خاطرات شهدا (نسخه قدیمی)

من آماده شهادتم

دوست شهید لاجوردی می‌گفت: «زمانی‌که به او خرده می‌گرفتیم چرا سوار دوچرخه می
۱۳۹۶-۶-۲ ۱۶:۲۶

آغاز زندگی مشترک در مسجد با مهریه‌ای معنوی

خرید عقدمان فقط دو قواره چادر برای من، مانتو و یک قرآن و آینه شمعدان و روسری بود، چون یونس را از نظر
۱۳۹۶-۶-۱ ۲۲:۰۷

قرار به قضاوت باشد بین فرزندانم و باقی، فرقی قائل نمی‌شوم

زهره‌سادات لاجوردی گفت: پدرم در ابتدای روزهای مسئولیت در دادستانی، فرزندانش را جمع کرد و گفت که
۱۳۹۶-۶-۱ ۱۶:۳۹

اذان شهید هادی ۱۸ عراقی را حُر کرد

شهید ابراهیم هادی هنگام اذان صبح روی بلندی ایستاد و رو به دشمن اذان گفت؛ در همین حین تیری رها شد و
۱۳۹۶-۶-۱ ۰۲:۰۷

پيكرش را اشتباهي به مشهد بردند

برای ديدار با خواهر شهيد «محسن نعمتی» راهی باغستان می‌شوم. پيش‌تر طی يک تماس
۱۳۹۶-۵-۳۱ ۱۷:۱۶

ماجرای شهید بوشهری که امام زمان عج را در خواب دید

همرزم شهید مصطفی انجم‌افروز گفت: مصطفی به من گفت در خواب امام زمان(عج) را دیدم و تا زمانی که
۱۳۹۶-۵-۲۹ ۱۴:۴۹

دیپلماتی که در مزار شریف آسمانی شد

قوم ظالم و متحجر طالبان در حمله ددمنشانه به كنسولگری ایران در مزار شریف شهید پاریاو و هشت تن دیگر از
۱۳۹۶-۵-۲۱ ۱۵:۱۰

کمک به جنگ‌زده‌های سوریه یکی از بزرگترین دغدغه‌های او بود

شهید «محسن خزایی» یکی از خبرنگارانی است که برای انتقال اخبار حماسه و رشادت‌های
۱۳۹۶-۵-۲۰ ۲۳:۲۸

نام ختمم را بگذارید به نام شهدای گمنام

شهید محمدجواد علی‌هاشمی در وصیت‌نامه خود خطاب به خانواده‌اش نوشت: اگر جسدم به دستتان
۱۳۹۶-۵-۲۰ ۲۲:۴۳

استمداد شهید وصالی از تیمسار ارتش برای روزه گرفتن

شهید وصالی تهرانی‌فرد در وصیت‌نامه خود آورده است: اخیرا با مشکلی روبرو شده‌ام که
۱۳۹۶-۵-۲۰ ۱۴:۵۵