خاطره (نسخه قدیمی)

خاطره جهانبخش سلطانی از بازی در فیلم افق

بازیگر فیلم «افق» گفت: بازی در لباس غواصی آنقدر دشوار بود که یک بار کارم به بیمارستان
۱۳۹۵-۱۲-۱۱ ۰۱:۵۰

تاول‌هایی که ارمغان عملیات خیبر بود

پس از بمباران شیمیایی عراقی‌ها در عملیات خیبر،‌ چشمان اکثر مجروحان پر از اشک و دست‌ها
۱۳۹۵-۱۲-۹ ۱۵:۵۸

خدا را چه دیدی، شاید عملیات، ما را هم طلبید‌…

در آن سپیده‌روشن دلپذیر، نماز صبح را با تیمم و همراه با تجهیزات کامل و با همان سر و وضع، در
۱۳۹۵-۱۲-۹ ۰۳:۴۳

18 روز تمام جزو آمار شهدا بودم

 در فکه يك موشک تاو از كنارم رد شد و پشت سرم خورد. با موج انفجارش به هوا پرتاب شدم. معاون گردان
۱۳۹۵-۱۲-۸ ۱۳:۵۱

سومار منطقه ای مملو از مارهای سمی

قبل از عملیات والفجر ۶ شرایط سختی را در منطقه سومار سپری کرده بودیم. یادم هست وقتی قرار شد از منطقه
۱۳۹۵-۱۲-۵ ۲۳:۳۶

آتش گرفتن از نوع سوختن دل

ناگهان یک هلیکوپتر عراقی، موشکی به سمت ما سه نفر شلیک کرد. پشت پد خوابیدیم و موشک با صدای مهیبی از
۱۳۹۵-۱۲-۵ ۱۴:۵۵

خاطره جالب ضرغامی از جنگ/ عشق ما پیکان!

نمی‌دانم این پیکان خوش رنگ را چه کسی جرأت کرد به ما امانت بدهد!
۱۳۹۵-۱۲-۴ ۱۶:۲۰

حکایت یک زخم

گرد و خاک که خوابید، بلند شدم و به طرفش دویدم. دستش را پشت گردنش گذاشته بود و ناله می‌کرد. خون
۱۳۹۵-۱۲-۴ ۱۵:۳۶

حماسۀ تیربارچی در جهنم طلائیه

به نزدیک پل طلائیه که رسیدیم، شلیک اولین آر‌پی‌جی ما جهنمی از انواع گلوله‌های سبک،
۱۳۹۵-۱۲-۲ ۱۲:۱۴

ماجرای خوابیدن در کنار جسد یک عراقی

یکی را دیدم که پشت به من خوابیده و پوتین‌هایش از زیر پتو بیرون زده بود. دیگر طاقت نیاوردم.
۱۳۹۵-۱۲-۱ ۰۰:۱۱