شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[3 / 5 / 1396] سرهنگ شهید ایرج نصرت‌زاد؛
[2 / 5 / 1396] به روایت آزاده سرافراز ملاصالح قاری؛
[3 / 5 / 1396] سرهنگ شهید مسعود منفرد نیاکی؛
[2 / 5 / 1396] سردار شهید مسعود پبشبهار؛
[2 / 5 / 1396] سردار شهید شعبان نصیری؛
[2 / 5 / 1396] وصیت‌نامه شهید «نعمت‌الله حاجیان»؛

کدخبر: 46389
تاریخ انتشار: 26 تیر 1396 _12:35:26
دانشگاه جبهه محمدرضا را متحول کرد

مدتی با «محمدرضا» هم‌سنگر بودم. جبهه که به فرموده امام خمینی (ره) دانشگاه بود، ‌چنان تاثیری در زندگی برادرم گذاشت و او را متحول کرد که از وقتی پا به عرصه جنگ گذاشت نافله شبش هرگز ترک نمی‌شد.

تا شهدا؛ کتاب «نمی از ایثار» مشتمل بر مجموعه خاطرات دوران دفاع مقدس رزمندگان شهرستان ابرکوه است که به قلم «محمدرضا بابایی‌ ابرقویی» به رشته تحریر درآمده و توسط اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان یزد منتشر شده است.

در بخشی از این کتاب که روایت سرهنگ پاسدار «حسن فاتحی» از برادر شهیدش «محمدرضا فاتحی» است، می‌خوانیم: مدتی با «محمدرضا» هم‌سنگر بودم. جبهه که به فرموده امام خمینی (ره) دانشگاه بود، ‌چنان تاثیری در زندگی برادرم گذاشت و او را متحول کرد که نهایتاً منجر به شهادت وی شد.

از وقتی محمدرضا پا به عرصه جنگ گذاشت نافله شبش هرگز ترک نمی‌شد. فردی خوش‌­مشرب، خندان و شوخ‌طبع بود که همیشه به رزمندگان روحیه می‌­داد. اخلاق نیک او باعث تجمع رزمندگان در اطرافش بود. در حین شوخی، آن‌ها را نصیحت می‎کرد و دلداری می‌داد که مبادا دوری از خانه و خانواده در روحیه آن‌ها تأثیر منفی بگذارد.

محمدرضا اکثرا اوقات در قسمت تدارکات گردان مشغول بود و مایحتاج رزمندگان را آماده می‌کرد و خیلی از اسراف بدش می‌آمد. همیشه به نیرو‌ها تذکر می‌داد و نمی‌گذاشت وسایل و امکانات حیف و میل شود.

ابزار هدایت به بالای صفحه