شهید علی اکبر آقایی
تا شهدا - کوچه هامان را به نام شهدا کردیم تا هر وقت نشانی منزلمان را می دهیم بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه می رسیم….
دیروز از هر چه بود گذشتیم و امروز از هر چه بودیم گذشتیم …
آنجا پشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز…
دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز تلاش می کنیم ناممان گم نشود …
جبهه بوی ایمان میداد و اینجا ایمانمان بو می دهد …
آنجا روی درب اطاقمان می نوشتیم : یا حسین فرماندهی از آن توست، اینجا می نویسیم بدون هماهنگی وارد نشوید …
الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم
و بصیرمان کن تا از مسیر بر نگردیم
و آزادمان کن تا اسیر نگردیم …
شهید علی اکبر آقایی:
هدف از جبهه رفتن فقط راه امام است و راه امام هم راه الله است که غیر از این راه هیچ راهى دیگر نیست.
قسم میخورم که تا آخرین قطره در این راه پایدارى مىکنم و از حریم اسلام پاسدارى مىکنم . تصمیم من براى جبهه اینست که فکر مىکنم هر جوانى که به جبهه میرود مىداند براى چه به جبهه مىرود و جان خو را هم فدا مىکند و من هم چنین فکرى را کردم و مىخواهم جان خود را در این راه ؟؟؟ و هر چه میخواهم خودم را دلدارى بدهم در خود شهر فعالیت کنم -نمیتوانم- پس تصمیم گرفتم که به جبهه بروم تا بتوانم تا آنجایى که ازدستم برمی آید بتوانم از اسلام دفاع کنم.
امیدوارم که خداوند هم مرا یارى کند. تا در این راه بیشتر فعالیت کنم. از این تاریخ که به جبهه میروم تا پیروزى ارتش اسلام بر ارتش کفر از جبهه بازنخواهم گشت.
و توصیه من به مردم اینست که پشت جبهه را نگهدارى کنند. و نگذارند که این گروههاى منافقین توطئهشان به پیروزى برسد. و آنها را نابود کنند که این هم پشتیبانى از سپاهیان اسلام که در جبهه می جنگند است و در این برهه از زمان که تمام کشورهاى دنیا به پاخاسته اند تا این خط را سرنگون کنند ایستادگى کنند و تا آخرین قطره خون خود را در این را بریزند. و نگذارند که توطئه این کشورها به پیروزى برسد. و امام را تنها نگذارند.
و اما به پدر و مادر و برادر و خواهرم، اى پدر و مادر امیدوارم که مرا در این راه سرنوشت ساز که خود انتخاب کردهام حلالم کنید. و اگر کارهایى که شما گفتهاید انجام ندادهام مرا ببخشید. و اگر چنانچه در این راه لیاقت شهادت را پیدا کردم توصیه میکنم که از چیزهایى که به من تعلق میگیرد ۳/۱ آنرا در راه خدا به فقیران بدهید و بقیه آنرا بین برادران و خواهرانم تقسیم کنید. و اگر چنانچه شهید شدم بجاى اینکه گریه و زارى کنید جشن عروسیم را بگیرید. و مبادا گریه کنید که گریه کردن براى من مرا ناراحت میکند. و اما توصیه به برادرانم اینست که بعد از من راهى که من انتخاب کردهام آنها هم این راه سرنوشت ساز را انتخاب کرده و این راه را یارى کنید. و بجز این چیزى دیگرى ندارم و از شما میخواهم تا آخرین قطره خون خود راه شهیدان را ادامه دهید.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.
آقایى
«و انى من ضلالتهم التى هم فیها، و الهدى الذى نحن علیه، لعلى ؟؟؟ و انى الى لقاء ربى لمشتاق و لحسن ثوابه لمنتظر»
«من به ضلالتى که آنها در آنند، و هدایتى که ما بر اساس آن مبارزه مىکنیم اطمینان دارم، و مشتاق لقاء پروردگار خویشم»
وصیت نامه اینجانب على اکبر آقایى فرزند حسن:
«اشهد ان لا اله الا الله – و اشهد ان محمدا رسول الله و اشهد ان علیا ولى الله»
«درود بر امام مهدى (عج) و امام امت و امت شهید پرور ایران»
این وصیت نامه را در کمال سلامت و اقرار به وحدانیت به الله و رسالت پیامبر گرامى اسلام حضرت محمد (ص) و ائمه طاهرین مىنویسم بطور یقین درک کردهام که شهادت تصادفى نیست بلکه سعادت بزرگى است که نصیب هر فردى که لیاقت آن را داشته باشد مىگردد.
پدر و مادرم چون خون شهیدان اسلام از هابیل، حضرت حسین(ع) و شهداى انقلاب اسلامى ایران را ؟؟؟ کنید و از آنها بخواهید که پندى و اندرزى به شما دهند، جوابى چنین است ترا به خدا براى چه نشستهاید، مگر شما مسلمان نیستید، مگر نه اینکه در جایى زندگى مىکنند که به غیر از ایران سراسر جهان را تحت ظلم قرار گرفته است و باز چنین ادامه مى دهد ماباید براى آبیارى درخت تنومند اسلام آنقدر شهید بدهیم که ظلم از سراسر گیتى برداشته شود و تا ظهور حضرت مهدى (عج) این نهضت را ادامه دهیم و جان خویش را فداى خدا – قرآن و خمینى کنیم از پدر و مادرم و همه بستگانم مىخواهم که دست از دامان اسلام و امام زمان و امام امت خمینى بت شکن و روحانیت مبارز برندارند و تا سر حد جان از آنها دفاع کنید.
و اما چند سخن به پدر و مادر و برادرانم و خواهرم و دوستان عزیزم دارم که انتظار دارم در موقع تشیع جنازه این فرزند حقیر خود هیچ نوع ناراحتى نداشته باشید و مبادا براى من اشکى از چشمانتان جارى شود، در این موقع است که دشمنان اسلام شاد مىگردند و من از شما مىخواهم براى من هیچ وقت لباس سیاه بر تن نکنید و جشن شهادت برایم برپا کنید که دشمنان اسلام گیج و حیران گردند و اى برادران و خواهران به پدر و مادرم هرگز تسلیت نگو بلکه تبریک بگویید چون شهید همیشه زنده است، اگر چنانچه قبرستان جدید که قرار بود درست شود، درست شدهاست جسد من را در آن دفن کنید و در غیر اینصورت مرا در امامزاده ابراهیم دفن کنید.