اوقات فراغت در جبهه ها
تا جايى كه من يادم مى آيد(1) و در جبهه شاهد بودم بچه ها اوقات فراغت خودشان را به اين نحو مى گذراندند:
1- گفتگوهاى دستجمعى بعد از صرف ناهار يا شام كه بيشتر حول خاطرات دور مي زد.
2- انتقال تجربيات خود به دوستان و برادران همرزم از طريق گفتگو يا آموزشهاى غير رسمى- مثلا اگر كسى نقشه خوانى خوب مى دانست يا كسى رديابى ستارگان را بلد بود يا با قطب نما حسابى كار كرده بود بيدريغ اين دانش را در اختيار همه مى گذاشت.
3- بحث در زمينه هاى عقيدتى، اخلاقى و سياسى- مثل ابراز نگرانى بچه ها از وضع بدحجابى و...
4- مشاعره بين بچه هاى علاقه مند كه بيشتر اشعار عرفانى در سطح فهم خود را بيان مى كردند.
5- توسل به ائمه اطهار عليهم السلام به وسيله مداحى و خواندن ادعيه مثل دعاهاى كميل، سمات و ندبه و توسل و...
6- كشتى گرفتن بچه هايى كه با هم ندارترند به اصطلاح؛ و تماشاى ديگران.
7- شستن ظروف و واكس كردن پوتين بچه ها بدون اينكه كسى مطلع شود.
8- فوتبال و واليبال و ساير ورزشهاى نشاط آور با توجه به موقعيت هاى خاص استراتژيك منطقه.
9- مطالعه كه در صدر اوقات فراغت بچه ها قرار داشت. از خواندن قرآن گرفته تا كتب مختلف عقيدتى، عرفانى و سياسى و نشريات و روزنامه هاى در دسترس.
10- بازديد از ويرانه هاى ناشى از جنگ و گشت در منطقه
11- نامه، وصيت نامه، خاطره، گزارش و... نويسى.
12- نظافت، اعم از نظافت اسلحه يا شست و شوى لباس پس از استحمام و نظافت كلى و هفتگى سنگر.
13- شركت در كلاسهايى كه از طرف گردان و سياسى عقيدتى لشكر داير مى شد.
14- خلوت و تنهايى. قدم زدن و تفكر خصوصا در ايام و اوقاتى خاص مثل قبل و بعد از عمليات، موقع غروب آفتاب و صبح.
15- مصاحبت با پيرمردان سنگر و استفاده از تجارب و خاطرات خوب آنها.
16- اختصاص هر وقت و هر لحظه براى شنيدن سجاياى اخلاقى امام از طريق نوارهاى كاست يا ويدئو و بوسيله برادران روحانى گردان كه از اساتيد خود بعضا شنيده بودند و...
پی نوشت :
(1) مهدى جابر مرادى- متولد 1338