http://www.tashohada.ir/index.php/fa/news/31966
شناسه خبر: 31966
۱۳۹۴-۶-۹ ۱۲:۰۴
سه ساعت در میدان مین!
<div style="text-align: justify;">گفت: چند ساعت است که در اینجا هستی؟ <span style="font-size: 12px; line-height: 1.5;">گفتم: سه ساعت </span><span style="font-size: 12px; line-height: 1.5;">تعجبش بیشتر شد و همین طور که اشک از چشمانش جاری می شد، گفت: تو سه ساعت است در میدان مین هستی.</span></div>
تا شهدا؛ ساعت هفت صبح بود. مرخصی گرفته بودم و می خواستم بروم سری به دوستم در گردان دیگری بزنم. ساعت هفت و نیم سر جاده ایستاده بودم. با یک کامیون راهی مقصد شدم. بعد از گذشت چهل و پنج دقیقه، به سر جاده ای که به گردان دوستم منتهی می شد رسیدم. از راننده تشکر کردم و پیاده شدم و راه افتادم. منطقه عملیاتی ما، خرمشهر بود و همه جا پر از درخت نخل. یکهو چشمم به تابلوی گردان افتاد که روی آن نوشته بود: تا گردان 153 دویست صلوات بیشتر راه نیست!
فلش روی تابلو مستقیم را نشان می داد. راه افتادم و با فرستادن صلوات به جلو رفتم. هر چه رفتم، نرسیدم. دیگر نا امید شده بودم که ناگهان چشمم به گردانی افتاد. جلو رفتم و گفتم: برادر! برادر!
چند لحظه بعد، شخصی بیرون آمد. گفتم: برادر! یک لیوان آب به من میدهی؟
او یک لیوان به من داد. گفتم: یک لیوان دیگر هم بده.
آب را خوردم و او متعجب به من نگاه می کرد. گفت: چند ساعت است که در اینجا هستی؟
گفتم: سه ساعت
تعجبش بیشتر شد و همین طور که اشک از چشمانش جاری می شد، گفت: تو سه ساعت است در میدان مین هستی.
من همین طور هاج و واج مانده بودم. مرا پیش دوستم برد و با هم ناهار خوردیم و من برگشتم به گردان خودمان.
راوی:هوشنگ رحیمی
فلش روی تابلو مستقیم را نشان می داد. راه افتادم و با فرستادن صلوات به جلو رفتم. هر چه رفتم، نرسیدم. دیگر نا امید شده بودم که ناگهان چشمم به گردانی افتاد. جلو رفتم و گفتم: برادر! برادر!
چند لحظه بعد، شخصی بیرون آمد. گفتم: برادر! یک لیوان آب به من میدهی؟
او یک لیوان به من داد. گفتم: یک لیوان دیگر هم بده.
آب را خوردم و او متعجب به من نگاه می کرد. گفت: چند ساعت است که در اینجا هستی؟
گفتم: سه ساعت
تعجبش بیشتر شد و همین طور که اشک از چشمانش جاری می شد، گفت: تو سه ساعت است در میدان مین هستی.
من همین طور هاج و واج مانده بودم. مرا پیش دوستم برد و با هم ناهار خوردیم و من برگشتم به گردان خودمان.
راوی:هوشنگ رحیمی