دیدار معاون وزیر و اعضای شورای فرهنگی وزارت کشور با خانواده شهید حسین پورمحمدی
به گزارش تا شهدا؛ ناصریان معاون وزیر کشور و رئیس شورای فرهنگی وزارت کشور، یاوند عباسی مشاور وزیر کشور در امور ایثارگران، حجت الاسلام والمسلمین قربانلو مشاور فرهنگی و امام جماعت وزارت کشور، قشقایی فرمانده مرکز مقاومت بسیج، مهدوی فر معاون مرکز حراست، تله کو مدیر کل پشتیبانی با حضور در منزل شهید حسین پورمحمدی، ضمن پاسداشت جانفشانی و ایثارگری های این شهید والامقام، از خانواده ایشان تجلیل بعمل آوردند .
شهید بزرگوار حسین پورمحمدی در بهار سال 1345 در قریه گواسرا از روستاهای شهرستان رودسر استان گیلان در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود و در سال 1363 طی عملیات جنگ های نامنظم 16 ماه به اسارت نیروهای بعثی در آمد که طی این مدت هیچگونه اطلاعی از زنده بودن وی در میان نبود .
شهید حسین پورمحمدی پس از آزادی و یک سال مداوای مستمر، مصمم به بازگشت به جبهه های جنگ شد که با مخالفت خانواده مواجه شد و در آذرماه سال 1365 ازدواج نمود که ماحصل این ازدواج یک پسر به نام علیرضا می باشد که درست سه ماه پس از شهادت پدر، دیده به جهان گشود.
شهید گرانقدر حسین پورمحمدی در سال 1366 از قرارگاه رمضان شهرستان نقده به منطقه عملیاتی اعزام شد و در حالی که همراه با جمعی از رزمندگان به منظور شناسایی قبل از عملیات، در حال مأموریت بود در اول فروردین 1367 در منطقه کوران عراق ، به شهادت رسید ولی پیکر مطهر شهید، هیچ گاه به وطن بازنگشت.
در وصیت نامه آن شهید آمده است ، خدا را شکر که در زمانی زندگی می کنم و در جامعه ای هستم که رهبری آن را نایب امام زمان (عج) خمینی عظیم الشأن بدست دارد و خدا را شکر که جهاد نصیب بنده هم شد و توانستم در آن شرکت کنم و باز خدا راشکر که لیاقت در جبهه بودن را بر ما عطا فرمود.
در فراز دیگری از وصیت نامه شهید حسین پورمحمدی آمده است؛ خدایا مرا ببخش و مرا بیامرز، خدایا می دانم که من لیاقت شهادت را ندارم ولی خدایا از تو می خواهم که در جبهه فقط کشته نشوم بلکه در جبهه به شهادت برسم پس خدایا آخرین لحظه عمر مرا شهادت قرار ده. خدایا لیاقت اینکه من هم سرباز امام زمان (عج) باشم عطا فرما. خدایا امام زمان را از بنده راضی و خوشنود بگردان.
در وصیت نامه آن شهید خطاب به مردم حزب ا.. ایران آمده است: از شما تقاضا دارم که امام عزیزمان را تنها نگذارید و با برداران انجمن اسلامی همکاری نمایید و با هم هیچگونه اختلاف نداشته باشید به خدا، این مال و جایگاه هیچ ارزشی برای انسان ندارد و از همه شما تقاضا دارم که برادر هم باشید که خدا را خوش نمی آید که دو مسلمان با هم اختلاف داشته باشند .
شهید حسین پورمحمدی در پایان به پدر و مادرش وصیت کرد؛ موقعی که می خواهید مرا دفن کنید چشمانم را باز بگذارید که دشمنان اسلام فکر نکنند که کورکورانه رفتم و دستانم را باز بگذارند که دشمنان اسلام فکر نکنند که با خود چیزی بردم .
علی پورمحمدی فرزند شهید حسین پورمحمدی، تنها یادگار آن شهید که سه ماه پس از شهادت پدر، دیده به جان گشود، هم اکنون در تهران زندگی می کند و صاحب یک فرزند است که به یاد پدربزرگ شهیدش، حسین نام گرفته است .