خاطرات جانبازان (نسخه قدیمی)

رزمنده‌ای که کیلومترها پیکر شهدا را روی دوشش می‌گذاشت

حاج محمدمهدی موحدیان، جانباز قطع نخاعی، در عملیات‌های گوناگون هشت سال دفاع مقدس شرکت داشته است،
۱۳۹۹-۷-۸ ۰۳:۲۱

جانبازی که حامل خبر شهادت برادرش بود

«بهروز بیات» اولین کسی بود که خبر شهادت برادرش را شنید و باید این خبر خود به مادرش می
۱۳۹۹-۷-۷ ۱۰:۳۷

ملاقات با «صدام» در شلنگ آباد اهواز

بهروز بیات می گوید: «صدام» من را با موتور به قرارگاه مهندسی، رزمی صراط المستقیم در
۱۳۹۹-۷-۱ ۱۱:۵۶

غیرت دلیرمردان گیلانی در نبرد با جبهه باطل

بسیاری از جانبازان و ایثارگران دوران دفاع مقدس همچنان بر عقاید خود ایستاده‌اند و تجلی ایثار و
۱۳۹۹-۶-۳۱ ۱۸:۰۷

اولین فعالیت‌های فرهنگی نوجوانان تهران در دوران دفاع مقدس

در بخشی از خاطرات جانباز شیمیایی بهروز بیات آمده است: به‌خاطر نداشتن هزینه چاپ، لوح‌های
۱۳۹۹-۶-۲۷ ۱۴:۵۱

ترفند ۲ ایرانی برای گرفتن بولدوزر از بعثی‌ها

ابراهیم قربانیان گفت: همرزمم گفت که با هم برای شناسایی به خط دشمن برویم، آنجا از شجاعتم خوشش آمد و
۱۳۹۹-۶-۲۲ ۱۹:۰۳

به خاطر حضور در سپاه از جانم گذشتم

جانباز حبیب نامداری گفت: اگر مردم بومی با پاسدار‌ها همکاری می‌کردند و یا به عضویت سپاه
۱۳۹۸-۵-۵ ۰۰:۲۶

پاهایم را زیر نور منور‌ها از دست دادم

جانباز «حمیدرضا خدابخشی» ماجرای جانبازی و قطع پاهایش را در عملیات رمضان روایت کرد.
۱۳۹۸-۴-۲۹ ۱۹:۰۵

زنده شدن پیکر بی‌جانم درون پلاستیک!

جانباز «حسین خانبیکیان» به خاطره مجروحیتش و زنده شدن پیکر بی جانش پس از یک شبانه روز در
۱۳۹۸-۴-۲۴ ۰۰:۰۶

خوابی که موبه‌مو تعبیر شد

ته دلم هم از جنگ می‌ترسیدم و به نظرم می‌رسید جبهه برای من زیادی ترسناک است! هنوز به آخر
۱۳۹۸-۴-۴ ۱۴:۴۹