http://www.tashohada.ir/index.php/fa/news/44673

شناسه خبر: 44673
۱۳۹۵-۴-۲۹ ۰۲:۲۹

حاج آقا ابوترابی سنگ صبور اسرا در سال های اسارت

<p style="text-align: justify;">روایتی از آزاده 8سال دفاع مقدس:حاج آقا آمد و جلوی آن ها را گرفت. همه را به آرامش دعوت کرد. او همیشه می دانست چطور باید با دشمن رفتار کرد و از کجا به او ضربه زد.</p>

به گزارش تا شهدا؛ نوبت اصلاح بود. آینه را برداشتم. همین طور که اصلاح می کردم متوجه چهره لاغر و ضعیف خود در آینه شدم.

 

وعده غذایی ما هر ۲۴ساعت تنها یک قرص نان بود. همگی پوستی شده بودیم بر روی استخوان! به اصلاحم ادامه دادم. یک مرتبه آینه از دستم افتاد. چند تکه شد. صدای خردشدنش در محوطه پیچید.

 

سکوت سنگینی ایجاد شد. یکی از افسران عراقی، به دنبال صدا راه افتاد. وقتی تکه های آینه را جلوی پای من دید بدون اینکه حرفی بزند، یک تکه از آن را برداشت و تیزی اش را بر سرم کشید.

 

سرم شکاف برداشت. یکسره خون می ریخت. بچه ها با دیدن این صحنه، خیلی ناراحت شدند و چند نفری هم با آن افسر عراقی درگیر شدند.

 

حاج  آقا(۱)آمد و جلوی آن ها را گرفت. همه را به آرامش دعوت کرد. او همیشه می دانست چطور باید با دشمن رفتار کرد و از کجا به او ضربه زد.

 

سرانجام، بعثیون جنایتکار که از حاج آقا دل خوشی نداشتند در یکی  از درگیری ها به شدت زخمی کردندش و به همین بهانه او را برای همیشه از ما جدا کردند…

 

هنوز که هنوز است نمی دانم که آن مرد گرانقدر آزاده است و یا اینکه جام شهادت را نوشیده…

 

(۱)حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا ابوترابی که سنگ صبور اسرا در سال های اسارت بود.