دکل انقلاب: اوضاع اردوگاه دشمن نابسامان است
به گزارش تا شهدا؛ پشت خاکریز و در پناه سنگری که با گونی های پر از خاک درست کرده بودم، آرام نشسته و با یک دست دوربینم را مقابل چشمانم گرفته بودم و خط مقدم جبهه دشمن را زیر نظر داشتم و با دست دیگرم گوشی بی سیم را کنار صورتم گرفته بودم و مواضع دشمن را برای قرارگاه مخابره می کردم.
اوضاع به شدت بحرانی بود و تانک های بیشمار دشمن رو به سوی مرزهای ما در حال پیشروی بودند. دیدن سربازانی با کلاه آهنی که یک قبضه اسلحه کلاش نیکف به دست گرفته بودند و از این طرف تانک ها به آن طرف تانک ها می دویدند و هر از گاهی تیری شلیک می کردند، کلافه ام می کرد.
دیدن عِده و عُده دشمن من را مضطرب و نگران می کرد. سعی می کردم خیلی سریع گرای دشمن را به نیروهای خودی بدهم تا آن ها با گلوله های توپ و تانک جهنمی در برابر دشمن به پا کنند، اما انگار هر مقدار که تانک و نفرات دشمن منهدم می شد، مقدار و نفرات بیشتری به آن ها اضافه می شد.
عقبه دشمن را نمی دیدم و فقط خطوطی را که مدام از آن ها نیروی پیاده و تانک خارج می شد و به طرف ما می آمد را می دیدم. پیش خودم فکر می کردم قرار نیست که این تانک ها و نفرات پیاده ته بکشد و مدام باید نفرات و تجهیزات به خطوط دفاعی ما ارسال شود.
همان طور که دوربین را مقابل چشمانم گرفته بودم، یک آن متوجه شدم که تانک دشمن سنگر من را نشانه گرفته است. قبل از اینکه بتوانم آب دهانم را قورت دهم گلوله تانک به سینه سنگر من نشست و با پاره کرده گونی ها از کنار پهلویم گذشت و در قسمت عقب سنگر با پاره کردن گونی های پشت سنگر از سنگر خارج شد.
بی سیم و دوربین از دستم بر روی زمین افتاد. به آرامی روی زمین نشستم و در حالیکه پشتم به طرف دشمن بود به گونی های سنگر تکیه زدم. گونی هایی که گلوله تانک آن ها را پاره کرده بود را نگاه می کردم. آتش ضعیف گونی ها، آب دهانم را خشک کرده بود. با خودم فکر می کردم اگر این گلوله که از کنار پهلویم رد شد، به شکمم اصابت می کرد چه اتفاقی برایم می افتاد! تا چند ثانیه همین طور هاج و واج مانده بودم.
با شنیدن صدای شنی تانک های دشمن به خودم آمدم و خیلی سریع بی سیم و دوربینم را برداشتم و از سنگر بیرون آمدم و به طرف دکلی که چند ده متری با من فاصله داشت به راه افتادم. در طول مسیر مدام تصویر تانک ها و نفرات دشمن و آتش گونی سنگر در ذهنم تداعی می شد. اگر تانک های دشمن از این نقطه خارج و به خطوط خودی نزدیک شوند، چه اتفاقی در انتظار بچه ها است.
خیلی سریع از دکل بالا رفتم تا از میزان مهمات و تجهیزات دشمن اطلاعی کسب کنم. دیدن اوضاع به هم ریخته عقبه دشمن خونخوار من را به حیرت فرو برد. اردوگاه دشمن وضع مناسبی نداشت؛ عقبه و خطوط مقدم جبهه دشمن تفاوت زیادی با هم داشتند؛ تعدادی از سربازان مشغول بیرون کشیدن تانک های به گل نشسته بودند و عده ای هم مشغول خاموش کردن آتش زاغه مهمات و عده ای هم مشغول مداوای نیروهای زخمی و مجروح خود بودند.
امروز بعد از گذشت سال ها از جنگ تحمیلی، وقتی از دکل انقلاب بالا می رویم و به اردوگاه دشمن نگاه می کنیم به یاد اوضاع نابسامان اردوگاه دشمن در روزهای جنگ تحمیلی می افتیم. مروری بر جنایت استکبار جهانی از زمانی که کریستف کلمب قاره آمریکا را کشف کرد و حجم زیادی از دلارهای کثیف برای کشتار انسان های بی گناه هزینه شد تا جهان انسان ها به اندازه دهکده ای کوچک شود تا به راحتی بتوانند آن را کنترل کنند، ولی به ناگاه سیدی از سلاله پاک رسول مکرم اسلام(ص) در دنیا ظهور کرد و تمام برنامه های استکبار جهانی را در روز 22 بهمن سال 1357 به هم ریخت.
دنیای استکبار تصمیم گرفته بود هر آن چه در توان دارد به کار گیرد تا شاید بتوانند ایده های خود (دهکده جهانی و کنترل کردن دنیا) را اجرا نماید. کردستان، سیستان، زابل، آمل، بابل، 17.000 شهید ترور، هشت سال جنگ تحمیلی و در نهایت امید به رحلت امام خمینی(ره) و فروپاشی نظام ایران که با جانشینی امام خامنه ای عزیز این نقشه دشمن نیز نقش بر آب شد و اوضاع باز هم در اردوگاه دشمن بدتر از قبل شد.
دنیای استکبار در وضعیت بدی گرفتار شده است و دست به هر کاری می زند اوضاعش بدتر از قبل می شود. یک نمونه از اقدامات نابخردانه دشمن خلق و تجهیز گروهک های تکفیری ـ تروریستی و تحمیل آن ها به دنیای اسلام برای مقابله با سرپنجه های اسلام ناب محمدی(ص) است. ولی همین گروهک امروز یکی و تنها یکی از فرمانده لشکرهای سپاه اسلام را در مقابل خود می بیند واین گونه ابراز عجز و ناتوانی می کند.
دشمن نمی داند که در ایران فرماندهان زیادی که روزگاری هم سنگر حاج قاسم سلیمانی بوده اند در انتظار امر و دستور فرمانده کل قوا هستند تا با تمام توان بر دشمن بتازند و آن ها را تار و مار نمایند. امروز یک فرمانده نظامی بدون اینکه لباس رزم به تن کند جنگ نیابتی دنیای استکبار را در بیرون از مرزهای ایران اسلامی مدیریت می کند.
با یک نگاه به سمت سرزمین های اشغالی متوجه وضعیت نابسامان فرزند نامشروع دنیای استکبار یعنی اسرائیل می شویم. مقام معظم رهبری در سال 1394 فرمودند: «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید». حزب الله لبنان و غزه از یک سو و مسلح شدن کرانه باختری از سوی دیگر دلیلی است برای با خاک یکسان شدن حیفا. البته تمام این اتفاقات در کمتر از 25 سال آینده به وقوع خواهد پیوست.
امروز مقام معظم رهبری ایمان دارند که کار دشمن تمام است و به همین خاطر این چنین با یقین کامل 25 سال آینده را دنیایی بدون رژیم اسغال گر قدس معرفی می کنند و از طرف دیگر دنیای استکبار نیز به رسیدنش به انتهای خط و حذف خود از صفحه روزگار معترف است و اگر در این بین نیروهای حزب الهی همت نمایند، لحظه به لحظه جهان برای ظهور منجی عالم بشریت امام مهدی (عج) آماده خواهد شد.
استکبار جهانی تمام توان خود را به کار گرفته است تا امام خامنه ای (مدظله العالی) دنیا را برای ظهور امام عصر (عج) آماده نکند. از داعش خارجی گرفته تا منافقین داخلی همگی به عروسک خیمه شب بازی استکبار جهانی بدل شده اند تا سنگی در برابر آرمان های انقلاب اسلامی بیاندازند؛ این تفکر برگرفته از فلسفه وجودی استکبار جهانی است که می گوید: اگر من مباد پس تمام دنیا مباد.
استکبار جهانی با دیدن اوضاع نابسامان خود، یک جنگ تمام عیار را در منطقه به راه انداخته است. دشمنان اسلام! همین شهادت طلبی جوانان مسلمان را که به فرموده امام خمینی(ره) یکی از نشانه های ظهور حضرت حجت(عج) می باشد، را مهندسی معکوس کردند و همین شهادت طلبی را با دمیدن در گوساله سامری داعشی به یک حرکت تروریستی برای ضربه زدن به پیکره اسلام و مسلمین به کار گرفته اند.
مقام معظم رهبری در برابر توطئه های استکبار جهانی چند نکته راهبردی را برای جوانان بسیجی که بزرگترین دشمن استکبار هستند ارائه نموده اند که از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
الف). نبرد عزم ها و اراده ها آغاز شده است. عزم و ارده افرادی هم چون شهید حاج حسن تهرانی مقدم باعث شد امروز قدرت موشک های ایران تمام دنیای استکبار را به لرزه درآورد.
ب). ما در پیچ مهم تاریخی قرار داریم. افراط و تفریط در اجرای مسئولیت هایی که بر عهده ما قرار دارد، باعث سقوط و واژگونی ما به ورطه نابودی می شود. اعتدال یعنی حرکت در خط رهبری و ولایت فقیه.
ج). شما بدریون بدر کبری هستید. از میان اندک یاران امام زمان(عج) تنها عده ای کمی انتخاب خواهند شد و خود را آماده بدر کبری خواهند کرد.
د). شما باید ابتکار عمل را در شرایط کنونی در دست بگیرید. راهی جز معجزه باقی نمانده است. در شرایطی که دشمن با تمام توان در حال ضربه زدن به اصول و آرمان های مسلمانان است، باید با تمام توان در مقابل هجمه نرم دشمن مقابله کنیم.
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُركُم وَيُثَبِّت أَقدامَكُم»﴿ سوره مبارکه محمد آیه ۷﴾
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! اگر (آیین) خدا را یاری کنید، شما را یاری میکند و گامهایتان را استوار میدارد».
یعنی اعتقاد راسخ به پیروزی جبهه حق، یعنی اعتقاد به اینکه اگر گلوله دشمن به پشت خاکریز اصابت کرد و گونی های سنگر در آتش سوخت، ترس به دل راه ندهید، بلکه از دکل انقلاب بالا بروید و اردوگاه دشمن را زیر نظر بگیرید تا از اوضاع نابسامان دشمن آگاهی بیابید.
امروز جوانان مسلمان از اقصی نقاط عالم خود را به حرم عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری (س) رسانده اند تا از حرم دفاع کنند. نکند ما از کاروان شهدا جا بمانیم و حسرت مهر مجاهد بودن را بر پیشانی خود احساس کنیم. مجاهد فی سبیل الله برنده این جنگ تمام عیار است.
به امید روزی که در خرمشهرهای پیشرو سربلند و سرافراز بیرون بیاییم.