http://www.tashohada.ir/index.php/fa/news/23887

شناسه خبر: 23887
۱۳۹۳-۱۰-۲۹ ۱۳:۲۴

شهید مهربانی که خیلی‌ها حاضر نبودند از گردانش بروند

<p style="text-align: justify;">شهید امروز فرمانده گردان محمد رسول الله در تیپ قمر بنی هاشم است، شهید مهربانی که خیلی ها حاضر نبودند از گردانش بروند، چون مجذوب مهربانی اش بودند.</p>

تا شهدا - ابوالقاسم معینی ریزی، چهارمین فرزند عبدالرحمن و کبری طغیانی، در یازدهم مهر ماه سال ۱۳۳۸ در زرین شهر استان اصفهان متولد شد.
دوره راهنمایی را در مدرسه راهنمایی کوروش و متوسطه را در دبیرستان حافظ مشغول به تحصیل شد. در کنار تحصیل به فراگیری هنر خطاطی نیز مشغول بود و برای آموزش به اصفهان رفت. مدتی هم در یک شرکت ژاپنی- که مشغول زدن تونل آب بودند- کار می کرد.
ابوالقاسم تا قبل از سربازی مشغول به تحصیل بود در رشته فرهنگ و ادب، دیپلم گرفت.
شروع جنگ
مسئولیت ابوالقاسم معین ریزی در جبهه و بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، فرمانده گردان محمد رسول الله (ص) در لشکر قمر بنی هاشم (ع) بود.
در کارهای جمعی آقای معینی ریزی بنابر روحیه و مسئولیتی که در جبهه داشت، فردی ایثارگر و فداکار بود. از اعمال و رفتارش می توان فهیمد که تمام حرکات و سکنات ایشان منتهی می شد به فیض عظیم شهادت . اکثر برادران بسیجی دوست داشتند که در گردان ایشان باشند چون با همه صمیمی و مهربان بود.
شب عملیات کربلای ۴ دشمن از عملیات آگاه شده بود و در آن طرف اروند رود استحکامات و سلاح هایی مانند تیربار، دوشکا و موشک های آتش زا مستقر کرده بود. در این عملیات گردان امام صادق (ع)، به فرماندهی معینی، هم شرکت داشت. با شروع عملیات بچه‌ها سوار قایق شدند و به محض اینکه قایق ها از کارون بیرون آمدند، آتش بسیار سنگین از طرف دشمن شروع به باریدن گرفت. قایق ابوالقاسم معینی مورد اصابت گلوله قرار گرفت و منفجر شد. او در این عملیات مجروح شد و به علت دوری از اسلکه و جزر و مد آب، امدادگران نتوانستند ایشان را به موقع به بیمارستان منتقل کنند و در تاریخ ۲۸ دی ماه سال ۱۳۶۵ به شهادت رسید.
فرازی از وصیت نامه شهید
اینجانب از سفارشات و وصایای خویش و همچنین درد دل چند تن از شهدای بسیار عزیز را که بر اثر موقعیت زمانی نتوانستند بازگو کنند وشربت شهادت- نوشیدند را بازگو می کنم. ای امت حزب الله، هرگز شعار تا خون در رگ ماست خمینی رهبر ماست را فراموش نکنید. پیرو ولایت فقیه باشید. جبهه ها را خالی مگذارید، چون عزت و شرف ما در گرو این جنگ است. در تشییع جنازه ام تشریفات نباشد و سعی کنید با کمترین مخارج برگزار شود.
پدر و مادر عزیزم، از شما تقاضا دارم که مرا ببخشید و حلالم کنید که رضای خداوند در رضای شماست.