خاطره (نسخه قدیمی)

بازخوانی پرونده عزل صیاد شیرازی از سوی بنی‌صدر

دسیسه‌های ضدانقلاب و بنی‌صدر ادامه داشت تا آنجایی که شهید صیاد را نیز از کردستان برکنار
۱۳۹۷-۳-۲۲ ۱۵:۳۱

پیرزن می‌گفت خوشحالم پسرم مرده و به صدام خدمت نکرده است

«حسن مرادی» گفت: از مادر عراقی که پسرش در بمباران کشته شده بود پرسیدم که «چرا امام
۱۳۹۷-۳-۲۱ ۲۱:۳۹

بارانی که غسل شهادت به رزمندگان می‌داد

نیروهای ایرانی به حرکت خود ادامه دادند، حرکت ابرها آسمان را فراگرفته بود در این موقع به‌ طور
۱۳۹۷-۳-۲۰ ۲۳:۲۴

فرار سه ارتشی از اسارت

من با ستوان عقیدتی سیاسی که در زیر قیف انفجار قرار داشتیم، بدون اینکه زخمی بشویم انبردست را که آلت
۱۳۹۷-۳-۲۰ ۲۳:۰۶

می‌خواستیم رگ‌مان را بزنیم که محاصره پاوه شکست

زهرا شفیع‌زاده گفت: برای ما که تا دقایقی پیش فکر می‌کردیم چگونه خودمان را بکشیم تا به دست
۱۳۹۷-۳-۱۶ ۱۵:۳۱

ندای مرد است خمینی در دل ارتش بعثی صدام

وقتی ما«مرد است خمینی» سر می‌دادیم عراقی‌ها خیلی لذت می‌بردند و فکر می
۱۳۹۷-۳-۱۲ ۲۳:۱۹

پرتقال خونی در جبهه

پرتقال‌ها را از دست حسین گرفتم و گفتم: بچه‌ها نخورین، می‌خوان ما رو مسموم کنن، پرتقال
۱۳۹۷-۳-۱۲ ۲۳:۱۴

زنی که شرمنده حضرت زهرا(س) نشد

مادرم همین‌طور که دست‌اش روی جنازه بود، گفت: «می‌ری جبهه شهید می‌شی برمی
۱۳۹۷-۳-۱۲ ۱۵:۳۹

گپ های پدر دختری در جبهه

طلا خانم خندید و گفت: «لااقل این لباس سپاه را دربیاور و لباس کردی بپوش! کوموله‌ها بفهمند
۱۳۹۷-۳-۱۲ ۰۰:۳۷

پای صحبت خانم میرابوطالبی که در جنگ مسئول آشپزخانه هویزه بود

من از همان موقع عضو بسیج شدم و با خانم‌های دیگر سادات محله که الان سادات شهر شده، در مسجد دور
۱۳۹۷-۳-۱۱ ۰۴:۰۲