خاطرات شهدا (نسخه قدیمی)

ماجرای شناسایی «ببر مازندران» در عملیات کربلای ۱

جعفر طهماسبی از رزمندگان تخریبچی لشکر ۱۰ سیدالشهدا خاطره‌ای از عملیات کربلای ۱ را منتشر کرد.
۱۳۹۸-۴-۱۰ ۱۸:۱۳

آرزوی «ابراهیم» برای شهادت در رکاب حضرت ولی عصر (عج)

ساره عیسی‌پور گفت: ابراهیم می‌گفت عاشقانه این راه را انتخاب کردم و پای سختی‌هایش
۱۳۹۸-۴-۱۰ ۱۷:۲۳

نیمی از حقوق همسرم برای مستمندان بود

منافقین همیشه نامه تهدیدآمیز داخل خانه ما می‌انداختند. به شوهرم می‌گفتند تو را می&zwnj
۱۳۹۸-۴-۱۰ ۱۶:۲۱

پیروزی با رمز صمیمیت و پشتکار

آنچه در یادداشت‌های شهید دشتبانی به چشم می‌خورد، صمیمیت و فضای گرم میان رزمندگان در شرایط
۱۳۹۸-۴-۱۰ ۱۶:۱۸

«محمد مهدی» می‌توانست ستاره فوتبال باشد

پدر شهید «محمدمهدی ماستری فراهانی» گفت: ۲ پسرم در دوران خدمت سربازی به جبهه رفتند. خودم
۱۳۹۸-۴-۱۰ ۰۳:۵۸

رایزنی با رهبر انقلاب برای انتخاب نام فرزند

پسر بزرگ شهید محمد است و هنگامی که ما عمره بودیم خانم شهید تماس گرفت و خبر بارداری پسر دوم خود را به
۱۳۹۸-۴-۹ ۱۸:۵۷

احمد هم با شفاعت علی و مجتبی آسمانی شد

احمد مختاری، مجتبی سعیدی و علی سراج از عشایر مهدیشهر استان سمنان راهی جبهه می‌شوند. در بحبوحه
۱۳۹۸-۴-۹ ۱۵:۰۴

رزمندگان لشکر 31 عاشورا قبل از پوشیدن لباس غواصی وضو می‌گرفتند

رزمنده دوران دفاع مقدس گفت: نیروهای دسته شهید پاشایی در گردان حبیب‌ بن مظاهر هیچوقت لباس&zwnj
۱۳۹۸-۴-۶ ۲۳:۵۹

هر بار شهید می‌آوردند مادرم تب می‌کرد

خواهر شهید مهری روشنی گفت: هر بار که پیکر شهدا را تفحص می‌کردند و پیکر برادرم در میان آن&zwnj
۱۳۹۸-۴-۶ ۱۸:۱۰

عمرش را وقف پایان چشم انتظاری مادران شهدا کرد

پدرم علاقه زیادی به شهید نورخدا داشت و وقتی ایشان را می‌دید می‌گفت: جانباز واقعی ایشان است
۱۳۹۸-۴-۶ ۱۸:۰۳