دست منافقین را از کشور کوتاه کنید
تا شهدا؛ شاهد شهود عرفانی شد و نقش هرچه خوبی را در چهارفصل گیتی نمایان کرد و چشم ستارگان آسمان را روشن، ققنوس هشت جنت که هفت آسمان را مجذوب خود کرده است، همان عاشقی که در وادی مقدس عاشقی، پر پرواز گشود و فرشتگان را نوازشگر روح نابش کرد.
میخواهیم هر روز را با نامی و یادی از این ستارهها، شب کنیم و کار را با تبرک و مدد از این عارفان عاشق آغاز؛ باشد که ادای دینی باشد بر آن همه رشادت، شهامت، مجاهدت و شجاعت... «برگ سبزی، تحفه درویش»، «تا چه قبول افتد و چه در نظر آید».
تبرک لحظاتمان با شهید صادق نظریکیان:
بسم الله الرحمن الرحیم
والذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فى سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عند الله اولئک هم الفائزون
کسانى که ایمان آوردند و هجرت کردند و جهاد کردند در راه خدا با مالهایشان و جانهایشان نزد خداوند اجرى بزرگ و عظیم دارند.
با سلام بر حضرت مهدى، منجى عالم بشریت و با سلام بر امام امت و شهیدان راه خدا وصیتنامهام را آغاز مىکنم.
اکنون که وصیتنامه را مىنویسم شب عملیات در میمک است که امید دارم خداوند این آرزوى من که شهادت است را نصیبم کند..
ما درس شهادت را از مولایمان حسین آموختیم که خداوند مى فرماید هیچ قطرهاى پیش من از قطره خونى که در راه خدا ریخته شود ارزشى ندارد و به خدا قسم من فقط ایمان به خدا و به امامان معصوم دارم که از پدر و مادر و دنیا گذشتم و به جبهه آمدم تا بگویم پرورش یافته مکتب شهادت هستم.
من از امت مسلمان ایران این تقاضا را دارم که هیچ وقت امام را تنها نگذارید؛ جبههها را پر نگه دارید؛ پیروزى در این جنگ پیروزی اسلام است. جنگى که تمام دنیا بر ایران تحمیل کرد. من یک تقاضاى دیگر از امت همیشه در صحنه حزبالله دارم؛ از شما مىخواهم دست این منافقین را از کشور کوتاه کنید.
برادران و خواهران دینی من، بدانید که این دنیا هیچ ارزشى ندارد، دنیا یک امتحان برای مومن است و دنیا جهنم مومن است و بهشت کافر.
پدر و مادر عزیزم شما باید افتخار کنید که فرزندتان در راه خداوند به شهادت رسید و به نداى حسین لبیک گفت و یک موقع ناراحت نباشید که منافقان خوشحال میشوند. برادرانم از شما تقاضا دارم اسلحه من را زمین نگذارید و علیه کافران و منافقان بجنگید. خواهرانم شما همچون زینب(س) در مقابل دشمنان اسلام قرآن بایستید و حافظ حجاب خود باشید. مرا حلال کنید.