شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[27 / 6 / 1396] شهید لطف محمد الحقوم؛
[27 / 6 / 1396] سردار شهید شعبان قلی‌زاده؛
[28 / 6 / 1396] گلعلی بابایی؛
[27 / 6 / 1396] شهید محمدجواد درولی؛
[28 / 6 / 1396] شهید مدافع حرم امیرعلی محمدیان؛
[27 / 6 / 1396] شهید سید حسن علیشاهی؛
[27 / 6 / 1396] شهید مدافع حرم فیاض قاسم زاده؛
[28 / 6 / 1396] شهید علی سراج؛
[28 / 6 / 1396] شهید مدافع حرم مرتضی حسین‌پور شلمانی؛
[28 / 6 / 1396] شهید دانش آموز حسن حجاریان؛
[27 / 6 / 1396] نگاهی به كتاب «نامه‌های اسارت» آزاده شهيد «محمو ...
[27 / 6 / 1396] در هفته دفاع مقدس برگزار می‌شود؛
[28 / 6 / 1396] مدیرکل حفظ آثار دفاع مقدس استان قم؛
[27 / 6 / 1396] به مناسبت چهلمین روز شهادت؛

کدخبر: 37954
تاریخ انتشار: 22 دی 1395 _08:41:57
آجرپزی که سرمایه‌دار شد

علی اصغر را که آوردند نه دست داشت نه سر. در تابوت را که برداشتند جمعیت که بر سر و صورت می کوبیدند گفتند نگذارید مادرش پسر بی دست و سرش را ببیند. گفتم این حرف ها چیست؟ مادرش دل دارد پسرش را ببیند. او خودش پسرانش را فرستاده جنگ.

تا شهدا؛ «آران و بیدگل»، شهری است در شمالی ترین نقطه استان اصفهان. در این شهرستان، پیرمردی زندگی می کند که بی شک از سرمایه دارانِ این سرزمین است. این جا مرادمان از سرمایه دار، کلاغ های طلا و دلار جمع کن نیست. اتفاقا این پیرمردِ بیدگلی، از گنج های سرخ و سفید، جز خانه و کاشانه ای که با سال ها کشاورزی و کارگری در آجرپزی فراهم کرده، اندوخته ای ندارد. سرمایه‌ی هنگفتِ  حاج «نصرت الله اربابی بیدگلی» سه پسر است به نام های: «علی»، «علی محمد» و «علی اصغر». پندار و عادت ما جماعتِ خاک‌گرفته‌ی از خود‌متشکر این است که بگوییم: «سه پسر داشت!» اما رسم و باور حق‌مداران جز این نیست که «زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند» و خواهند ماند.

«حاج نصرت» می گوید: «علی اصغر را که آوردند نه دست داشت نه سر. در تابوت را که برداشتند جمعیت که بر سر و صورت می کوبیدند گفتند نگذارید مادرش پسر بی دست و سرش را ببیند. گفتم این حرف ها چیست؟ مادرش دل دارد پسرش را ببیند. او خودش پسرانش را فرستاده جنگ»
«حاج نصرت» می گوید: « علی محمد، شبی که عروسش را به خانه آورد، فردا صبح به جبهه رفت.  85 روز بعد از علی اصغر شهید شد.»
این «علی محمد» همان پسری است که در دفترچه یادداشت هایش نوشت: « 13 نماز شب دارم که قضا شده. یادم باشد اگر زنده ماندم بخوانم.»

 

«علی» پسرِ ارشدِ «حاج نصرت» هم در آخرین عملیاتِ جنگ، بال در بال ملائک گشود و زمانی که بعضی ها برای پایان جنگ، دست افشانی می کردند، مراسم اربعینِ «علی» در «امام‌زاده هادی بیدگل» برگزار می شد.
«حاج نصرت» می گوید:«برای هیچ یک از پسرانم حتی قطره ای اشک نریختم. آن ها امانت های خدا بودند. مال خود خدا بودند و باید برمی گرداندیم به خدا.»
امام صادق(صلوات الله علیه و آله) می فرمایند: «يك فرزند كه پيش از پدر در گذرد، بهتر از هفتاد پسرى است كه پس از او بمانند و به سعادت ركاب حضرت قائم (عجل الله فرجه) رسند.»
حالا تو با همین عقل دنیایی حساب کن، سه فرزندی که به عشق حضرت قائم (عجل الله فرجه) و در رکاب نایب او، در معرکه‌ی جهاد فی سبیل‌الله، در خون خویش غلطیده باشند و پدر، بر مصیبتِ آنان صبوری کند، چه ثروت کلانی برای خود اندوخته است.
صد البته که کلامِ قاصر قبرستان نشینانِ عادات سخیف انسانی، از وصف آن چه بر حاج نصرت الله گذشته و آن چه در انتظار او است، قاصر است.
سلام بر «حاج نصرت الله اربابی بیدگلی»
در زمانی که زاده شد
و در زمانی به دیدار فرزندانش خواهد شتافت
و در زمانی که دیگر بار، زنده برانگیخته خواهد شد

*شهيد «علي اصغر اربابی بیدگلی» به تاریخ اول فروردین 1347 شمسی در «بیدگل» به دنیا آمد و در 28 اسفند 1366 شمسی، طی عملیات «والفجر 10» پنجه بر ایوانِ عرش گرفت.او در زمان شهادت، معاونت یگان دریایی «تیپ 91 بقیه‌ا...» را بر عهده داشت.
*شهيد «علي محمد اربابی بیدگلی» به تاریخ 15 مهر 1344 شمسی در «بیدگل» به دنیا آمد و در 5 دی 1365 شمسی، طی عملیات «کربلای 4» پای بر بساط «عندربهم یرزقون» نهاد. وی در زمان شهادت، ریاست ستاد «لشکر 8 نجف اشرف» را بر عهده داشت.
*شهيد «علي  اربابی بیدگلی» به تاریخ اول اردیبهشت 1336 شمسی در «بیدگل» به دنیا آمد و در 24 خرداد 1367 شمسی، طی عملیات «بیت المقدس 7» خرقه‌ی شهادت پوشید.ایشان در زمان شهادت، فرماندهی «گردان علي‌ بن ابي طالب از لشکر نجف اشرف»  را بر عهده داشت.

«حاج نصرت الله اربابی بیدگلی» در کنار شهید «حاج احمد کاظمی» فرمانده ی وقت «لشکر 8 نجف اشرف»


«حاج نصرت الله اربابی بیدگلی» در کنار دومین پسرش، شهید «علی محمد»

ابزار هدایت به بالای صفحه