http://www.tashohada.ir/index.php/fa/news/46026

شناسه خبر: 46026
۱۳۹۵-۵-۳۰ ۲۰:۳۲

از شرط محال برای آزادی اسرا تا رویای صدام

<p style="text-align: justify;">نویسنده کتاب &quot;پایی که جا ماند&quot; با بیان این که ستوان قحطان جانشین اردوگاه 16 تکریت همیشه می گفت شما هیچ وقت آزاد نخواهید شد و هر زمانی که یک مرد توانست باردار شود شما هم آزاد می شوید گفت: صدام نیز در راستای همین تصورات، دراین رویا بود که می تواند خاطره قرارداد ترکمانچای و گلستان را دوباره زنده کند .</p>

به گزارش تا شهدا؛ 26 مهرماه آغاز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی و یادآور دردها و رنج‌ها و محنت‌هایی است که عده‌ای از جان گذشته شبانه روز در اردوگاه‌های مخوف رژیم بعثی عراق کشیده‌اند که حتی در تصور هم نمی‌گنجد، یکی از کتبی که به شفافی همانند یک آینه تمام نما وقایع آن روزها را نقل می‌کند به قلم سید ناصر حسینی پور به نگارش در آمده که عراقی‌ها او را به‌ عنوان "پیک شهید سردار علی هاشمی" معرفی کرده بودند و این یعنی آغاز شکنجه‌های دردآور برای به‌دست آوردن اطلاعات؛ آن هم روی نوجوان ۱۶ ساله ای که یک پایش هم قطع شده بود. بعد او را یک ماه در بیمارستان بستری کردند تا حالش بهتر شود و سپس به پادگان صلاح‌الدین بردند، محلی که در آن حدود ۲۲ هزار اسیر مفقودالاثر ایرانی که نامشان در فهرست صلیب سرخ ثبت نشده بود، به‌صورت مخفیانه نگهداری می‌شدند. در این پادگان که در ۱۵ کیلومتری تکریت قرار داشت، از یک اردوگاه ۴۵۰۰ نفری، ۳۲۰ نفر به شهادت رسیدند که عراق پس از آزادی اسرا، هرگز نپذیرفت که این افراد در گروه اسرای ایرانی قرار داشتند. 

 

در این کتاب نحوه اسارت راوی و همچنین نوع برخورد عراقی‌ها با او، مکالمه و مجادله‌های صورت گرفته میان او و بازجوهای عراقی، بیان اعترافات سربازان عراقی درباره جنگ و ناحق بودنشان و طبیعتاً بیان سفاکی های افسران عراقی و پای‌مردی اسیران ایرانی شرح داده می‌شود که در بخشی از این کتاب نویسنده سید ناصر حسینی پور شکنجه‌های رژیم بعث عراق را شامل کابل، باتوم، شلنگ و چوب خیزران، اسکان در توالت خیس و نجس، فروکردن سر درون توالت برای خوردن مدفوع، کندن ریش با انبر، خوابیدن روی زمین داغ، بیهوشی از تشنگی، بستن آب و مکیدن لوله خالی برای یک قطره آب، سوزاندن ابرو، سیلی زدن به گوش هم‌دیگر، قضای حاجت در داخل خوابگاه از شدت فشار وقتی که نمی‌گذارند بچه‌ها به دستشویی بروند، ادرار کردن روی سر بچه‌ها، شهید شدن از شدت تشنگی و گرسنگی، پاشیدن آب جوش به صورت، برهنه کامل نشستن زیر آفتاب و جلوی چشم دیگر اسرا و نگهبان‌ها، کتک خوردن داخل گونی، انداختن داخل کانال فاضلاب و خوراندن تاید به بچه‌ها؛ عنوان کرده است. 

 

وی در باب تفاوت‌های برخورد اسرای ایرانی با اسرای عراقی گفت: جمهوری اسلامی ایران طبق آماری که بنده به دست آوردم 70 هزار و اندی اسیر عراقی به‌ویژه فرماندهان ارشد این کشور را داشته ولی عراق تنها 42 هزار اسیر ایرانی را در اردوگاه‌های خود نگه داری می‌کرده است ولی رژیم بعث عراق از این تعداد 23 هزار اسیر ایرانی را در اردوگاه‌های مخفی خود تا 2 سال پس از صدور قطعنامه 598 نگاه داری کرده بود و این مسئله خلاف کنوانسیون‌های بین المللی به شمار می‌رفت. 

 

حسینی پور با یادآوری صحبت‌های ستوان قحطان جانشین اردوگاه 16 تکریت تصریح کرد: هر وقت از او می‌پرسیدند که ما کی آزاد می‌شویم می‌گفت که شما هیچ وقت آزاد نخواهید شد، جان شما اندازه یک مرغ ارزش ندارد و هر زمانی که یک مرد توانست باردار شود شما هم آزاد می‌شوید. 

 

وی با تأکید بر اینکه سازمان‌های بین‌المللی هیچ گونه نظارتی بر اسرای ایرانی در اردوگاه‌ها نداشتند گفت: هنگامی که 207 اسیر بر اثر اسهال خونی در اردوگاه 16 تکریت شهید شدند هیچ سازمان بین المللی نظارت روی این جنایت عراق نداشت. 

 

وی با بیان این که ملاک و رفتار نظام جمهوری اسلامی ایران با اسرای عراقی مبانی اسلامی و انسانی بوده است خاطرنشان کرد: هنگامی که زمان مبادله اسرا رسید، ایران تمامی اسرای عراقی را آزاد کرد ولی رژیم عراق اسرای جانباز، قطع پا و با شرایط خاص را در اردوگاه‌های مخفی نگه داشته بود و در نهایت پس از دو سال از صدور قطعنامه 598 آزاد کرد. 

 

نویسنده کتاب "پایی که جا ماند" به نقل از یکی از خبرنگارانی که برای تحقیق از اسرای عراقی مشغول به فعالیت بود اظهار داشت: او همیشه به من می‌گفت که هنگامی‌که می‌خواستم غذای خوبی بخورم از روزنامه جمهوری اسلامی برای مأموریت به دیدن اسرای عراقی می‌رفتم آن‌ها به‌هیچ‌وجه شکنچه نمی‌شده و در بهترین شکل و با رفاه کامل زندگی می‌کردند ولی اسرای ایرانی در مقایسه با آن‌ها بسیار زجر کشیدند زیرا عراق علاوه بر آزارهای جسمی، باورها و اعتقادات آن‌ها را هدف قرار داده بود. 

 

وی بیماری "گال " و "اسهال خونی " را از بیماری‌های رایج در اردوگاه دانست و خاطرنشان کرد: این بیماری‌ها ناشی از عدم رعایت مسائل بهداشتی، شرایط سخت زندگی، شپش‌ها و حشرات موذی و بی آبی و کم آبی و حمام نکردن بود که در خصوص بیماری گال به دلیل آثاری که روی پوست داشت فرد باید پمادی را به خود می‌زد و حدود 6 ساعت زیر تابش مستقیم خورشید قرار می‌گرفت که این کار برای اسرا میسر نبود و بسیاری از آن‌ها با این مشکلات دست و پنجه نرم می‌کردند. 

 

این آزاده سرافراز با بیان اینکه در اردوگاه 16 تکریت، زادگاه صدام 2، 3 هزار نفر اسیر را نگاه‌داری می‌کردند گفت: این اقدامات خصمانه تنها از عهده رژیم بعثی عراق برمی‌آید که دو برادر چوپان را به خاطر استفاده از گوسفندان و تهیه غذا لب مرز گرفته و اسیر می‌کنند و یا پیرمردی لجباز را بر سر مرز گرفته و بدون دلیلی با خود می‌برند و سال‌ها در اردوگاه نگاه می‌دارند. 

 

وی همچنین در این خصوص که نقش اسرای ایرانی در پیروزی جنگ ایران و عراق چه بود تصریح کرد: ما مأمور به تکلیف بودیم، صدام هنگامی‌که مقابل یک خبرنگار خانم فرانسوی قرار گرفت و این خبرنگار پرسید که می‌خواهید با ایران چه کنید؟ گفت که خانم خبرنگار من شما را 3 روز دیگر در اهواز خواهم دید، ولی اکنون از آن روز 2877 روز گذشته و صدام در آن زمان تصور می‌کرد که می‌تواند خاطره قرارداد ترکمانچای و گلستان را دوباره زنده کند. 

 

حسینی پور افزود: خیلی از اسرای ایرانی تا دو سال پس از قطعنامه در اردوگاه‌ها بودند ولی با صبوری و عدم گلایه سبب شدند که دستگاه دیپلماسی کشور بتواند به اهداف خود برسد و پیروز این میدان باشد و به هیچ کشوری باج ندهد. 

 

وی در پاسخ به این سؤال که به چه دلیل "پایی که جا ماند" را به شکنجه گر خود تقدیم کردید گفت: من برای شکنجه گر خودم " ولید فرهان " و تمامی بعثی‌ها در این کتاب طلب عاقبت بخیری کردم و امیدوارم که روزی به خود بیایند و دچار عذاب وجدان شوند، البته اکنون نیز می‌بینیم که عراق مدت‌هاست که روی آسایش و آرامش را ندیده است. 

 

گفتنی است حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب بر کتاب "پایی که جا ماند " تقریری را به تحریر در آوردند که متن آن به شرح ذیل است: 

بسمه تعالی 
تاکنون هیچ کتابی نخوانده و هیچ سخنی نشنیده‌ام که صحنه‌های اسارت مردان ما را در چنگال نامردمان بعثی عراق را، آنچنان که در این کتاب است به تصویر کشیده باشد. این یک روایت استثنایی از حوادث تکان دهنده‌ای است که از سویی صبر و پایداری و عظمت روحی جوانمردان ما را، و از سویی دیگر پستی و خباثت و قساوت نظامیان و گماشتگان صدام را، جزء به جزء و کلمه به کلمه در برابر چشم و دل خواننده می‌گذارد و او را مبهوت می‌کند. احساس خواننده از یک سو شگفتی و تحسین و احساس عزت است، و از سویی دیگر غم و خشم و نفرت. … درود و سلام به خانواده‌های مجاهد و مقاوم حسینی.