http://www.tashohada.ir/index.php/fa/news/38374

شناسه خبر: 38374
۱۳۹۴-۱۰-۲۶ ۱۰:۲۳

نامه فرزند جانباز به ترکش‌های در بدن پدرش

<p style="text-align: justify;">نامه فرزند جانباز به ترکش&zwnj;های در بدن پدرش</p>
تا شهدا؛ تو را به خدا سر جایت بمان …… ترکش عزیز سلام ! می شود خواهشی داشته باشم از حضورت ؟ می شود تمنایی کنم از برایت ؟ ای نفیر جان ! حالا که هستی باش ، قدم های مبارکت سر چشم   اما ……. می شود دیگر راه نروی ؟ می شود دیگر سر نخوری ؟ لبه های تیزت ای ترکش جان ! می شود هر بار خنجری بر جان … می شود سر جایت بمانی ؟ می شود منت بگذاری؟ باورت نشود شاید ….   اما …… پدرم شده پیرتر از آن چه باید ….. ترکش خوب ! بابای من دیگر تحمل ندارد ….. بیا و ناسازگار نباش …… بیا و اینقدر بی قرار نباش … تو را به خدا دیگر راه نرو … تو را به همان خدا سر جایت بمان … بیا و جان عزیزت ، لبه ی تیز خو را … این قدر به پهلوی بابا نفشار…… بیا و سینه اش را نفشار … بیا و بیخیال شو ترکش …. اصلا بیا به درون بدن  ” من ” … به هر کجا که میخواهی بفشار …..   اما…. در بدن بابا….. تو را به خدا سر جایت بمان …..