خاطره (نسخه قدیمی)

ماجرای آب خنک خوردن یک فرمانده با مشقت‌های فراوان!

سردار «یعقوب زهدی» خاطره متفاوت خود از سختی بدست آوردن آب آشامیدنی، در عملیات بیت المقدس
۱۳۹۶-۳-۲۴ ۰۱:۰۳

بهشت زیبای من همین ارتباط با شهدا است

هر زمان که مشکل یا سوالی دارم می‌روم بهشت زهرا (س) و آنقدر راه می‌روم تا این که ناخودآگاه
۱۳۹۶-۳-۲۳ ۰۶:۵۹

من یک دختر اسلحه به دست بودم اما پرستاری نیاز به روحیه لطیف داشت

 اگر از من بپرسند که سخت‌ترین و دردناک‌ترین زمان زندگی‌ات کی بود، می‌گویم
۱۳۹۶-۳-۲۱ ۱۴:۱۲

در زندگی برای هرکاری نظر امام برای ما اولویت داشت

«فرزانه سادات حسینی» دختر مبارز کرجی گفت: همیشه به دوستان و اطرافیانم می‌گویم باید
۱۳۹۶-۳-۱۸ ۱۶:۱۱

ماجرای یک امر به معروف در شب قدر سال ۶۵

به بچه‌های گردان گفتم: حضرت زهرا(س) در روز فرزندان را می‌خواباند تا شب قدر بیدار باشند
۱۳۹۶-۳-۱۶ ۱۷:۱۴

خاطره همسر شهید مدافع حرم از سحرگاه‌های ماه رمضان

همسر شهید مدافع حرم هادی کجباف گفت: سحرهای ماه مبارک رمضان، از بهترین لحظات زندگی مشترک من و هادی
۱۳۹۶-۳-۱۴ ۰۲:۳۱

واقعاً دعوا سر سربند یا فاطمه(س) بود!

همه روضه‌ها را می‌خواندیم اما روضه حضرت ابوالفضل(علیه السلام) خیلی حال و هوا داشت. در
۱۳۹۶-۳-۱۲ ۰۰:۵۵

بانوی رزمنده‌ای که با زور اسلحه از مادرش برای ازدواج رضایت گرفتند!

برای جلب رضایت مادرم، نماینده امام (ره) در سپاه خوزستان و محافظینش، مسلح برای خواستگاری به خانه ما
۱۳۹۶-۳-۱۰ ۱۵:۰۹

عارفی که خمپاره‌هایش دقیقاً به هدف اصابت می‌کرد

مرحوم آیت‌الله جواد آقا تهرانی در یک عملیات، به نیت 14 معصوم، 14 گلوله خمپاره شلیک کرد. از دیده
۱۳۹۶-۳-۱۰ ۰۲:۲۶

تلخ و شیرین جنگ برایم شیرین بود

صادق آهنگران درباره روزهای دفاع مقدس گفت: تلخ و شیرین جنگ‌، برایم شیرین بود.
۱۳۹۶-۳-۹ ۲۲:۵۰