فرمان ولایت را بر زمین نگذاريد
تا شهدا؛ شهید فردین گروسی در تاریخ 29 تیر 45 در شهر همدان چشم به جهان گشود. وی تحصیلات خود را تا کاردانی ادامه داد و از طرف بسیج به جبهه اعزام و به عنوان رزمنده به ایفای مسؤولیت پرداخت. شهید فردین گروسی در تاریخ 20 شهریور 65 در شهر خرمشهر جزیره مجنون به دست دشمن بعثی به فیض شهادت نائل آمد. اکنون پیکر پاکش در گلزار شهدای همدان آرام گرفته است.
آنچه میخوانیم وصیتنامه شهید فردین گروسی است:
«بسم الله الرحمن الرحیم»
«و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون: هرگز گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته شد شهید فردین گروسی ند مردهاند، بلکه آنها زنده ابدی هستند و نزد پروردگار خویش روزی میخورند».
اگر عنوان نوشتهام را نامه بگذارم شاید بهتر و پرمعنیتر از وصیتنامه باشد نامهای پر از درد و رنج و اقرار به اینکه در طول حیات و زندگی بیحالم نتوانستهام بنده خدا باشم. نتوانستهام از حقایق حیات و زندگی به درستی چیزی برداشت کنم و تمام لحظات زندگی را وقف خدمت به نفس و چسبیدن به دنیا کردهام. خدایا فقط به رحمت و بخشنده بودن ذات پاکت امید دارم که تغییری در من ایجاد کنی و گوشه چشمی به من بیچاره روسیاه کنی و مرا جزو بندگان خودت به حساب آوری، الهی آمین یا رب العالمین.
وصف درد در همین جا تمام نمیشود قسمتی از این درد به جامعه اطراف آن برمیگردد به جامعهای که افراد آن هر کدام به یک نحو به اعمالی پوچ و عقایدی نادرست مشغول هستند، عدهای که ادعای در خط بودن دارند و سنگ رهبر را سخت بر سینه میزنند اما روشنترین فرمان امام را در مورد دفاع از کشور به زمین میگذارند و خودشان را با بازیچههایی مشغول داشته و در یک سری قید و بندهای توجیهی مشغول شدهاند.
فقط من در مورد اینها به یک نکته اشاره میکنم و آن این است که حسابرسی شما بسیار دشوارتر از دیگران است. عدهای دیگر از افراد جامعه که سخن من بیشتر با آشنایان و فامیل است، این اسلام رهاییبخش به وسیله نایب برحق ولی عصر امام امت تجلی عینی پیدا کرده و کاملاً روشن و معلوم است اما عدهای خودشان با دست خودشان از این نعمت خود را دور کردهاند و هنوز هم مثل سایه سخت بر دنیا چسبیدهاند و این نعمت با ارزش را به کناری زده و چنان خاموش و بیخیال به زندگی باطل خودشان ادامه میدهند و با دیدن نایب امام امت خجالت نکشیده و واجبترین رکن دین یعنی نماز را به جا نمیآورند، چه دردی از این بالاتر که در این زمان مقدس کوچکترین و سادهترین تغییر در آنها رخ ندهد و قدمی به طرف خدا که اولین حرکت آن به جا آوردن نماز است را انجام نمیدهند؟ این عده با چه امیدی زنده هستند؟ گروهی به دنبال سیر کردن شکم خود هستند آنها چه فرقی با زندگی یک حیوان چهارپا دارند؟ این عده از امام زمان، امام امت، شهدا و از خانواده شهدا خجالت بکشند. من از این عده عاجزانه میخواهم کمی روشنتر و کلیتر دنیا به دنیا نگاه کنند و در خودشان تغییر ایجاد کنند، انشاءالله.
از تمام دوستان و آشنایان که حقی بر گردن این حقیر دارند و بیاحترامی به آنها کردم درخواست حلالیت دارم، از پدر مادر عزیزم که زحمت زیادی برای من متحمل شدهاند نیز عاجزانه درخواست حلالیت دارم و شرمندهام در دنیا حق آنها را به جا نیاوردم. همچنین خواهشم از آنها این است که بعد از من از خودشان صبر و شکیبایی نشان داده و اجازه ندهند کسی به آنها دلداری دهد بلکه به دیگران نیز روحیه دهند و سعی کنند در موقعیت ایجاد شده دیگران را به تقوا و اطاعت از خدا دعوت کنند. در مورد اموالم اگر چیز قابلی است همه را به مستمندان بدهید که آنها پیش خدا عزیزند و به واسطه آنها شاید خدا نظری به من حقیر کند، انشاءالله.