خاطرات جانبازان (نسخه قدیمی)

سردار غلامی، رزمی‌کاری خاکی بود

حاج احمد از قهرمانان بوکس کشور بود اما به رغم توانایی رزمی اش، روحیه

۱۳۹۵-۶-۱۰ ۱۷:۵۴

شهدا قبل از شهادت، شاهد شدند

حوزه فرهنگ اسلامی با اینکه غنی است، اما ما هستیم که به آن عمل

۱۳۹۵-۶-۹ ۲۱:۲۲

وقتی برادر 10ساله ام را به جبهه بردم

مادرم چشم به راه سه فرزند خود بود و همیشه شایعه پراکنان محله مون برای اینکه خوششان می آمد شایعه

۱۳۹۵-۶-۹ ۱۴:۳۶

«احمدی» فقط با فرمانده لشکر صحبت می‌کند!

رفتند و فرمانده گردان را آوردند. گفتیم: احمدی کمتر از فرمانده لشکر با کسی صبحت نمی‌کنه! بعد

۱۳۹۵-۶-۲ ۲۰:۴۱

فاتحه خوانی برای کشتی های لهستانی با مجوز شهید خرازی!

از این که می‌دیدم نیروهای بعثی از کشتی‌های لهستانی به نفع

۱۳۹۵-۶-۱ ۲۰:۳۴

خاطره یک جانباز از عملیات خیبر

برای اولین بار که می‌خواستیم خود را تسلیم کنیم؛ تیربارچی ما

۱۳۹۵-۶-۱ ۱۷:۳۴

فکر کردند زنده نمی‌مانم، خبر شهادتم را دادند!

فردای آن روز، با آمبولانس به سمت بیمارستان تبریز اعزام شدم. در سقز

۱۳۹۵-۵-۲۸ ۱۳:۲۱

شجاعت و صبر آزادگان دنیا را شگفت‌زده کرد

خدا را شکر من از لحاظ اقتصادی مشکلی ندارم اما بعضی از آزادگان مشکلات اقتصادی زیادی دارند.

۱۳۹۵-۵-۲۴ ۲۳:۴۴

زندانی که کبوترانش یکی یکی به پرواز در می آمدند

روزهای زندان یکی پس از دیگری سپری می شد و من هر روز شاهد پر کشیدن

۱۳۹۵-۳-۲۲ ۱۷:۰۷

پس از مجروحیت به 40 کیلو رسیده بودم

"پزشکان دیگر قطع امید کرده بودند و هر لحظه انتظار شهادت را می

۱۳۹۵-۲-۲۷ ۱۷:۲۷