http://www.tashohada.ir/index.php/fa/news/33660

شناسه خبر: 33660
۱۳۹۴-۷-۱۶ ۰۹:۳۹

ساعتی با طرح صدام که جاماند!

<div style="text-align: justify;"><span style="font-size: 12px; line-height: 1.5;">هوا ابری بود ومه آلود و نم نم بارون شروع شده بود و بوی دلچسب خاک فضا را پر کرده بود با بچه ها عقب تویوتا نشسته بودیم نم نم باران می آمد در طول مسیر شدت باران زیاد شد یک برزنت که ته ماشین بود کشیدیم رو سرمان.</span></div>
به گزارش تا شهدا؛ حاج بهزاد فیروزی جمعی واحد مهندسی تخریب لشکر 5نصر که در سال60 به جبهه اعزام گردیده درمورد یک ساعت عراقی در کتابش به نام ما هم نوشتیم تا بماند اینگونه می گوید:
هوا ابری بود ومه آلود و نم نم بارون شروع شده بود و بوی دلچسب خاک فضا را پر کرده بود با بچه ها عقب تویوتا نشسته بودیم نم نم باران می آمد در طول مسیر شدت باران زیاد شد یک برزنت که ته ماشین بود کشیدیم رو سرمان.
در طول مسیر ماشین متوقف شد یکی از بچه ها آمد و گفت بلند شید بیایید پایین به میدان مین رسیدیم.
گفتم مین؟ صبح از اینجا رد شدیم خبری نبود.
جواب داد: یکی از بچه ها تعدادی سیم خاردار دیده و باید کنترل کنیم تا مطمئن بشیم زود باشین باید زودتر راه باز بشه قراره مهمات و آذوقه از این مسیر برای خط مقدم ببرند.
از ماشین پیاده شدم باران می بارید سیم چین و سر نیزه را آماده کردم و همراه بقیه شروع کردیم .
به سرعت حرکت می کردیم هیچ مینی نبود دشمن در زمان فرار فقط وقت کرده بود سیم خادار ها را بکشد و وقت مین کاری نداشتند.
جلوتر رفتیم یک شیار بود داخل شیار هم مینی نبود ولی مقداری پول عراقی ریخته بود چندتا را برداشتم برای حس کنجکاوی تا آن روز پول عراقی ندیده بودم.
جلوتر یک ساعت و یک کارت شناسی که مربوط به یک فرمانده عراقی بود افتاده بود این نشانه ها دلیل بود که دشمن برای فرار خیلی عجله داشته و این ساعت هم یادکار آن روز هست است. 
اعلام کردم هیچ مینی نیست می توانید حرکت کنید آنقدر از این خبر خوشحال شدن که نزدیک بود ما را جا بگذارند.