http://www.tashohada.ir/index.php/fa/news/65819

شناسه خبر: 65819
۱۳۹۶-۷-۲۵ ۱۵:۰۲

حسین از من خواست با لبخند رضایتنامه‌اش را انگشت بزنم

مادر شهید «حسین قاسمی» گفت: از من خواست که با خنده و رویی گشاده پیش مسئول ثبت‌نام بروم و پای برگه رضایتنامه را انگشت بزنم. دائم به من تاکید می‌کرد که روی صورتم لبخند باشد تا مبادا فکر کنند که مرا به زور به آن جا کشانده است.

به گزارش تا شهدا؛ مدیر امور بانوان اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس البرز همراه با تعدادی از یادگاران هشت سال دفاع و حماسه به دیدار مادر گرامی شهید «حسین قاسمی» رفت و از مقام صبر و استقامت این مادر شهید تقدیر و تجلیل کرد.

مادر شهید «حسین قاسمی» در این دیدار به ذکر خاطراتی از فرزند شهیدش پرداخت  که در ادامه می‌خوانید:

«شهید «حسین قاسمی» در سال 1346 متولد شد. دانش‌آموز بود که هوای رفتن به جبهه کرد. برای گذراندن دوره‌های آموزش اولیه از مدرسه غیبت می‌کرد و در مسجد محله آموزش می‌دید.

آن اوایل به دلیل سن کم اسمش را برای اعزام نمی‌نوشتند. چند روزی ناراحت و غمگین بود. غذا نمی‌خورد و یک گوشه می‌نشست و گریه می‌کرد. تا اینکه پای درد دلش نشستم. از من خواست که با خنده و رویی گشاده پیش مسئول ثبت‌نام بروم و پای برگه رضایتنامه را انگشت بزنم. دائم به من تاکید می‌کرد که روی صورتم لبخند باشد تا مبادا فکر کنند که مرا به زور به آن جا کشانده است.

مرحله اول را بی‌خبر رفت. وقتی برای مرخصی آمد از او خواستم که به خاطر پدرش دیگر نرود. از یکی از اقوام خواستم که او را همراه خودش سر کار ببرد تا شاید جبهه رفتن را فراموش کند. چند روزی را در تعاونی آن اداره مشغول شد. اما همین سرکار رفتن باعث شد که دوباره برود جبهه.

روزی که همکارانش برای اعزام ثبت‌نام می‌کردند از یکی از همکارانش به نام «حسین» خواهش می‌کند که مجوز اعزامش را به او بدهد. رفت و باز هم من چشم‌انتظار خبری از او،  روزها را یکی پس از دیگری پشت سر می‌گذاشتم تا اینکه بالاخره خبری که نمی‌خواستم را شنیدم...».

شهید «حسین قاسمی» از لشکر همیشه پیروز 10 سیدالشهدا (علیه‌السلام) در منطقه عملیاتی «سقز» در تاریخ 30 تیر 1366 به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

پیکر مطهر این شهید والامقام در گلزار شهدای امامزاده محمد (ع) کرج در خاک آرام گرفته است./دفاع پرس