http://www.tashohada.ir/index.php/fa/news/34230

شناسه خبر: 34230
۱۳۹۴-۷-۲۷ ۱۷:۱۷

ملا محمود خاطراتی از فرزند شهیدش علی یادگاری می‎گوید

<div style="text-align: justify;"><span style="font-size: 12px; line-height: 1.5;">پدر بسیجی شهید علی یادگاری دردیدار رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران خنداب با این خانواده به بیان خاطراتی از فرزند شهیدش پرداخته و گفت: علی مدام می‌آمد و می‌گفت می‌خواهم به جبهه بروم تا این که در فروردین 1367 از من و مادرش اجازه گرفت که همراه بسیجیان به جبهه برود.</span></div>
به گزارش تا شهدا؛ به گفته شهرام ثامنی رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران خنداب ملامحمود یادگاری پدر معلم شهید علی یادگاری از معتمدین و اکابر خنداب است و درنشست صمیمی با وی خاطراتی از فرزندش بیان کرد: علی مدام به ما می‌گفت می‌خواهم به جبهه بروم تا این که در فروردین سال  1367 از من و مادرش اجازه گرفت که همراه بسیجیان منطقه خنداب به جبهه برود اما من به او گفتم تو که آموزش نظامی ندیده‌ای علی گفت حتما آموزش نظامی را در پادگان فرا می‌گیرم، وقتی اصرار وی را برای رفتن مشاهده کردیم او را به خدا سپردیم و او راهی شد.
این پدر بزرگوار در ادامه گفت: چند روزی از رفتنش گذشته بود که تماس گرفت و گفت: تیراندازی را یاد گرفته‌ام و می‌خواهم به منطقه‌ی عملیاتی فاو بروم، احساس افتخار می‌کردم که پسرم مردی شده است، نه برای خودش بلکه برای دفاع از میهن، یکی از همرزمانش بعداً برایم تعریف کرد که در شب 29 فروردین 1367 بود، که صدام تمام توان نظامی‌اش را جمع کرده تا فاو را از رزمندگان پس بگیرد و منطقه را از زمین و هوا زیر آتش گرفته بود علی با تفنگش در خاکریز سنگر گرفته بود وقت نماز مغرب که شد علی دوست داشت همیشه نماز را به جماعت بخوانیم، اما در زیر آتش باران دشمن این کار ممکن نبود او نمازش را کنار خاکریز خواند و گفت دلم می‌خواهد اگر خدا لایقم بداند این نماز آخرین نمازم باشد و لحظه‌ای بعد با انفجار گلوله‌ی خمپاره دعایش مستجاب شد.
ملامحمود از خصلت‌های علی گفت و اینکه علی از بچگی با بقیه فرق داشت و از همان کودکی به خواهرانش قرآن و نماز یاد می‌داد و زمانی که می‌خواست به جبهه برود گفت: پدر تا گلهای حیاط باز شوند به مرخصی خواهم آمد، درست زمان باز شدن گلها خبر شهادتش آمد.
ملا محمود در ادامه افزود: خودم مسئول اعزام بسیجیان به جبهه بودم و نزدیک 105 روز در جبهه بودم و در عملیات والفجر 4 نیز حضور داشتم.
ملا درادامه صحبتهایش با شور و حرارتی وصف نشدنی از ملاقاتش با مقام معظم رهبری سخن گفت: 2 سال قبل شرف حضور پیدا کردم تا از نزدیک با مقام معظم رهبری دیدار داشته باشم، در این دیدار امام خامنه ای(مد ظله العالی) نگاهی به بنده کرد و گفت شما هم شهید زنده‌ای و من در جواب به آقا گفتم السلام علیک یا انصار دین الله، السلام علیک یا انصار رسول الله، السلام علیک یا انصار امیرالمومنین ولی الله، السلام و علیک یا انصار خمینی روح الله، السلام علیک یا خامنه‌ای عبدالله و رحمة الله و برکاته و آقا گفت مادر شهید، گفتم انالله و واناالیه راجعون.
در دیداری که با حضرت امام خامنه‌ای داشتم ایشان یک جلد کلام الله مجید که داخل آن را امضاء کردند و یک عکس از دیدار با ایشان به من اهدا شد.
گفتنی است پیکر پاک شهید علی یادگاری 10 سال پس از شهادتش و درسال 1377 با استقبال همه‌ی مردم وارد خنداب و  در گلزار شهداء این شهرستان به خاک سپرده شد.