http://www.tashohada.ir/index.php/fa/news/92619

شناسه خبر: 92619
۱۳۹۹-۷-۲۷ ۰۲:۳۹

مروری بر زندگی‌نامه شهید «معرفت منصور زاده»

«معرفت منصورزاده» یازدهم دی ۱۳۵۲ در خرم آباد به دنیا آمد. پس از اخذ دیپلم به استخدام نیروی انتظامی درآمد و پس از چند سال خدمت مخلصانه در سال ۱۳۷۷ در منطقه نصرت آباد زاهدان در درگیری با اشرار و سوداگران مرگ به شهادت رسید.

تا شهدا؛ «معرفت منصورزاده» یازدهم دی ۱۳۵۲ در روستای «رباط نمکی» از توابع شهرستان خرم‌آباد چشم به جهان گشود. پدرش «یوسف»، کارمند وزارت مسکن و شهرسازی تهران بود و مادرش «فریده» نام داشت. به واسطه شغل پدر تا سن ۷ سالگی در تهران بودند. تقدیر چنین شد که در همان دوران کودکی از نعمت مادر محروم شد و توسط نامادری‌شان بزرگ شدند. دوران تحصیل را با هوش و ذکاوت تا پایان متوسطه ادامه دادند و پس از آن در سال ۱۳۷۱ همراه با برادرش «معراج» و دایی‌اش «عسگر عیسایی» به استخدام نیروی انتظامی درآمد و ادامه تحصیل را در دانشگاه پلیس تا مقطع کارشناسی ادامه دادند.

از ویژگی‌های اخلاقی وی شوخ طبعی، صبوری و داشتن روحیه‌ای شاد و شجاعت بود. قدرت بدنی و چابکی این دو برادر در بین دانشجویان هم دوره شان مثال زدنی بود.

با اتمام دوران آموزش در دانشگاه پلیس، طرح تقسیم محل خدمت جدید فرا رسید و هر دو برادر را به مرز سیستان و بلوچستان منطقه «نصرت آباد» منتقل کردند. «معرفت و معراج» قریب به سه سالی در این منطقه با شجاعت‌ها و رشادت‌های زیادی با اشرار و قاچاقچیان مبارزه کردند و دلاور مردی‌ها و رشادت‌های فراوانی از خود به یادگار گذاشتند.

سرانجام «معرفت منصور زاده» در تاریخ، پنجم آذر ۱۳۷۷، در ارتفاعات «کچن» منطقه نصرت آباد زاهدان هنگام درگیری با اشرار و قاچاقچیان بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید و پیکر وی به زادگاهش منتقل شد و در آنجا به خاک سپرد.

«معرفت منصور زاده» به روایت همرزم و دایی‌اش سرهنگ «عسگر عیسایی»:

ایشان انسانی مومن بود که برای خانواده و اقوام و دوستان همیشه احترام خاصی قائل بود و هر کاری که از دستش برمی‌آمد برای آن‌ها انجام می‌داد. اهل صله رحم بود. همیشه خنده بر لبانش جاری بود و خیلی خوش اخلاق و مهربان بود. وظیفه‌ای که به او محول می‌شد به درستی و به صورت کامل انجام می‌داد. به انسان‌های نیازمند تا حد توان کمک می‌کرد. چون درد بی‌مادری را کشیده بود، نسبت به بچه‌هایی که یتیم بودند، خیلی مهربان بود و سعی می‌کرد تا حد توان به آن‌ها کمک کند. در محل کار همه از نحوه کار کردنش راضی بودند، چون هیچ وقت در کارش کوتاهی نمی‌کرد.