پرچم ايران بالاي مسجد جامع
شهيد سيد محسن حسني
به بهانه شركت در عمليات بيت المقدس از پادگان آموزشي مرخصي گرفته و به جبهه رفت. خرمشهر آزاد شد و مردم با شور و شعف خاصي به خيابانها ريخته و شعار ميدادند: «خرمشهر آزاد شد، دل امام شاد شد.» يك شب تصاويري از آن روزها را در تلويزيون پخش ميكردند، عدهاي رزمنده به بالاي مسجد جامع ، آن پايگاه مقاومت و دژ ايثار خونينشهر رفته و پرچم ايران را نصب ميكردند، محسن يكي از رزمندگان را نشانم داد و گفت: «مادر اين را ميشناسي؟» من كه توجه نكرده بودم گفتم: «نه، كي بود؟» محسن با حالتي خاص خاطراتي از تصرف شهر توسط نيروهاي خط شكن جبهه تعريف كرد و گفت: «با فتح خرمشهر قرار شد چند نفر سيد، پرچم ايران را در بالاي مسجد جامع نصب كنند. اين هم خودم بودم كه نشانتان دادم.» حالا هر سال سوم خرداد، نظارهگر اين صحنه از تلويزيون هستم، نزديكش ميروم و محسن را پيدا ميكنم دستانم را با تمام عشق وصال در فراقش بر روي شيشه تلويزيون ميكشم و صلوات ميفرستم.
منبع:كتاب جرعه عطش
راوي:مادر شهيد