رسالت شهیدان را زینبوار ادامه دهید
تا شهدا؛ شاهد شهود عرفانی شد و نقش هرچه خوبی را در چهارفصل گیتی نمایان کرد و چشم ستارگان آسمان را روشن، ققنوس هشت جنت که هفت آسمان را مجذوب خود کرده است، همان عاشقی که در وادی مقدس عاشقی، پر پرواز گشود و فرشتگان را نوازشگر روح نابش کرد.
میخواهیم هر روز را با نامی و یادی از این ستارهها، شب کنیم و کار را با تبرک و مدد از این عارفان عاشق آغاز؛ باشد که ادای دینی باشد بر آن همه رشادت، شهامت، مجاهدت و شجاعت... «برگ سبزی، تحفه درویش»، «تا چه قبول افتد و چه در نظر آید».
تبرک لحظاتمان با شهید حسن سرهادی:
شهید حسن سرهادی در تاریخ 24 مهر 44 در صالح آباد همدان چشم به جهان گشود. وی تحصیلات خود را تا سوم متوسطه ادامه داد و از طرف سپاه به جبهه اعزام و به عنوان تبلیغاتچی به ایفای مسؤولیت پرداخت. شهید حسن سرهادی در تاریخ 20 شهریور 65 در شهر خرمشهر جزیره مجنون در اثر اصابت ترکش خمپاره توسط دشمن بعثی به فیض شهادت نائل آمد. اکنون پیکر پاکش در گلزار شهدای همدان آرام گرفته است.
آنچه میخوانیم وصیتنامه شهید حسن سرهادی است:
«بسم الله الرحمن الرحیم»
«و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون: هرگز گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته شدند مردهاند، بلکه آنها زنده ابدی هستند و نزد پروردگار خویش روزی میخورند».
سلام و درود فراوان به روان پاک ائمه معصومین و سلام بر آخرین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت و نایب بر حقش امام خمینی و درود بیکران بر ملت شهیدپرور و همیشه بیدار ایران اسلامی.
پدر و مادر عزیزم از شما حلالیت میطلبم و از شما تقاضا دارم به جای بنده از تمام دوستان و آشنایان حلالیت بطلبید. پدر و مادر عزیزم صبر را پیشه کار خود کنید و شکر خدا را هرگز در زندگی فراموش نکنید که به شما چنین عنایتی فرمود و فرزند شما را قبول کرد. خواهرم تو نیز زینبوار رسالت شهیدان را ادامه بده. برادر بزرگوارم فقط درباره شما میتوانم بگویم مواظب خودت باش و برای پدر و مادرم عصای محکمی باش زیرا میدانم تو محکم و استوار در مقابل سختیها خواهی ایستاد. دوستان عزیزم مرا حلال کنید و ببخشید نتوانستم حق برادری را برای شما عزیزان ایفا کنم.