http://www.tashohada.ir/index.php/fa/news/23338

شناسه خبر: 23338
۱۳۹۳-۱۰-۱۵ ۱۷:۱۲

روزهای خیلی خوبی بود

<p style="text-align: justify;">وزیر بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی افتخار داشته است ، در ایام جوانی و دوران وقوع جنگ تحمیلی به خیل رزمندگان ایرانی بپوندد و از حریم کشور اسلامی دربرابر تجاوز بیگانگان دفاع نماید. یکی از حساس ترین عرصه هایی که وی در آن حضور داشته، نبرد خونین هویزه بوده که در آن با تعدادی از رزمندگان و شهدا همرزم شده است.</p>

تا شهدا - در آذر ماه ۱۳۵۹، پس از شکست نیروهای عراقی در جنوب سوسنگرد به وسیله سربازان اسلام یک گروهان از سپاه اهواز، جهت محافظت پدافند شهر هویزه، به آن شهر اعزام شد؛ این در حالی بود که بنی صدر دستور تخلیه هویزه از بسیج و سپاه را صادر نموده بود و دستور داد که در سوسنگرد مستقر شوند.

این دستور با مخالفت جدی شهید سید محمدحسین علم الهدی و دیگر رزمندگان مواجه شد و با تماس شهید علم الهدی با آیت الله خامنه ای، دستور بنی صدر لغو شد و نیروهای سپاه در هویزه باقی ماندند. روز ۱۵ دی ۱۳۵۹، روز آغاز عملیات بود. هدف این عملیات پاکسازی شمال و جنوب کرخه کور از وجود نیروهای متجاوز بعثی بود. روز ۱۶ دی ماه ۱۳۵۹، سپاهیان اسلام جلوی تانک های ارتش مستقر شده و منتظر دریافت رمز حمله بودند که متوجه شدند، رفت و آمد تانک های دشمن زیاد و هواپیماهای دشمن در آسمان جهت بمباران ظاهر شده و نیروهای اسلام زیر آتش توپخانه، کاتیوشا و خمپاره قرار گرفتند. فرماندهی، دستور عقب نشینی به طول ۵۰۰ متر را صادر کرد.

تانک های ما عقب نشینی کردند و عراقی ها با این تصور که نیروهای اسلام شکست خورده و فرار کرده اند، وارد منطقه شدند. در این ضد حمله دشمن، بیش از یکصد تن از برادران پاسدار، جهاد و دانشجویان پیرو خط امام از جمله شهید بزرگوار حسین علم الهدی شهید و مفقود الاثر شدند. حماسه شهید علم الهدی و یارانش برای همیشه در تاریخ پرافتخار انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، ثبت شده است.

وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی افتخار داشته است، در ایام جوانی و دوران وقوع جنگ تحمیلی به خیل رزمندگان ایرانی بپوندد و از حریم کشور اسلامی دربرابر تجاوز بیگانگان دفاع نماید. یکی از حساس ترین عرصه هایی که وی در آن حضور داشته، نبرد خونین هویزه بوده که در آن با تعدادی از رزمندگان و شهدا همرزم شده است. در ذیل مروری بر خاطرات دکتر قاضی زاده در این رابطه نموده ایم:

دکتر قاضی زاده، از خاطرات خود در خوزستان در دوران قبل از انقلاب و روزهای ابتدایی جنگ این چنین می گوید:

“در قبل از انقلاب با شهید علم الهدی و چند تن دیگر از دوستان دانشجویمان به این منطقه آمده بودیم که به خاطر دارم از رامهرمز تا بهبهان را با پای پیاده طی کردیم. در ابتدای جنگ در سن ۲۳ سالگی به اتفاق بیست و هفت – هشت نفر آمدیم اهواز که در آن روزها زیر آتش بود. به ما گفتند که محور عملیاتی شما کوه‌های الله اکبر و سوسنگرد است ولی چون آنجا زیر آتش بود و احتمال سقوط بود گفتند بهتر است که در رامهرمز مستقر شویم. آمدیم در همین باغ صمیمی رامهرمز مستقر شدیم. در اینجا کوکتل مولوتف و سه راهی درست می کردند و با وانت به خرمشهر و سوسنگرد می‌بردند. ما هم بعد در سوسنگرد مستقر شدیم.

به نظر من سوسنگرد قطعه‌ای از بهشت بود که نیروهای با ارزشی در آنجا شهید شدند و ما هم هفت ماهی در بین این عزیزان بودیم تعدادی از دوستان ما هم در هویزه شهید شدند مثل شهید محمد فاضل، حسن فتاحی، مجید مهدوی، مصطفی مختاری و شهید حسین علم الهدی.

روزهای خیلی خوبی بود و خوشا به حال آنانی که رفتند و آنهایی که ماندند هم امیدواریم به عهدشان پایبند باشند.”

این رزمنده سابق که امروز وزارت بهداشت و درمان جمهوری اسلامی ایران را برعهده دارد، در خاطرات خود که در وب سایت شخصی اش با عنوان “از هویزه تا سبزوار” و به مناسبت حضور در شهرستان سبزوار برای شرکت در مراسم سی و سومین یادواره شهدای گرانقدر هویزه، درج شده است اینگونه از این حماسه یاد می کند:

از هویزه تا سبزوار

“خبر می‌دهند مراسمی گرفته‌اند برای چهار تن از شهیدان؛ در سبزوار. چهار نفر از دوستان جهادگر، همرزمانم که در کربلای سوسنگرد به آرزویشان رسیدند. با شنیدن خبر، دلم پر می‌کشد. می‌رود تا آن روزها؛ روزهایی که در هر لحظه‌اش جای عزیزی از پس عزیزی دیگر خالی می‌ماند و همه ما بهای سنگینی پرداختیم؛ اما از دل هشت سال آتش و خون، راست اندیشی و درست کرداری، مردانی متولد شدند که مصداق وحی الهی بودند که فرمود: “در میان مؤمنان کسانی هستند که به آنچه با خدا عهد بسته‌اند صادقانه وفا کردند و عهدشان را به انجام رساندند در حالی که بعضی دیگر همچنان در انتظارند و خللی در تعهدشان ایجاد نشده است.

حالا پنجشنبه است؛ نوزدهم دی ماه. سالن بزرگ شهر پر است از بچه‌های جهاد، ۲هزار نفری آمده‌اند. چشم می‌گردانم؛ برخی از دوستان قدیم را می‌بینم. موها خاکستری شده؛ پیشانی‌ها پر چروک‌تر و سوی چشم‌ها کم‌تر؛ اما همان‌قدر مصمم. آن‌قدر که در سیمای‌شان هویداست. در آغوش‌شان که می‌کشم، سینه‌ام پر می‌شود از بوی جبهه؛ ذهنم تصویر خاکریزها، جاده‌ها و پل‌ها را یکی‌یکی ورق می‌زند و بچه‌های جهاد را که می‌آیند و می‌روند، همان‌قدر بی‌نام و نشان؛ و دلم بیشتر از همیشه هوای دوستانم را می‌کند.

روح و جانم پر می‌شود از خاطره‌هایی که همه رنگ مردانگی، دوستی و جوانمردی دارند و خواهند داشت؛ اما چه می‌شود کرد که آن دوستان به چیزی رسیدند که می‌خواستند و ما مانده‌ایم با کوله باری از خاطره و سنگینی پیمانی که با ایشان داشتیم.

شاید آنها که با این وادی، با این فرهنگ و با این اندیشه، انسی نیافته‌اند، معاوضه زندگی با مرگ، خوشی با ناخوشی و رفاه با رنج را معامله‌ای دور از درایت بدانند.

آن روزها اما میان بچه‌های جبهه، حساب سود و زیان مادی در بین نبود. آنجا هر چه بود تلاش برای انجام وظیفه بود و طلب آن‌چه خدا می‌پسندد. به واقع آن روزها رنگ و بویی دیگر داشت.

آن پنجشنبه، صحبت کردن از همیشه برایم سخت‌تر بود. گفتن از با اخلاص‌ترین انسان‌هایی که در عمرم دیده‌ام؛ حال و هوای آن روزها و خیلی موارد دیگر. اما به لطف همان دوستان، جلسه خوب پیش رفت و در انتها به همه و به‌ویژه جوان‌ترها گفتم: آن دوستان در جبهه گروهی تشکیل داده و نامش را گذاشته بودند، اخلاص. من فکر می‌کنم کلید حل همه مشکلات در همین کلمه نهفته؛ هر کدام از ما هر جا که هستیم و هر کاری انجام می‌دهیم، خرد یا کلان، اگر در گفتار، رفتار و اعمال‌مان اخلاص داشته باشیم؛ کار درست و آن‌چنان که باید پیش می‌رود و اگر خدای نکرده چنین نباشد، هیچ تلاشی به سرانجام نمی‌رسد. بر این باورم که امروز اگر همان همرزمان شهیدم زنده بودند، همین‌گونه فکر و عمل می‌کردند. امروز روز شعار نیست؛ روز عمل است. باید در میدان بود. تلاش کرد. وقت گذاشت و با اخلاص کارها را پیش برد. این تنها راه برون رفت از تنگناهاست.”

گفتنی است، شهید محمد فاضل، شهید حسن فتاحی ثانی، شهید مجید مهدوی، شهید سیدمصطفی مختاری تعدادی از همرزمان دکتر قاضی زاده هاشمی در حماسه خونین هویزه بوده اند.