جای خالی روانشناسی جانباز در برنامه های بنیادشهید
تا شهدا به نقل از فاش نیوز - با آغاز جنگی که ناجوانمردانه از سوی دشمن بعثی بر کشور ما تحمیل شد بسیاری از جوانان پا در رکاب شدند تا با چنگ و دندان از کشورمان دفاع نمایند و در این میان بسیاری از این جوانان شهید و یا مجروح شدند. اثرات مخرب بمب های شیمیایی و گاز خردل با جسم عزیرانمان چه ها که نکرد و موج انفجارهایی که سالها پس از پایان جنگ، اثرات آن را لمس می کنیم.
جنگ اثرات خود را بر بازماندگان آن تحمیل می کند و آثار زیانباری که بر جانباز و خانواده های آنان وارد می کند هنوز بعد از سالها قابل مشاهده است. زنان و فرزندان افسرده ای که حتی پس از سالها نتوانسته اند خود را بازیابی نمایند. بحث آسیب شناسی جنگ و اثرات مخرب آن مدد گروهی و خردجمعی را می طلبد که با پژوهش و روانکاوی روی این افراد بتوان آنها را به زندگی امیدوارتر کرد. که در این میان نباید نقش متولیان بنیاد را نادیده گرفت. وجود یک روانشناس خوب در کنار خود جانباز و خانواده آنها حکم آبی است در یک بیابان بی آب و علف، که کمترین و کوچکترین اثر آن همین است که گوش شنوایی برای شنیدن دردل های این عزیزان و ارایه راهکارهای مناسب برای آنان است.
در این رابطه با همسر یکی از این یک آزاده جانباز به صحبت نشستیم. این آسیب شناسی خاص این همسر و خانواده او نیست بلکه صحبت قریب به یقین خانواده بزرگ ایثارگران کشور و بازگویی مشکلات قشر عظیم جامعه ایثارگری است که از زبان ایشان بیان می شود.
فاطمه کارخانه متولد 1348 از تهران است. او یکی از زنان موفقی است که کارشناسی خود را از دانشگاه هنر تهران دریافت کرده و دارای مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه آزاد است. وی در کنار مسوولیت های زندگی و تربیت فرزندان،اکنون استاد دانشگاه پیام نور در رشته نقاشی است و همچنان در تلاش است تا خود را برای دوره دکتری آماده کند. به گفته این عزیز، بی شک همراهی و پشتیبانی همسر ایشان، این راه دشوار را برای وی تا حدودی آسان نموده است. ثمره ازدواج آنها یک پسر و یک دختر دانشجو و یک دختر دانش آموز است.
اش نیوز: از آشنایی و ازدواجتان با احمدعلی قورچی برایمان بگویید؟
- ما با خانواده آقای قورچی نسبت فامیلی داشتیم و با هم پسرعمه و دختردایی بودیم. البته رفت و آمد زیادی با هم نداشتیم اما به خاطر همین نسبت فامیلی ایشان بعد از بازگشت از اسارت به خواستگاری من آمدند. در آن زمان من دیپلم خودم را گرفته بودم و خودم را برای کنکور آماده می کردم که مسئله خواستگاری مطرح شد. فضا و شرایط اجتماعی آن سالها اینطور ایجاب می کرد کسانی که به جبهه می رفتند و به اصطلاح مرد جنگ بودند این موضوع یک ارزش برای من تلقی می شد. این شد که منتظر اعلام نتیجه کنکور هم نشدم.البته گاهی نوعی ترس از آینده وجودم را فرا می گرفت. بسیاری از دوستان و آشنایان مرا از ازدواج در این شرایط و فردی که سالها در اسارت بوده و بنا به مشکلاتی که در این قبیل افراد که درنتیحه جنگ موج انفجار و... وجود داشت منع می کردند امام من به نوعی تصمیم خودم را گرفته بودم. دو هفته فرصت خواستم که بیشتر فکر کنم و پس از آن با توکل به خدا با هم عقد کردیم.
فاش نیوز: مراسمتان چگونه برگزارشد؟
- خانواده همسرم خیلی صادقانه پیش آمدند و با توجه به این که ایشان تازه از اسارت برگشته بودند و من هم خیلی اصرار به خرید وسایل غیر ضروری نمی دیدم این شد که مراسم ما یک مراسم ساده اما خوب بود.
فاش نیوز: از حس ازدواجتان با یک جانباز برایمان بگویید؟
- البته ازدواج و انتخاب به خودی خود کمی نگرانی را به همراه دارد ولی چون ما با هم نسبت فامیلی داشتیم نگرانی ام کمتر بود. من در دبیرستان هم که بودم خواستگارانی که برایم پیش می آمد به نوعی اهل جبهه و جنگ و بعضاٌ جانباز بودند بنابراین برایم دور از ذهن نبود که با یک چنین فردی ازدواج کنم. من علاقه و احترام خاصی برای تمامی کسانی که در آن مقطع زمانی از همه زندگیشان می گذشتند و به جنگ می رفتند داشتم و دوست داشتم من هم به نوعی دینم را به این عزیزان ادا کنم. در کل می توانم بگویم حس خوبی داشتم.
فاش نیوز: از مشکلات ناشی از دوران اسارت و پس از بازگشت ایشان برایمان بفرمایید؟
- ایشان قبل از جنگ به همراه پدرشان در یک شرکت رنگسازی مشغول به کار بودند که پس از بازگشت به کشور هم با اینکه کارهای بهتری به ایشان پیشنهاد شد اما نپذیرفتند و به کار سابق خود برگشتند. همسرم مرد مهربانی بود اما به لحاظ روحی مانند اکثر جانبازان و آزادگان به خاطر آن آزار و اذیت ها و آن تنهایی و دوری از خانواده و فشارهای که در زندانهای عراق به این عزیزان وارد شده بود باعث شده بود تا روحیه آنها بهم بریزد. البته چون من با بسیاری از خانواده های آزادگان از نزدیک آشنایی و در تعامل بودم این مشکلات را برایم بازگو می کردند و درواقع این یک نقطه مشترک در میان تمام آزادگان بود. گوشه گیری، بی حوصلگی، عدم ارتباط صحیح با دیگر اعضای خانواده،عصبانیت و... یک امر عادی برای این عزیزان است. طوری که یک خانمی برای من تعریف می کرد که یک روز من به اتفاق همسرم و نوزادی که در بغل داشتم باهم بیرون رفته بودیم. وی با کوچکترین عصبانیتی من و فرزند کوچکم را درکنار خیابان رها کرد و به خانه برگشت. مشابه این وضعیت برای خود من هم پیش آمده بود.
فاش نیوز: برای رهایی از این وضعیت چه می کردید؟
- برای رهایی از این مشکل تصمیم گرفتم به کلاسهای مشاوره بروم. گاهی هر جلسه مشاوره پنجاه هزارتومان برایم هزینه برمی داشت اما چون به زندگیم علاقه مند بودم از هیچ کوششی کوتاهی نمی کردم و سعی می کردم که همسرم را نیز با خودم همراه کنم. اما ایشان بعد از یکی دوجلسه نیامدند و عنوان می کردند که من نیازی به مشاوره ندارم. هنگام عصبانیت و تنش، بیشتر سعی می کردم سکوت کنم هرچند که برای خودم بسیار سخت بود. به نوعی دچار افسردگی شده بودم. گاها" دوست داشتم گریه کنم. اگر به جمعی دعوت می شدم برای خودم تنها بودم. بار بی توجهی همسرم نسبت به من مرا بیشتر افسرده می کرد.بچه ها که ناراحتی مرا می دیدند کز می کردند و گوشه ای می نشستند.
فاش نیوز: آیا برای حل مشکل از بنیاد هم کمکی خواستید؟
- بله یکی دوسال آخر که مشکلات شدیدتر شده بود من این مسئله را با بنیاد مطرح کردم و از ایشان کمک خواستم اما آنها گفتند خود آزاده باید به اینجا مراجعه کند. البته همانطور که قبلا هم گفتم خانواده همه آزادگان با اینچنین مشکلاتی مواجه هستند . متاسفانه بنیاد فقط از نظر جسمی به آنها توجه می کند در صورتی که مشکلات روحی این عزیزان بیشتر از بعد جسمانی شان است. کم حوصلگی یکی از مشکلات بزرگ این افراد است. برای مثال سر نوشتن یک دیکته، که به فرزندشان بگویند با یک اشتباه عصبانی می شدند و درگیر می شدند. در صورتی که بچه در مرحله آموزش است پس طبیعی است که اشتباه هم بنویسد. اما با وجودی که من مشکلم را با مسئولین بنیاد درمیان گذاشتم آنها حتی پیگیری هم نکردند.
فاش نیوز: روحیه بچه ها چگونه است؟
- می توانم به جرات بگویم که رفتار فرزندانم تحت تاثیر رفتار پدرشان قرار گرفته است یعنی یک نفر تبدیل به سه نفر شده است. فرزندان ما بیشتر دچار استرس و فشارهای عصبی هستند. در واقع فرزندان روحیه ضعیفی دارند. انگیزه ای برای زندگی کردن ندارند. بعضا صحبت هایی می کنند که واقعا می ترسم. مثلا اینکه چرا ما باید اینقدر تلاش کنیم ما که چند وقت دیگر باید بمیریم! خب این حرفها برای یک مادر واقعا نگران کننده است.روحیه همسران جانبازان هم دست کمی از فرزندانشان ندارد. یک مادر شاد قابلیت این را دارد که محیط را برای فرزندان شاد و لذتبخش کند اما زمانی که مادر خودش را ضعیف ببیند و دچار مشکل باشد چطور می تواند فرزند سالم و پرنشاط داشته باشد.
فاش نیوز: ارتباط فرزندانتان با پدرشان چگونه است؟
- بچه ها قبلا دوست نداشتند با ما جایی بروند اما حالا مدتی است که پدرشان انعطاف بیشتری نشان داده و رابطه ها بهتر شده است و من هم سعی می کنم که آنها را به سمت پدرشان سوق می دهم.
فاش نیوز: پیشنهاد شما چیست؟
- من فکر می کنم همسر من نسبت به دیگر آزادگان وضعیت بهتری دارد. شما اگر با این قشر بیشتر ارتباط برقرار کنید می بینید در این خانواده ها مشکل به مراتب بیشتر است. اصلا بنیاد از مسایل و مشکلات روحی و روانی جانباز اطلاعی ندارد و فقط به جسم جانباز توجه دارد و فکر می کند همین که آزمایش و چکاب برایشان انجام داده است برای این افراد کافی است. به نظر من بنیاد باید یکسری همایش هایی را برای خود جانبازان برگزار کند و یک همایش هایی را هم برای خانواده های این عزیزان ترتیب بدهد تا خانواده ها بتوانند مشکلاتشان را در این خصوص مطرح کنند. همین که همسر یک جانباز بتواند حرفش را بزند به نوعی تخلیه می شود. و یا اینکه فرزندان در این همایش های گروهی بیشتر با هم آشنا می شوند و می بینند که این مشکلات خاص خانواده آنها نیست و همین دیدارها آستانه تحملشان را بالا می برد.
به نظر من وجود یک روانشناس خوب در کنار خانواده بزرگ ایثارگران می تواند نقش ارزنده ای در بهبود شرایط خانواده ها ایجاد کند. بخصوص صحبتهایی با خود جانباز داشته باشد. در واقع بنیاد از همان ابتدای تاسیس باید به فکر ایجاد یک بخش مددکاری و روانشناسی زبده برای ایثارگران بود که متاسفانه در این راه کوتاهی بسیاری شده است. وجود خود روانشناس برای خانواده ها حکم مسکن را دارد چون این مشاوره ها به صورت آزاد خود هزینه هنگفتی را می طلبد.
دغدغه دیگر خانواده ها، هزینه دانشگاه فرزندان ایثارگران است. چرا که فرزندان این عزیزان خود به خود فشار روحی و روانی زیادی را متحمل می شوند این که بخواهند درگیری ذهنی هم برای ثبت نام دانشگاه داشته باشند و سایت ثبت نام برای آنها باز نشود به نوعی خانواده ها هم درگیر می شوند . در واقع بنیاد خود باید یک پل ارتباطی میان بنیاد و دانشگاه ایجاد نماید که دیگر خانواده ها درگیر مسیله ثبت نام فرزندانشان نباشند.
فاش نیوز: با تشکر از این که وقتتان را در اختیار ما قرار دادید.
- من هم از شما متشکرم.