http://www.tashohada.ir/index.php/fa/news/28765
شناسه خبر: 28765
۱۳۹۴-۳-۶ ۱۰:۳۲
شهیدی که در سردخانه زنده شد
<div style="text-align: justify;"><span style="font-size: 12px; line-height: 1.5;">تاریخ هشت ساله حماسه و مقاومت پیروان حضرت روح الله(ره)، همواره شاهد، قاسمهای کربلاهایی بوده است که درس بزرگی به بشریت دادهاند.</span></div>
تا شهدا - تاریخ هشت ساله حماسه و مقاومت پیروان حضرت روح الله(ره)، همواره شاهد، قاسمهای کربلاهایی بوده است که درس بزرگی به بشریت دادهاند.استان سمنان نیز در طول این دوران رزمندگان و دلاور مردانی داشت که در مبارزه حق علیه باطل شرکت کردند و عده ای شهید شدند و برخی هم از قافله شهدا جاماندند.داوود قدس یکی از رزمندگانی است که در طول دفاع مقدس تا مرز شهادت پیش رفت ولی از این قافله عقب ماند.این رزمنده دفاع مقدس در سال 60 در سن 13 سالگی که مشغول تحصیل در پایه اول راهنمایی برای اولین بار به جبهه رفت. آقای قدس در طول دوران دفاع مقدس در عملیات های بسیاری شرکت کرد و تا مرز اسارت هم پیش رفته بود.وی در عملیات های مرصاد-شلمچه و والفجر8 مجروح شد و در حال حاضر نیز جانباز 70 درصد است.در ادامه گفتگو خبرنگار شاخه طوبی با داوود قدس رزمنده دفاع مقدس و جانباز 70درصد را بخوانید:داوود قدس، رزمنده دفاع مقدس در خصوص آن روزهای خرمشهر که زیر رگبار و مشکباران دشمن قرار داشت، گفت: خرمشهر را چندین بار تحت آتش هوایی دشمن قرار گرفت و کل شهر تخریب و ویران شده بود.این رزمنده دفاع مقدس ادامه داد: در آن روزها دشمن در خرمشهر از ترس اینکه نیروهای ایرانی توسط چتر به پایین نیایند تمام شهر را آهن پاره، میله آب و ... را علم کرده بود. خادم مسجد جامع خرمشهر، تنها کسی که در آن زمان زنده مانده بوداین جانباز 70 درصد با اشاره به تخریب مسجد جامع خرمشهر توسط گلوله دشمن گفت: آن روز که دشمن حملات خود را شدید تر کرده بود زنان در مسجد جامع خرمشهر برای رزمندگان وسایل بسته بندی می کردند.وی افزود: وقتی دشمن گلوله را به گنبد زد زنانی که در آن روز در مسجد حضور داشتند همگی به شهادت رسیدند.قدس در خصوص اینکه در آن زمان که خرمشهر در اشغالگری دشمنان بود گفت: خوی وحشگری آنها تمامی نداشت و برخی از مردم بخاطر ناامنی و از ترس به جاهای دیگر پناه برده بودند و عده ای هم به شهادت رسیدند.این رزمنده دفاع مقدس خاطرنشان کرد: خادم مسجد جامع خرمشهر تنها کسی بود که در این مدت که در خرمشهر جنگ بود زنده و سالم مانده بود.وی همچنین تصریح کرد: در حال حاضر نیز وقتی به مسجد جامع خرمشهر بروید در داخل مسجد زیر گنبد فرشی پهن است اگر زیر آن را نگاه کنید آثار آن روزها را می بینید.این جانباز 70 درصد با بیان اینکه در زمان جنگ در خرمشهر 100 پاسدار به انقلاب و مردم خدمت می کردند، افزود: در این مدت که خرمشهر در اشغال دشمنان بود فقط 30 نفر از پاسدارها زنده ماندند ولی سالم نبودند و به بیمارستان انتقال داده شده بودند. عملیات والفجر 8 و بوی قرمه سبزیاین رزمنده دفاع مقدس در خصوص عملیات والفجر 8 گفت: این عملیات در 20 بهمن 64 در اروند رود آغاز شد که رزمندگان بعد از سازماندهی وارد عملیات شدند.وی افزود: همه کنار ساحل در قایق نشسته بودیم که یک دفعه بوی غذا مانند کوکو سبزی یا قرمه سبزی بلند شد و همه از شدت گرسنگی آن را استشمام می کردیم.قدس با اشاره به اینکه در آنجا آشپزی وجود نداشت که بخواهد غذا درست کند، گفت: ابن بوی غذا نبود بلکه بعد از چند دقیقه متوجه شدیم که دشمن شیمیایی زده است.این جانباز 70 درصد خاطرنشان کرد: در همان لحظه هوا خیلی تیره و تار شد و به خواست خدا باران شدیدی گرفت و باعث شد که اثرات این شمیایی از بین برود و رزمندگان جان دوباره بگیرند. آغاز عملیات والفجر8 با رمز یا فاطمه الزهرااین رزمنده دفاع مقدس با بیان اینکه رمز عملیات والفجر 8 به نام خانم فاطمه زهرا شد اظهار کرد: بخاطر اتفاقاتی که پیش آمد رمز یا فاطمه الزهرا آغازگر عملیات شد و بعد از چند دقیقه دستور صادر کردند که وارد عملیات شویم.وی با اشاره به اینکه این عملیات در اروند رود بود افزود: خیلی از رزمندگان را آب برد و به شهادت رسیدند زیرا سرعت آب 70 کیلومتر در ساعت بود و اگر رزمنده ای در آب می افتاد آب سریعا او را با خود می برد.
شهید باکری گفت: باید گمنام بمانمقدس با اشاره به حضور شهید باکری در این عملیات اظهار کرد: یک لحظه متوجه شدم که پلاک خود را در آورد وبه داخل آب انداخت او با کار خود می خواست بگوید باید گمنام بمانم و نمی خواهم یک وجب از خاک کشورم را اشغال کنم .این جانباز 70 درصد افزود: سردار شهید کیومرث نوروری هم حضور داشت و آن شب با هم داخل یک قایق بودیم که دشمن حمله کرد سردار نوروزی گفت: به داخل آب بروید من ترسیدم و ایشان خودر ا به داخل آب انداخت از بس که قدبلند بود وقتی به داخل آب رفت آب تا گردنش می آمد.وی تصریح کرد: من از این موضوع ترسیده بودم و گفتم من که قدکوتاه هستم به داخل آب نمی پرم همه رفتند من تنها ماندم و بالاخره خود را داخل آب انداختم.این رزمنده دفاع مقدس با اشاره به به تن داشتن 4دست لباس گفت: آن شب لباس گرمکن، لباس فرم سپاه، لباس خاکی و بادگیر به تن داشتم وقتی به داخل آب پریدم لباسم به خورشیدی کف آب گیر کرد یک لحظه فکر کردم کوسه مرا گرفته است با هر زحمتی که بود خودم را از آنجا رها کردم و به سنگرها بازگشتیم.قدس در خصوص اینکه شهید نوروزی و ابراهمی سیادت به داخل سنگر رفتند، افزود: فکرم به خاطر سردی و آتش دشمن هنگ کرده بود که یک دفعه دشمن تیرباران خود را شروع کرد و شهید نوروزی در آن شب ترکش خود و زخمی شود و روز بعد به شهادت رسید. از 23 نفر فقط دو نفر زنده ماندنداین جانباز 70 درصد ادامه داد: در داخل سنگر 23نفر آرپی چی زن بودند که همه به شهادت رسیدند و فقط دو نفر زنده ماندند یکی از آنها من بودم که ترکش به جمحمه من خورده بود و من را به بیمارستان انتقال دادند. شهیدی که در سردخانه زنده شدوی با اشاره به اینکه روی پیشانی من قرمز زدند یعنی شهید شده است، گفت: 3 روز داخل سردخانه بودم و بعد از چند روز به سرد خانه آمدند که شهدا را تقسیم بندی کنند.این رزمنده دفاع مقدس با بیان اینکه در آن زمان شهدا را داخل پلاستیک قرار می دادند، افزود: وقتی به بالای سر من آمدند دیدند روی پلاستیک بخار جمع شده و بدنم گرم است و فهمیدند من زنده هستم. رزمنده ای که با حجله شهادتش روبرو شدقدس با اشاره به اینکه تعاونی سپاه نیز اسم من را به نام شهید زده بود، اظهار کرد: خبر شهادت من را به خانواده داده بودند و در مسجد عابدینه سمنان نیز برایم حجله گذاشته بودند.وی در خصوص اینکه بعد از 76 روز به خانواده اش اطلاع دادند که او زنده است، گفت: بخاطر اینکه لباس هایم را پاره کرده بودند نمی دانستند که من چه کسی هستم که به خانواده اطلاع دهند و بعد از 76 روز که از کما در آمدم به خانواده ام اطلاع دادند که من زنده هستم.این رزمنده دفاع مقدس با بیان اینکه ما جاماندگان قافله شهدا هستیم، گفت: ما هم پا به پای شهدا بودیم و با آنها در عملیات ها شرکت داشتیم ولی رزوی آنها شهادت بود و روزی ما هم سنگینی کار آنها به بر دوشمان است.
شهید باکری گفت: باید گمنام بمانمقدس با اشاره به حضور شهید باکری در این عملیات اظهار کرد: یک لحظه متوجه شدم که پلاک خود را در آورد وبه داخل آب انداخت او با کار خود می خواست بگوید باید گمنام بمانم و نمی خواهم یک وجب از خاک کشورم را اشغال کنم .این جانباز 70 درصد افزود: سردار شهید کیومرث نوروری هم حضور داشت و آن شب با هم داخل یک قایق بودیم که دشمن حمله کرد سردار نوروزی گفت: به داخل آب بروید من ترسیدم و ایشان خودر ا به داخل آب انداخت از بس که قدبلند بود وقتی به داخل آب رفت آب تا گردنش می آمد.وی تصریح کرد: من از این موضوع ترسیده بودم و گفتم من که قدکوتاه هستم به داخل آب نمی پرم همه رفتند من تنها ماندم و بالاخره خود را داخل آب انداختم.این رزمنده دفاع مقدس با اشاره به به تن داشتن 4دست لباس گفت: آن شب لباس گرمکن، لباس فرم سپاه، لباس خاکی و بادگیر به تن داشتم وقتی به داخل آب پریدم لباسم به خورشیدی کف آب گیر کرد یک لحظه فکر کردم کوسه مرا گرفته است با هر زحمتی که بود خودم را از آنجا رها کردم و به سنگرها بازگشتیم.قدس در خصوص اینکه شهید نوروزی و ابراهمی سیادت به داخل سنگر رفتند، افزود: فکرم به خاطر سردی و آتش دشمن هنگ کرده بود که یک دفعه دشمن تیرباران خود را شروع کرد و شهید نوروزی در آن شب ترکش خود و زخمی شود و روز بعد به شهادت رسید. از 23 نفر فقط دو نفر زنده ماندنداین جانباز 70 درصد ادامه داد: در داخل سنگر 23نفر آرپی چی زن بودند که همه به شهادت رسیدند و فقط دو نفر زنده ماندند یکی از آنها من بودم که ترکش به جمحمه من خورده بود و من را به بیمارستان انتقال دادند. شهیدی که در سردخانه زنده شدوی با اشاره به اینکه روی پیشانی من قرمز زدند یعنی شهید شده است، گفت: 3 روز داخل سردخانه بودم و بعد از چند روز به سرد خانه آمدند که شهدا را تقسیم بندی کنند.این رزمنده دفاع مقدس با بیان اینکه در آن زمان شهدا را داخل پلاستیک قرار می دادند، افزود: وقتی به بالای سر من آمدند دیدند روی پلاستیک بخار جمع شده و بدنم گرم است و فهمیدند من زنده هستم. رزمنده ای که با حجله شهادتش روبرو شدقدس با اشاره به اینکه تعاونی سپاه نیز اسم من را به نام شهید زده بود، اظهار کرد: خبر شهادت من را به خانواده داده بودند و در مسجد عابدینه سمنان نیز برایم حجله گذاشته بودند.وی در خصوص اینکه بعد از 76 روز به خانواده اش اطلاع دادند که او زنده است، گفت: بخاطر اینکه لباس هایم را پاره کرده بودند نمی دانستند که من چه کسی هستم که به خانواده اطلاع دهند و بعد از 76 روز که از کما در آمدم به خانواده ام اطلاع دادند که من زنده هستم.این رزمنده دفاع مقدس با بیان اینکه ما جاماندگان قافله شهدا هستیم، گفت: ما هم پا به پای شهدا بودیم و با آنها در عملیات ها شرکت داشتیم ولی رزوی آنها شهادت بود و روزی ما هم سنگینی کار آنها به بر دوشمان است.