه لمس کنیم. گفتیم گروه تخریب هم با امروز کار داره هم با دیروز. تخریب میتونه ما رو با حال و هوای زمان جنگ آشنا کنه، میتونه درِ باغ شهادت رو برای ما باز کنه.

اما مهدی رفت و من موندم. حالا دوباره دو نفر دیگه رفتن و من باز هم جا موندم... دیگه نمی‌تونم دوری رفقا رو تحمل کنم. چند ساله که از اون‌ها جا مونده‌ام... وای خدا ... گریه‌اش قطع نمی‌شد.

سمیرا، کیانی وسط زمین و آسمون تکه تکه شد! خودم با همین دست هام تیکه های بدنش رو جمع کردم. دستش یه طرف بود، پاش یه طرف. شهادتش برای من روضه مجسم بود.»

این کتاب با ۱۵۲ صفحه، شمارگان ۲ هزار و ۵۰۰ جلد و قیمت شش هزار و ۵۰۰ تومان منتشر شده است.

ابزار هدایت به بالای صفحه