نگاهی انداختهایم بهچهرههای برجسته سیاسی که تجربه معلمی داشتهاند
تا شهدا؛ شهید مرتضی مطهری
دکتر مهدیزاده، رئیس وقت دانشکده الهیات نقل میکند که دانشکده الهیات احتیاج به مدرس فلسفه اسلامی داشت. استاد مطهری هم تقاضا داده بودند. چون دانشکده بیش از حد بهوجود ایشان نیازمند بود، از روی اجبار و نیاز با تقاضای استاد موافقت شد و استاد مطهری نیز به معنی واقعی کلمه استاد بودند؛ آن استادی که امام جعفر صادق(ع) پرچمدار و رئیس آن است. رشتههایی که تدریس آنها بهعهده استاد مطهری گذاشته شده بود، از روی نیازی بود که احساس میشد. گرچه استاد از اساتید اصیل حوزه علمیه قم بودند و در تمام رشتههای معارف اسلامی تخصص داشتند، اما در دانشکده بیشتر فلسفه اسلامی در سطوح لیسانس و فوقلیسانس و دکتری و آنچه از معارف که برگشت به فلسفه اسلامی داشت تدریس میکردند، مثل کلام، تفسیر و منطق که در آن زمان به نام «کلیات علوم اسلامی» معروف شد و مباحث ایشان در این زمینه، در سه جلد به نام «كلیات علوم اسلامی» چاپ شده است. این کلیات شامل منطق، فلسفه، اصول فقه، عرفان و کلام میشد و از بار علمی برخوردار بود که حتی دانشجویان در دوره دکتری نیز سخت به آن نیازمند بودند.
شهید بهشتی
طلبه بود و جوان. هر روز میرفت دبیرستانها درس انگلیسی میداد. میگفت اینطور استقلالم بیشتر است، نواقص حوزه را بهتر میفهمم و با شجاعت بیشتری میتوانم نقد کنم. تا آخر عمرش هم با حقوق بازنشستگی آموزش و پرورش زندگی میکرد.دکتر مهدی محقق در آیین گرامیداشت شهید بهشتی نقل کرده است:«در سفری كه به مشهد برای دیدار با ادیب نیشابوری داشتم با شهید بهشتی دیدار كردم، نخستین چیزی كه به نظر من آمد از برجستگیهای شخصیتی مرحوم شهید بهشتی، دیدم كه یك كتاب قطور زیر بغل داشتند، گفتم این چه كتابی است، ایشان گفتند كه دائرهالمعارف اسلامی است كه فرنگیها نوشتهاند، من تا آن وقت اسم این كتاب را نشنیده بودم و ایشان گفتند كه ما باید بدانیم كه دیگران درباره اسلام چه فكر میكنند. بنابراین ما باید این كتابها را بخوانیم.من بعدا متوجه شدم كه ایشان زبان انگلیسی را بهخوبی میدانند و این برای من خیلی شگفتآور بود چون كه طلاب توجهی به زبان خارجی نداشتند.»
امام موسی صدر
آیتا... محمدابراهیم ربانی از علمای بیرجند از تدریس امام موسی صدر چنین گفته است:در دوران طلبگی ما چند عالم در قم بودند که سیدصدرالدین صدر در میان آنها معروف بود. پسرشان آسید موسی در دانشگاه رشته اقتصاد خوانده بود و در دانشگاه علوم ریاضی را یاد گرفته بود و بین رفقا مشهور بود که ایشان در علم ریاضی وارد است. آقا موسی درس ارث را که از دروس سخت فقهی است و نیاز به محاسبات ریاضی دارد بهخوبی تدریس میکرد و به پیشنهاد رفقا من هم در این درس شرکت کردم و اتفاقا از همه شاگردان هم بهتر یاد گرفتم. چه وقتی که من قاضی بودم و چه وقتی به شورای عالی قضایی رفتم و حتی همین الان هر وقت کسی نیاز به محاسبه ارث دارد یا لازم است دیه را بین وراث تقسیم کنند به سراغ من میآیند و من فقط با گرفتن نام متوفی و وراثش اعم از پدر و مادر و همسر و فرزندان در ده دقیقه طوری ارث را تقسیم میکنم که نه به یکی زیاد بیاید و نه یکی کم و این را از تدریس آقا موسی صدر میدانم که فاصله سنی زیاد هم با هم نداشتیم.
شهید چمران
عادل عون که زمانی نماینده جنبش «اَمل» در ایران بوده است، درباره اینکه شهید مصطفی چمران چگونه در مقام معلم در هنرستان فنی جبلعامل فعالیت خود را آغاز کرد، روایت میکند: در سال ۱۹۶۹ بود به مدت ۹ ماه در کنار شهید چمران بودم. در آن زمان بهدلیل علاقهاش به «جمال عبدالناصر» که یک انسان انقلابی بود، «ابوجمال» لقب گرفته بود و تا انتهای این دوره ما نام حقیقی یکدیگر را نمیدانستیم. بعد از پایان یافتن این دوره چریکی شهید چمران به آمریکا بازگشت و من نیز به لبنان رفتم.دو سال پس از این ماجرا امام موسی صدر اولین مدرسه فنی و حرفهای را برای آموزش محرومان و شیعیان لبنان تأسیس کرد.مهندس بازرگان نیز شهید چمران را به امام موسی صدر معرفی میکند و در نهایت چمران مدیریت هنرستان صنعتی جبلعامل را عهدهدار میشود. چمران مدیریت این مدرسه صنعتی را که دارای بیش از ۵۰۰ دانشآموز از تمامی طایفههای لبنان، فقیران، یتیمان و مستمندان که بیشتر آنها از شیعیان بودند را با سه شعار «عشق، ایمان و کار» عهدهدار شد و معتقد بود که هیچگاه نمیتوان میان این سه مؤلفه جدایی انداخت. این شعار باعث شده بود تا میان تمام شاگردان وحدت بهوجود آید. دانشآموزان در این هنرستان به صورت رایگان تحصیل میکردند و مخارج آنها نیز از طریق امام موسی صدر و فعالیتهای او تامین میشد. در آن زمان تنها هنرستانی که نماز جمعه را برگزار کرد «هنرستان صنعتی جبلعامل» بود و شهید چمران عامل برپایی نماز جمعه بود.
شهید رجایی
مسعود تهرانی، معلم بازنشسته آموزش و پرورش و شاگرد شهید رجایی در مورد تدریس او چنین میگوید:شهید رجایی در دبیرستان جبر، هندسه و مثلثات تدریس میکرد. به یاد دارم که رسم شده بود پیش از آن که مرحوم رجایی وارد کلاس شود، بعضی از دانشآموزان آیهای از قرآن یا حدیثی را روی تخته مینوشتند. بعد از ورود رجایی و مشاهده مطلب، حدود ده دقیقه در مورد آن صحبت میکرد و سپس درس را شروع میکرد. مرحوم رجایی درس را بهخوبی تدریس میکرد. با این که قد کوتاهی داشت، ولی باجذبه بود. ایشان هم درباره مسائل اخلاقی و هم سیاسی صحبت میکرد. تا آنجا که به خاطر دارم، میگفت: «باید همیشه در مقابل ظلم و جور بایستید، راهتان را انتخاب کنید.» بهطور غیرمستقیم حرفهای خود را میزد. البته این را بگویم که او میگفت «میدانم میخواهید وقت کلاس را با صحبت کردن من بگیرید، اما من وظیفه خودم میدانم این آیه را برای شما ترجمه و تفسیر کنم.» همیشه صحبت و نصیحت خود را در کلاس داشت. مرحوم رجایی از اول تا آخر لحظهای کلاس را رها نمیکرد. دائما دانشآموزان مشغول کار بودند؛ یا درس داده یا تمرین حل میشد.
شهید همت
شهید همت پس از پایان دوران سربازی و بازگشت به زادگاهش شهرضا، شغل معلمی را برگزید و در روستاها مشغول تدریس شد و به تعلیم فرزندان این مرز و بوم همت گماشت. همت در این دوران با تعدادی از روحانیون متعهد و انقلابی ارتباط پیدا كرد و در اثر مجالست با آنها با شخصیت حضرت امام (ره) بیشتر آشنا شد. به دنبال این آشنایی و شناخت، سعی میكرد تا در محیط مدرسه و كلاس درس، دانشآموزان را با معارف اسلامی و اندیشههای انقلابی حضرت امام(ره) و یارانش آشنا كند.او در تشویق و ترغیب دانشآموزان به مطالعه و كسب بینش و آگاهی سعی وافری داشت و همین امور سبب شد چندین نوبت از طرف ساواك به او اخطار شود، لیكن روح بزرگ و بیباك او به همه آن اخطارها بیاعتنا بود و هدف و راهش را بدون اندك تزلزلی پی میگرفت و از تربیت شاگردان خود لحظهای غفلت نمیورزید.با گسترش تدریجی انقلاب اسلامی، همت پرچمداری جوانان مبارز شهرضا را برعهده گرفت، پس از انتقال وی به شهرضا برای تدریس در مدارس شهر، ارتباطش با حوزهعلمیه قم برقرار شد و به طور مستمر برای گرفتن رهنمود، ملاقات با روحانیون و دریافت اعلامیه و نوار به قم رفتوآمد میكرد.
شهید باهنر
با استخدام در آموزش و پرورش یکی از مهمترین فرازهای زندگی سیاسی دکتر باهنر در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی کلید خورد. از آنجا که مبارزات سیاسی شهید باهنر علیه دستگاه پهلوی بیشتر سبقه فرهنگی داشته است، وی با توجه به شور باطنی خود آموزش و پرورش و کار با میلیونها کودک و نوجوان محصل را فضایی ایدهآل برای رساندن پیام انقلاب دانست و به قول خود:«از بین همه مشاغل و امکانات مختلفی که وجود داشت و پیشنهاد میشد، آموزشوپرورش را انتخاب کردم و در آموزش و پرورش هم دفتر تألیف کتابهای دینی را انتخاب کردم» شهید باهنر علاوه بر تدریس با دفتر تحقیقات و برنامهریزی همکاری نزدیک داشت و برنامههای تعلیمات دینی کلاسهای مختلف تحتنظر او تهیه و تنظیم میگردید. او در زمینه علوم دینی به تألیف کتاب درسی مورد نظر جهت تدریس در سطوح مختلف آموزشی اقدام کرد و در این زمینه حدود 40 کتاب و جزوه تألیف و به رشته تحریر درآورد.
شهید مفتح
شهید آیتا... مفتح را حلقه وصل حوزه و دانشگاه میدانند. زندگی سراسر اندیشه و شور و معنویت مرحوم مفتح همواره با هدف اصلاح امت اسلامی توأم بود و برای رسیدن به کمال معنوی، از هیچ تلاشی
فروگذار نمیکرد. زمانی که در حوزه و دانشگاه به تدریس میپرداخت، طلاب و فضلا و دانشجویان را به نحوی شایسته تربیت مینمود؛ بدین معنا که ایشان در برنامههای درسی، بحثهای اخلاقی و اجتماعی را بر مبنای روشنگری جامعه شناختی اطراف خود پیش میبرد و حاضران را علاوه بر فراگیری متون درسی، به تهذیب نفس و مبارزه با شیطان درون و همچنین به شناخت جامعه خود و خلأهای موجود و پر کردن این خلأها تشویق و ترغیب مینمود.
شهید آوینی
در سال 1367 یک ترم در مجتمع دانشگاهی هنر تدریس کرد، ولی چون مفاد مورد نظرش برای تدریس با طرح دانشگاه همخوانی نداشت، از ادامه تدریس صرفنظر کرد. مجموعه مباحثی که برای تدریس فراهم شده بود، با بسط و شرح و تفسیر بیشتر در مقالهای بلند به نام «تاملاتی در ماهیت سینما» که در فصلنامه «فارابی» به چاپ رسید و بعد در مقالاتی با عناوین «جذابی در سینما»، «آینه جادو»، «قاب تصویر و زبان سینما»و... که از فروردین سال 1368 در ماهنامه هنری سوره منتشر شد، تفصیل پیدا کرد.