http://www.tashohada.ir/index.php/fa/news/38101
شناسه خبر: 38101
۱۳۹۴-۱۰-۲۱ ۰۹:۰۰
اذان گفتن بسیجی نوجوان در اسارت!
در یکی از روزها وقتی زمان اذان صبح رسید یکی از بچه های بسیجی که از لحاظ سن و قد خیلی کوچک بود مشغول اذان گفتن شد.
تا شهدا؛ در یکی از روزها وقتی زمان اذان صبح رسید یکی از بچه های بسیجی که از لحاظ سن و قد خیلی کوچک بود مشغول اذان گفتن شد که یکی از عراقی ها به پشت پنجره رسید و در مقابل ایشان قرار گرفت.
همه ی ما خیال کردیم که الان وی را کتکاری و اذیت خواهد کرد. اما وی از خود هیچ عکس العملی نشان نداد و به شدت مبهوت و جذب این بسیجی نوجوان شد و همان جا نشست تا اذان تمام شد، حرکتی نکرد و در پایان هم دستی بر سر بسیجی کوچولو کشید و رفت. راوی: خسرو نیرومند
همه ی ما خیال کردیم که الان وی را کتکاری و اذیت خواهد کرد. اما وی از خود هیچ عکس العملی نشان نداد و به شدت مبهوت و جذب این بسیجی نوجوان شد و همان جا نشست تا اذان تمام شد، حرکتی نکرد و در پایان هم دستی بر سر بسیجی کوچولو کشید و رفت. راوی: خسرو نیرومند