شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[27 / 7 / 1396] سردار شهید نور علی شوشتری؛
[27 / 7 / 1396] سردار شهید علی چیت‌سازیان؛
[26 / 7 / 1396] شهید امیرسرلشکر منصور ستاری؛
[26 / 7 / 1396] شهیدان پالیزوانی؛
[26 / 7 / 1396] مدافعان حرم؛
[26 / 7 / 1396] شهید مدافع حرم محسن حججی؛
[26 / 7 / 1396] طی انفجاری در جنوب شرق دیرالزور؛
[27 / 7 / 1396] سرلشکر اقارب پرست؛
[26 / 7 / 1396] جانشین فرمانده سپاه امام رضا (ع) عنوان کرد؛
[27 / 7 / 1396] به همت اداره کل حفظ آثار دفاع مقدس استان قزوین؛
[28 / 7 / 1396] شهید سید کمال‌الدین کامروا؛
[26 / 7 / 1396] سردار بختیاری عنوان کرد؛
[26 / 7 / 1396] گفت‌وگو با مادر شهید عباس جوانکی؛

کدخبر: 37953
تاریخ انتشار: 22 دی 1395 _08:18:13
زندگی‌نامه شهید علی محمد اربابی

علی اربابی در سال1343 در بیدگل كاشان متولد شد و جزو همان گروهی بود كه خمینی بزرگ فرموده بود:یاران من در گهواره‌ها هستند.

 

به گزارش تا شهدا؛ شهید اربابی به واسطه تنگدستی از ابتدای دوران صباوت به کار پرداخت و کارهای طاقت فرسایی مانند کارگری در کوره آجرپزی را انجام می‍داد. گویی خدا می‍خواست گل وجودی او آنچنان پخته شود تا بار مسؤولیت‍های بزرگی چون معاونت آموزش و ریاست ستاد لشکر زرهی ۸ نجف اشرف را بتواند به دوش بکشد 
از دیگر سو علاقه وافر به فراگیری دانش این کارگر کوچک و خسته را شب‍ها با اشتیاق فراوان به کلاس درس می‍کشاند. از ابتدای نهضت اسلامی ، ندای خمینی را لبیک گفت و در طول انقلاب پیوسته در صف مقدم تظاهرات و مبارزات بود و تا پای جان بر سر پیمان باقی ماند .
با شروع جنگ تحمیلی ضرورت حضور در جبهه و پشت جبهه باعث شد که وی مدام بین جبهه و کاشان در تردد باشد .
علاقه او به بسیج و بسیجی‍ها باعث شد که به عضویت سپاه در آمده ، مسؤولیت پذیرش را عهده‍‍دار شود تا بتواند عناصر انقلابی و نیروهای مخلص را گزینش و به خیل دلاوران اسلام بفرستد.
در عملیات بدر مسؤولیت واحد آموزش نظامی را عهده‍دار بود و تا آخر در لشکر باقی ماند. پس از عملیات قادر که مسؤولیت واحد بسیج را بر عهده داشت در یک سانحه تصادف مجروح و در بیمارستان بستری شد.
مجددأ پس از مدتی دوباره مجروح و روانه کاشان شد و فرصتی یافت تا با ازدواج به زندگی خود سروسامانی دهد. شایستگی‍های سردار شهید سبب شد تا در عملیات والفجر۸ به سمت ریاست ستاد لشکر۸ منصوب گردد و او که شخصی منظم و پرکار بود از عهده این مسؤولیت به شایستگی برآمد به نحوی که در غیبت فرمانده لشکر نیز او فرماندهی لایق و کاردان بود و به خوبی از عهده اداره امورات لشکر بر می آمد .
با آغاز عملیات کربلای۴ عشق و علاقه به بسیجی‍ها روحیه بسیجی او را آنچنان تحت تأثیر قرار داد که گفت:« ‌من باید با بسیجی‍ها باشم » و مسؤولیت اسکله را پذیرفت تا از نزدیک بر‍‌ حرکت و رزم بسیجی‍ها نظارت نماید. در این عملیات وقتی که در جزیره ام‍الرصاص مشغول نبردی بی‍امان با دشمن بود روح بزرگ او در ساعت۳۰/۱ نیمه شب جمعه ۵/۱۰/۶۵ قالب تن را شکست و به خیل ملکوتیان پیوست روحش شاد و راهش پر رهرو باد ./آزادگان ایران

ابزار هدایت به بالای صفحه