http://www.tashohada.ir/index.php/fa/news/18285
شناسه خبر: 18285
۱۳۹۳-۳-۲ ۲۳:۱۹
روزهاي مقاومت16
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">شب بو. جلوي كلاس‌ها توي محوطه جمع شده بوديم. جهان‌آرا گريه مي‌كرد. مي‌گفت «وعده وعيدها به ما زياد دادن. گفتن توپ‌خونه‌ي قزوين توي راهه. تيپ فلان داره مي‌آد كمكتون. ولي از هيچ كدوم خبري نشد. هيچ كمكي نمي‌رسه. تنها نيرومون ايمانه. شما تكليفتون رو انجام داده‌ين. مي‌تونين برين يا بمونين. اگه دلتون مي‌سوزه، بايستين كنار بچه‌ها. ما تا آخرين لحظه وا مي‌ايستيم. وظيفه‌مون رو انجام مي‌ديم.»</p>
بعد از بمباران مدرسه جهانارا پيغام داده بود «همه جمع شوند كوي بهروز.»
شب بو. جلوي كلاسها توي محوطه جمع شده بوديم. جهانآرا گريه ميكرد. ميگفت «وعده وعيدها به ما زياد دادن. گفتن توپخونهي قزوين توي راهه. تيپ فلان داره ميآد كمكتون. ولي از هيچ كدوم خبري نشد. هيچ كمكي نميرسه. تنها نيرومون ايمانه. شما تكليفتون رو انجام دادهين. ميتونين برين يا بمونين. اگه دلتون ميسوزه، بايستين كنار بچهها. ما تا آخرين لحظه وا ميايستيم. وظيفهمون رو انجام ميديم.»
بعضيها آن موقع ميگفتند «هر كي بره، نامرده.»
حرف جهانآرا با بقيه خيلي فرق ميكرد. ما را آزاد گذاشته بود.
پایان
منبع: روزگاران، کتاب خونین شهر، انتشارات روایت فتح،چاپ اول 1383