http://www.tashohada.ir/index.php/fa/news/32410

شناسه خبر: 32410
۱۳۹۴-۶-۲۲ ۱۶:۱۸

آخرین ساعات/ روایتی از عملیات والفجر مقدماتی

<div style="text-align: justify;">برادر محسن رضایی پس از سخنانی از میان نیروها بیرون رفت. همه برای شروع عملیات لحظه شماری می کردند.</div><div style="text-align: justify;">تعدادی از بچه ها وصیت نامه می نوشتند. بعضی ها حلالیت می طلبیدند و بعضی دیگر, به رسم همیشگی خود دست از شوخی و خنداندن رزمندگان برنمی داشتند.</div>
تا شهدا؛ برادر محسن رضایی پس از سخنانی از میان نیروها بیرون رفت. همه برای شروع عملیات لحظه شماری می کردند.
تعدادی از بچه ها وصیت نامه می نوشتند. بعضی ها حلالیت می طلبیدند و بعضی دیگر, به رسم همیشگی خود دست از شوخی و خنداندن رزمندگان برنمی داشتند.
هر چند بغض سنگینی گلوها را به سختی می فشرد, اما هر لحظه بر نورانیت چهره بسیجی ها افزوده می شد.
آن ها از یکدیگر طلب شفاعت می کردند و آرزوی شهادت... ای کاش دوربین ها بودند و آن لحظات را ثبت می کردند.
هر چند می دانم که ملائک الهی شاهد و ناظر آن لحظات زیبا بودند و این تصاویر را ضبط کردند. 
من یقین دارم که آن لحظات,خداوند به ملائک خود به خاطر خلقت انسان افتخار می کرد.
آن ها با حالتی عجیب آماده ی استقبال از مرگ می شدند. همه چیز آن صحنه ها زیبا بود. حتی همین اشک های وداعشان شیرین و سرمست کننده بود.
همه چیز برای عشق بازی در رمل های فکه محیا بود.« السابقون السابقون » داشت معنای حقیقی خود را پیدا می کرد. هر کس می خواست به بهانه ای در کار خیر از دیگری سبقت بگیرد.
اما کیلومتر ها عقب تر در ستاد فرماندهی عملیات, فشار روحی و روانی خاصی حاکم بود.
پیروزی در این عملیات می توانست از لحاظ سیاسی و نظامی موجب تثبیت قدرت نظام شود.
از این رو این عملیات برای مسئولان کشور و فرماندهان نظامی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار بود.
به دلیل همین اهمیت ویژه, شخصیت های لشکری و کشوری بسیاری در موقع اعلام رمز در سنگر فرماندهی عملیات حضور پیدا کرده بودند.
آنچه که توانست به اضطراب و نگرانی سنگر فرماندهی پایان دهد, ذکر و نام حسین (ع) بود. اشک برای مصیبت حسین (ع) و یاران با وفایش به فرماندهان قوت قلب می داد.
از این رو لحظاتی قبل از اعلام رمز, قرائت حزن انگیز و روح بخش زیارت عاشورا در فضایی آکنده از معنویت و اشک, دل های فرماندهان را رنگی دیگر زد و به آنان قوتی مضاعف بخشید.
زمین, خود را زیر چادر سیاه شب آرام مخفی کرد! تاریکی عجیبی سراسر منطقه را فرا گرفت.
شامگاه یکشنبه هفدهم بهمن ماه 1361 هرگز چهره ی نورانی و بشاش اصحاب آخر الزمانی سید الشهدا (ع) را فراموش نخواهد کرد.
همان علی اکبر های خمینی (ره) که هیچ چیزی نمیتوانست در دلشان ترس و دلهره بیندازد

* خاطره ای از عملیات والفجر مقدماتی