http://www.tashohada.ir/index.php/fa/news/37869

شناسه خبر: 37869
۱۳۹۴-۱۰-۱۶ ۱۲:۲۷

عشق به قرآن در دل برادرم ریشه دوانده بود

خواهر شهید جواد زحمتکش گفت: عشق به قرآن در دل برادرم ریشه دوانده بود و در راه دفاع از ارزش‌هایش هیچ چیز جلودارش نبود.
تا شهدا؛ طیبه زحمتکش ضمن معرفی برادر شهیدش از ویژگی‌ها، وارستگی‌ها و اخلاقیات این سرباز شهید گفت و تصریح کرد: برادرم جواد انسانی مهربان و دلداده به اهل بیت(ع) بود، او فردی دوست‌دار قرآن بود به شکلی که بارها و بارها در مسابقات قرآنی که درسطح محل سکونتمان برگزار می‌شد شرکت و مقام برتر قرائت را از آن خود کرده بود.
وی افزود: این موفقیت‌ها تنها در این مرحله خلاصه نشد و در زمانی که او به خدمت مقدس سربازی نیز اعزام شد در مسابقات قرآنی یگان خود که از برگزاری آن نیز دیر مطلع شده بود شرکت کرد و خوشبختانه مقام خوبی را نیز با اینکه در لحظات آخر شرکت کرد به خود اختصاص داد و هدیه آن دوران از روزگارش نیز یک جلد مفاتیج الجنان بود که علاقه بسیار زیادی به آن داشت چراکه همیشه معتقد بود ارزش معنوی این هدیه بسیار زیاد است.
خواهر شهید زحمتکش گفت: برادرم کنکور که شرکت کرد با ذوق و شوق فراوان خبر قبولی‌اش را در یکی از دانشگاه‌های مشهد برای خانواده‌ام آورد ولی چون قبولی‌اش مصادف شده بود با زمان جنگ، از رفتن به دانشگاه و ادامه تحصیل خود منصرف شد، هرچقدر مادرم به او اصرار کرد ولی قبول نکرد و گفت اکنون زمان خوبی برای درس خواندن نیست، من باید برای دفاع از میهنم آماده شوم.
زحمتکش با بیان خاطرات نوجوانی برادرش و شرکت او در تظاهرات دوران انقلاب خاطرنشان کرد: جواد نوجوان که بود در راهپیمایی‌های دوران انقلاب اسلامی شرکت می‌کرد و از آن زمان روحیه دشمن ستیزی خود را در درونش پرورش می‌داد.
وی افزود: چندین مرتبه که از جبهه به مرخصی می‌آمد با همان پول اندکی که از حقوق سربازی‌اش دریافت می‌کرد برای فرزندان من و خواهران و برادرانم هدیه می‌خرید تا با همین هدیه‌های کوچک هم که شده دل فرزندان خانواده شاد شود.
زحمتکش گفت: وقتی من و دیگر اعضای خانواده‌ام چنین حرکت‌های زیبا و دلنشینی از برادرم می‌دیدیم، تنها به یاد روحیه ایثارگری والای او می‌افتادیم که چگونه از حقوقی که برای امورات خودش باید صرف شود برای فرزندان خانواده هدیه تهیه می‌کرد.
این خواهر شهید والامقام تاکید کرد: برادرم هیچگاه از هیچ چیز گله و شکایتی نمی‌کرد، او به قدری مهربان بود که با رفتنش جای خالی بزرگی در میان خانواده پدری‌مان احساس می‌شد، شاید کلیشه‌ای شده باشد که همه می‌گویند شهیدان انسان‌های وارسته و متفاوتی بودند و یا آنها قبل از رفتنشان دل از این دنیای فانی کنده بودند ولی به جرات می‌توانم بگویم برادرم روزهای‌آخری که به دیدن ما می‌آمد آسمانی شده بود و رفتار و کردار و منشش بوی ناب بهشت گرفته بود.
وی از فدا شدن چشم‌های مادرش در راه چشم انتظاری برادر شهیدش پس از جاویدالاثری گفت و خاطر نشان کرد: مادرم تا لحظه آخر حیاتش چشم انتظار برادرم جواد بود، وقتی که در سال 1372 بقایای وسایل و پیکر ناچیز برادرم را تشییع می‌کردند، چشم‌های مادرم بر اثر اشک ریختن در چشم انتظاری فرزندش به حدی کم بینا شد که دیگر دیدن برایش سخت شده بود.
زحمتکش گفت: همین موضوع باعث شد که مادرم نیز 6 سال بعد از تشییع برادرم به فرزند شهیدش پپیوندد.
این خواهر شهید گفت: محل خدمت برادرم سومار بود و وی به خط نگهداری از مناطق عملیاتی آن منطقه مشغول بود، وقتی برای ما نامه می‌فرستاد می‌گفت؛ دمای هوا ممکن است در سومار به بیش از50 درجه برسد ولی با این حال من در ماه رمضان روزه‌ام را می‌گیرم و دینم را از خود جدا نمی‌کنم.
وی افزود: در نهایت برادرم جواد در تک ناگهانی دشمن بعثی در 27 تیرماه 1364 به درجه رفیع شهادت نائل شد و پیکر پاکش جاویدالاثر شد، بقایای وسایل برادرم و هرآنچه که از او مانده بود در سال 1372 تشییع و در گلزار شهدای خواجه ربیع مشهد به خاک سپرده شد.