http://www.tashohada.ir/index.php/fa/news/31324
شناسه خبر: 31324
۱۳۹۴-۵-۲۱ ۰۹:۳۸
صحبت هایت را ادامه نده مادر...!
<div style="text-align: justify;"><span style="font-size: 12px; line-height: 1.5;">یکبار مادر این بزرگوار شروع به درد و دل کردن با ایشان می کند. محمد نمی گذارد که حرف مادرش تمام شود و از او خواهش می کند که صحبت هایش را ادامه ندهد چون غیبت محسوب می شود. </span></div>
تا شهدا؛ در جمع خانواده نیز محمد، مظهری از وارستگی و صدق و صفا بوده است. او سعی می کرد بیشتر با رفتار خود امر به معروف و نهی از منکر کند و همیشه اعتقاد داشت که دو صد گفته چون نیم کردار نیست. یکی از مسائلی که ایشان همیشضه نسبت به آن سختگیری خاصی داشت و همیشه در مورد عوارض و کدورت های آن سفارش می کرد، مسئله ی غیبت بود. یکبار مادر این بزرگوار شروع به درد و دل کردن با ایشان می کند و از شخصی صحبت می کند که فلان کار های ناشایست را انجام داده است و به فامیل آنها توهین و بی ادبی روا داشته است. محمد نمی گذارد که حرف مادرش تمام شود و از او خواهش می کند که صحبت هایش را ادامه ندهد چون غیبت محسوب می شود.
مادرش می گوید: آخر محمد جان، من دارم حقیقت را می گویم.
محمد با لبخندی جواب می دهد: مادر جان همین که حقیقت را می گویی غیبت است و اگر خدای نخواسته خلاف واقعیت بود که شامل تهمت می شد.
شهید محمد پژگاله
مادرش می گوید: آخر محمد جان، من دارم حقیقت را می گویم.
محمد با لبخندی جواب می دهد: مادر جان همین که حقیقت را می گویی غیبت است و اگر خدای نخواسته خلاف واقعیت بود که شامل تهمت می شد.
شهید محمد پژگاله